<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500</id><updated>2011-07-07T20:31:46.001-07:00</updated><title type='text'>سياه و سپيد</title><subtitle type='html'>نشريه سابق دانشجويي دانشگاه زاهدان</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>27</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-2919587544898072266</id><published>2010-03-24T01:01:00.000-07:00</published><updated>2010-03-24T01:02:53.710-07:00</updated><title type='text'>شروع مجدد</title><content type='html'>شروع مجدد وبلاگ رو امروز اعلام میکنم.&lt;br /&gt;از امروز تلاش میکنم حداقل به صورت هفتگی وبلاگ رو ابدیت کنم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-2919587544898072266?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/2919587544898072266/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=2919587544898072266' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2919587544898072266'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2919587544898072266'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='شروع مجدد'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-2705334687971775851</id><published>2009-07-31T11:45:00.000-07:00</published><updated>2009-07-31T11:53:01.346-07:00</updated><title type='text'>امروز که سبز همۀ رنگ‌هاست به فردایش بیندیشیم</title><content type='html'>یک جمهوری‌خواه&lt;br /&gt;شاملو زمانی گفته بود ما ایرانی‌ها مثل خفتگانی هستیم که فقط زمانی حرکت می‌کنیم که بخواهیم از این پهلو به آن پهلو بغلتیم . &lt;br /&gt;نه شاملو که خیلی‌ها تا دیروز فکر می‌کردند ما ایرانی‌ها همچون پیکری پیر و فرتوت دراز به دراز در این تاریخ پرشتاب افتاده‌ایم و اگر چیزی هم می‌بینم در خواب می‌بینیم. اما شاملو و آن کسانی که وضع امروز ما را رقم زده‌اند یک چیز رابه حساب نیاورده بودند و آن خونی بود که در شریان‌های این پیر فرتوت چند هزار ساله جریان دارد، قلبی که می‌تپید و خفته‌ای که هر لحظه امکان بیدار شدن داشت.&lt;br /&gt;امروز ما درست در لحظه ای هستیم که این خفته برخاسته است، دامن پر گردش را تکانده و بلند قامت‌تر از همیشه تمام تئوری‌ها و داستان‌ها و سهل‌پنداری‌ها را به سُخره گرفته است. گواه سخن من همین جنبشی است که زیر پوست که نه، در تمام اجزای این مُلک جریان دارد. جنبشی سبز که با تمام لحظات تاریخ ما متفاوت است، در قالب تنگ هیچ تئوری و نظریه‌ای نمی‌گنجد و می‌خروشد و راهش را به جلو باز می‌کند. تنها آنها که گوش خود رامحکم گرفته‌اند و سر در برف فرو کرده‌اند آن را نمی‌بینند. یا می‌بینند و باور نمی‌کنند.&lt;br /&gt;این جنبش سبز با همۀ جنبش‌ها و حرکت‌ها و برخاستن‌های ما در دیروزهای تاریخ‌مان فرق دارد. کسی در این جنبش بی هویت نیست در عین اینکه همه هم یک هویت ندارند . عکس و علم و بیرق هیچ افسونگری بر افراشته نیست، که در این جنش همه حرف از واقعیت اینجا و اکنون است . در این جنبش هیچ کسی دیگری را به ته صف نمی‌راند چرا که همه با هم برابرند. به تفاوت‌های‌ یکدیگر احترام می‌گذاریم، احترامی نه از جنس تعارف و اغماض. احترامی همه از سر فهم . در این جنبش آن‌کس که با حجاب است در کنار کسی است که معترضِ حجاب اجباریست؛ آن‌کس که الله اکبر می‌گوید و آن‌کس که برای اعتراض الله اکبر می‌گوید؛ آن‌کس که دلبسته انقلاب است و آن‌کس که منتقد نظام . آن‌کس که رأیش را می‌خواهد در کنار آن‌کس که هیچ وقت رأی نداده و اکنون آمده تا با پاهایش رأی بدهد. آن‌کس که به میرحسین رأی داده در کنار آنکس که به میرحسین هم رأی نداده. آن‌کس که دیندار است در کنار آن‌کس که دولت را جدا از دین می‌خواهد.&lt;br /&gt;این تفاوت‌ها در این جنبش رنگ نباخته، رها نشده در خانۀ کسی جا نمانده. این هویت ها باعث شرمساری هیچ کس نیست. مردم با حفظ این تفاوت‌ها و با عِلم به آنها و برای بروز آنها به این جنبش پیوسته‌اند. سرچشمۀ این جنبش بر کسی پیدا نیست گویی از اعماق همان تاریخ کسالت بار قطره قطره جوشیده و به این رود خروشانی که ما در آنیم رسیده . سند این جنبش به نام کسی نیست این جنبش امامی ندارد به تعداد شر کت کنندگانش معنا دارد .&lt;br /&gt;از هر کجای این جنبش عکسی بگیری سبز است لازم نیست در فردای پیروزی عکسی سانسور شود. اگر در انقلاب عکس امام ماند و عکس مصدق حذف شد اگر عکس شعائیان را کسی ندید و عکس شریعتی تحمل شد تا رفته رفته رنگ ببازد، این جنبش همه جایش یک رنگ است . &lt;br /&gt;همه آنها را که تا دیروز منتقدشان بودی را می‌بینی و می‌دانی فردا و پس فردا هم منتقدشان خواهی بود اما دستش را به مهر می‌فشاری . &lt;br /&gt;زن و مرد بودن دیگر دیوار بین آدم‌ها نیست و تمام آنچه که سال‌ها رشتند تا بگویند زن یک صف مرد یک صف در این جنش پنبه شد به باد رفت . تمام دیوارهایی که خشت بر روی خشت 30 سال بین آدم‌ها کشیدند تا آنها در حصار فردیت‌شان محبوس شوند در آنی دود شد به هوا رفت. آن منفردها در کنار هم ایستاده‌اند ولی یک توده بی شکل نشده‌اند. اکنون روشن شده‌است که در تمام این سال‌ها درون هر حصاری، زیستی جریان داشته و هویتی شکل گرفته و جوانه‌ای سر زده. که این جنبش اینقدر سبز است . &lt;br /&gt;جنبش سبز منتظر و معطل هیچ تئوریسینی نیست که آن را مدرن بنامد یا سنتی یا پسامدرن. این جنبش شناسنامه‌ای به نام خودش و برای خودش صادر کرده به نامی که شبیه نام هیچ‌کس نیست. این جنبش مولود یک نفر و ده نفر و صد نفر نیست که اگر به زندان رفتند و اعتراف کردند که سبز نیستند و زردند به خزان بنشیند. مردم افسون نشده‌اند که بتوان سِحر حرکت‌شان را باطل کرد. این مردم پُر از شور زندگی و پر از شعور زنده بودنند، راه می‌روند و دیگر نمی‌توان آنها را متوقف کرد و میرحسین چه هوشی دارد که این را فهمیده است. این مردی که بیست سال نگفت آن وقت هم که گفت بریده بریده سخن گفت در دل جنبش که ایستاد دیگر یک کُنش‌گر تاریخی بود که سلیس و زیبا سخن می‌گفت و این، هم از اقبال اوست و هم از اقبال جنبش سبز که سخنگویش - نه امام و پیشوایش- تاریخ را خوب می‌فهمد و برای جازدن و وادادن و پا پس کشیدن نه استعدادی دارد و نه انگیزه ای. موسوی خود می‌داند که در دل این جنبش، میر حسین است و جدا از آن سیاستمداری که هیچ کس نامش را به یاد نخواهد آورد . &lt;br /&gt;دیدن همۀ آن تصویری که ترسیم شد هم آسان است هم دشوار. آسان، اگر تفاوت‌ها را ببینیم و دشوار اگر تن‌آسایی مجبورمان‌کند تفاوت‌ها را از قلم بیاندازیم. آسان اگر سبز همۀ رنگ ها بماند و دشوار اگر کاهلی وادارمان ‌کند مردم را یک کاسه کنیم. آسان، اگر بخواهیم جنبش سبز با شعار رستن ایران ادامه یابد و دشوار اگر سوداگرانی باشیم که نخواهیم این رود باغ همسایه را نیز سبز کند. &lt;br /&gt;پس اینک که سبز همۀ رنگ‌هاست، امروز که همزیستی تفاوت‌ها زیبایی و قدرت این جنبش را آشکار کرده به فکر فردایش باشیم. به فکر باشیم و از خود و دیگر یارانِ‌مان در این لحظۀ بیداری تاریخ بپرسیم که چه کنیم و چه باید کرد تا فردا سبز هیچ‌یک از رنگ‌هایش را نبازد و ماجرای غم‌انگیز خودی و غیرخودی یکبار برای همیشه از کشور ما رخت بربندد. &lt;br /&gt;و تاریخ منتظر هیچ خفته‌ای نخواهد ماند. این را همیشه گفته است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-2705334687971775851?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/2705334687971775851/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=2705334687971775851' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2705334687971775851'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2705334687971775851'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/07/blog-post_31.html' title='امروز که سبز همۀ رنگ‌هاست به فردایش بیندیشیم'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-7024967831679850009</id><published>2009-07-28T09:01:00.000-07:00</published><updated>2009-07-28T11:35:21.667-07:00</updated><title type='text'>نقدی بر مقاله علی مطهری در روزنامه اعتماد ملی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cnic%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0cm; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; 	mso-header-margin:36.0pt; 	mso-footer-margin:36.0pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;در روزنامه اعتماد ملی شماره 966 تاریخ 21 تیر 1388 مطلبی از آقای علی مطهری با تیتر اصولگرای شکست خورد چاپ شده بود ، البته انطور که ازاین مطلب بر می آمد منظور نویسنده این بود که در روند تبلیغات انتخاباتی نوع رقابت و ترفندهای کاندیداها طوری بود که از منظر ایشان دو گفتمان رایج اصولگرایی و اصلاح طلبی شکست خورده است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;ایشان در مورد شکست اصلاح طلبی مسائلی را مطرح می کند که در ذهن هر خواننده نکات و سوالاتی را بر می انگیزد ، مثلا در جایی از مقاله ایشان آمده " آقای موسوی در مناظرات خود چنان بر مساله دروغگویی اصرار داشت و تکرار می کرد که شکی باقی نگذاشت که این یک ترفند انتخاباتی و استفاده از اصل روانی تلقین است برای به در کردن حریف از میدان و بهره برداری بعد از اعلام نتیجه انتخابات " . این صحبت آقای مطهری این سوال را پیش می آورد که این تاکید جناب مهندس موسوی آیا یک موضوع اجتناب ناپذیر بود یا یک ترفند انتخاباتی ؟ وقتی میر حسین موسوی به عنوان نامزد ریاست جمهورمطرح است نباید واقعیت آن چیزی را که میبیند و حس می کند را به جامعه و مردم بگوید تا مردم بتوانند بین صحبتهای که می شود نتیجه بگیرند که چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه است ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;ایشان همچنین می نویسد" در برنامه مستند آقای کروبی از حجاب اختیاری و نفی تعدد زوجات در ایران سخن رانده شد " در جواب باید به جناب مطهری گفته شود اولا که موضوع حجاب اختیاری اولین بار نیست مطرح می شود و قبلا نیز این اتفاق افتاده مثلا در گذشته آیت الله طالقانی که از رهبران اصلی انقلاب به شمار میاید به صورت بسیار صریح اعلام کرده بود که در حجاب هیچ اجباری در کار نیست و ثانیا این سوال مطرح می شود که چرا در کشور حقوق زنان تا این حد ضایع شود که نامزدهای انتخاباتی به زنان و عده و وعید بدهند با اینکه میبینم بسیاری از زنان به این موضوعات معترض هستند ( اگر این کار آقای کروبی را یک ترفند انتخاباتی در نظر بیاوریم قائدتا باید افراد بسیار زیادی دنبال آن باشند تا وی به این شکل رای بسیاری از مخالفین این جور مسائل مربوط به زنان را از خود دور کند ) وبا اینکه مراجعی چون آیت الله صانعی نیز در این موارد موافقت خود را اعلام کرده اند هنوز مسئله حقوق زنان را نادیده میگیریم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;علی مطهری در جای دیگری از مطلب خود می گوید هر سه کاندیدا ( موسوی، کروبی واحمدی نژاد) " ممیزی کتاب را انکار کرده اند و این یعنی آزادی نشر رمانهای خانمان برانداز که ریزترین روابط جنسی را تشریح کرده اند " سخن ایشان را درباره آقای احمدی نژاد نمیتوان در نظر آورد چون ایشان در حال حاضر خود ریس جمهور هستند و وضعیت نشر کتاب در زمان ایشان موردا انتقاد مابقی نامزدهای انتخابات شده است ولی صحبت نامزدهای اصلاح طلب در رابطه با سانسور کتاب کاملا مشخص بود که در چه حیطه ای است و کاملا سوای این موضوع است اولا همین موضوع که گروهی به عنوان ممیزی به جای مردم که خود عاقل و بالغ هستند تصمیم بگیرند که چه چیزی بخوانند و چه چیزی نخوانند خود کاری بس اشتباه است ، دوما موضوع مهم تر اینکه به قول میرحسین موسوی یک کتاب در همین دولت 16 بار مجوز چاپ میگیرد و برای بار هفدهم ممیزی کتاب آن را&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;رد میکنند و یا کتابی مثل دلبرکان غم رده من که به قول آقای مطهری ریزترین مسایل جنسی را شرح می دهد به راحتی مجوز چاپ می دهد این گونه مسایل نشان میدهد که ممیزی کتاب بیشتد از اینکه مسایل اخلاقی معیار مورد نظر داشته باشد مسایل سیاسی را در اولویت می آورد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقا مطهر در جا دیگری از مطلب خود اینچنین مینویسد "به نظر مي‌رسيد كه آقاي موسوي نمي‌تواند از نيروي اجتماعي پديد آمده در جريان انتخابات و به قول خودش موج سبز و به تعبير ديگر از اين انرژي متراكم بگذرد و خود را در قامت رهبر يك نهضت اجتماعي مي‌ديد نه صرفا يك معترض به نتيجه انتخابات، همين امر باعث شد بسياري از كساني كه به ايشان راي داده بودند اعلام ندامت كنند و از آن نيروي اجتماعي كاسته شود،"&lt;/span&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt; باید در جواب ایشان گفت می توانیم به راحتی بگویم تا پایان انتخابات اغلب حامیان میرحسین موسوی در واقع حامیان سید محمد خاتمی بودند که به خاطر وی از میرحسین موسوی حمایت میکردند ولی از روز شنبه که اعتراض مردم نسبت به تقلب گسترده در انتخابات آغاز شد و زمانی که میر حسیین موسوی همانطور که قول داده بود بر سر حق مردم پافشاری کرد به عنوان رهبر معترضان شناخته می شد و علاوه بر آن نه تنها از حامیان ایشان کاسته نشد بلکه به آنها بسیار بیشتر هم شد و این بار نه بار خاطر خاتمی و نه به خاطر هچ کس دیگر بلکه بسی محبوب تر و مقبول تر ازشخص خاتمی به همان دلیل مقاومت و پافشار بر حق قانونی مردم چون در گذشته نیز به راحتی حق مردم پایمال و لی بسیاری از اصلاح طلبان مثل آقای خاتمی به راحتی پشت مردم را خالی می کردند و ان موضوع به عینه قابل دیدن بود که بسیاری از منتقدان آقای موسوی به حامیان ایشان تبدیل شدند.&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;آقای مطهری در جالب ترین قسمت از مطلب خود می نویسد :&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;"نيرويي كه مي‌توانست با هدايت درست آقاي موسوي مانعي براي تخلفات دولت دهم و عاملي براي هدايت آن باشد."&lt;br /&gt;به نظر میرسد منظور ایشان این است که آقای موسوی می توانست از حامیان خود در جهت هدایت دولت استفاده کند&lt;br /&gt;در جواب صحبت ایشان چند نکته قابل ذکر است که یاد آور می شوم اول اینکه چهار سال پیش آقای هاشمی رفسنجانی ده میلیون رای در انتخابات آوردند البته وی نیز یه نتیجه اعلام شده در انتخابات معترض بود ولی به قول آقای  مطهری سعی داشت از حامیان خود با هدف جلوگیری از تخلفات دولت نهم استفاده با این تفاوت که هاشمی علاوه برای حامیان مردمی اش رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و بعدا رئیس مجلس خبرگان هم شد ولی همه شاهد بودیم و قتی این شخص که از رهبران وسران انقلاب به حساب می آمد چند اعتراض نسبت به تخلفات و نحوه مدیریت کشور انجام داد چگونه مورد هجوم حملات توسط دولت و حامیان قدرتمند اش قرار گرفت  تابه جایی که رسانه  ظاهرا ملی هم به شخصی که تا کمتر از یک دهه پیش به عنوان یکی از مقدسات و بزرگان نظام معرفی می کرد سخت ترین حملات را انجام داد .&lt;br /&gt;دوم اینکه آقای موسوی به چه شکل می توانست با تکیه به حمایت مردمی اش جلوی تخلف دولت را بگیرد ای کاش آقای مطهری برای این صحبت خود راهکاری نیز ارائه می داد اما ایشان چون خود جواب صحبت خود را می دانند سکوت کرده اند و چیزی نگفته اند آیا در صورت انجام تخلف توسط دهم آقای موسوی راهی جز همین تشویق مردم برای گرفتن حق خود از راه قانونی شان یعنی تجمع و اعتراضات مستقیم دارند؟ اصلا از نظر آقای موسوی و آقای کروبی و همچنین حامیانشان بزرگترین تخلفی که توسط دولت و شورای نگهبان اتفاق می افتاد همین تخلف در انتخابات است و باید دیگر جلوی آنها گرفته شود.&lt;br /&gt;آقای مطهر همچنین می نویسد:"  بايد اذعان كنيم كه برخي از نيروهاي ضدشورش ما آموزش كافي براي اين روزها را نديده‌اند و گاهي با زود وارد شدن به معركه مشكل‌آفرين مي‌شوند، چنان‌كه در كوي دانشگاه، مجتمع سبحان و مجتمع سعادت‌آباد شاهد بوديم، ضمن اينكه اساسا استفاده از لباس‌شخصي‌ها خلاف قانون است و فقط افراد نيروي ويژه و نيروي انتظامي حق ورود در اينگونه حوادث را دارند. بايد به اين نيروها آموزش داد كه صرف شعار دادن مجوزي براي حمله به افراد نيست و مادام كه قصد تخريب يا آتش‌زدن در كار نباشد نبايد فردي مورد ضرب و شتم قرار گيرد."&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt; این صحبت ایشان قابل تقدیر است که اشاره کرده اند باید نیروی انتظامی آموزش کافی ببنند تا ب جهت به مردم حمله نکنند و مردم مورد ضرب و شتم قرار ندهند اما باید اینجا باز چند نکته را یاد آور شوم طوری که مشخص شده نه تنها پرسنل نیرو انتظامی آموزش ندیده و توجیه نشده که غیر قانونی عمل نکند بلکه حتی آموزش دیده که دقیقا به همین روش به مردم که اکثرا با آرامش و قانونی دست به اعتراض میزنند حمله کنند و با تمام توان آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهند و حتا احساس می شود که به آنها اطمینان داده می شود که به خاطر این کار غیر قانونی شان هیچ برخورد با آنها نمی شود و در مورد لباس شخصی ها که ایشان نیز به آن اشاره ای داشته اند جالب است که در ان چند وقت همه ان مسئولان می گویند که از هویت آنها مشخص نست و لی بر همه عیان شده که این افراد خود از پرسنل نیرو انتظام هستند که به سادگی می توانند اقدام کنند و به راحتی تمام قانون را نادیده بگیرند و انجا باد از شخص مثل آقای مطهر که نماینده ملت است باد پرسده شود چرا تا به حال با اینکه چندین سال است این مسئله مطرح است هیچ اقدام در جهت حل ان مسئله انجام ندادند.&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:130%;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;در پایان باد گفت صحبت آقای مطهری در مورد شکست گفتمان اصلاح طلبی بر اساس معیارهای که وی به عنوان مشخصه های اصلاحات در نظر آورده کاملا اشتباه است بلکه اصلاحات حال دیگر مسیر خود را مشخص تر می داند که باید برای گرفتن حق مردم در مقابل اقتدار گرایان به هچ وجه کوتاه نیاید و حتا نتیجه این قبلا که دست به این کار زده بودند و به راحتی از مواضع خود عقب می نشستند را حالا درو کردند .&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-7024967831679850009?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/7024967831679850009/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=7024967831679850009' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7024967831679850009'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7024967831679850009'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='نقدی بر مقاله علی مطهری در روزنامه اعتماد ملی'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-6375780172919402746</id><published>2009-04-20T09:50:00.000-07:00</published><updated>2009-04-20T10:52:29.255-07:00</updated><title type='text'>معرفی پیشینه و سوابق علی لاریجانی</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در ادامه معرفی شخصیتهای سیاسی کشور این بار به سوابق رئیس مجلس هشتم جناب علی اردشیر لاریجانی می پردازیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم خوشایند دوستان واقع شود ضمنا تقاضا می کنم حتما نظر خود را در قسمت نظرات اعلام کنید با تشکر .&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.iccim.ir/images/stories/IMG/NEWS/87/06/larijani02.jpg"&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 350px; CURSOR: hand; HEIGHT: 344px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.iccim.ir/images/stories/IMG/NEWS/87/06/larijani02.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;علی اردشیر لاریجانی، متولد سال &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۳۶" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û³Û¶"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۳۶&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در &lt;/span&gt;&lt;a title="نجف" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù†Ø¬Ù"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نجف&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، استاد دانشگاه و سیاستمدار &lt;/span&gt;&lt;a title="ایرانی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§ÛŒØ±Ø§Ù†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ایرانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; است. وی هم‌اکنون، نماینده و رئیس هشتمین دوره &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس شورای اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ø´ÙˆØ±Ø§ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس شورای اسلامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; از حوزه انتخابیه قم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;زندگی خانوادگی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;علی لاریجانی فرزند &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="حاج میرزا هاشم آملی (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D8%A2%D9%85%D9%84%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حاج میرزا هاشم آملی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; است. پدر او متولد &lt;/span&gt;&lt;a title="لاریجان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù„Ø§Ø±ÛŒØ¬Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;لاریجان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود. برادران او نیز هر کدام راهی جداگانه در پیش گرفتند. محمد جواد، با خواندن ریاضی رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی شد. او همچنین رئیس &lt;/span&gt;&lt;a title="پژوهشگاه دانش‌های بنیادی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ú˜ÙˆÙ‡Ø´Ú¯Ø§Ù‡_Ø¯Ø§Ù†Ø´â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ_Ø¨Ù†ÛŒØ§Ø¯ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پژوهشگاه دانش‌های بنیادی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; است. یکی دیگر از برادران او، صادق، استاد &lt;/span&gt;&lt;a title="حوزه علمیه قم" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø&amp;shy;ÙˆØ²Ù‡_Ø¹Ù„Ù…ÛŒÙ‡_Ù‚Ù…"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حوزه علمیه قم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و عضو &lt;/span&gt;&lt;a title="شورای نگهبان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø´ÙˆØ±Ø§ÛŒ_Ù†Ú¯Ù‡Ø¨Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شورای نگهبان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس خبرگان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ø®Ø¨Ø±Ú¯Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس خبرگان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; شد. باقر لاریجانی هم پزشکی خواند، و رئیس &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="دانشگاه علوم پزشکی تهران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¯Ø§Ù†Ø´Ú¯Ø§Ù‡_Ø¹Ù„ÙˆÙ…_Ù¾Ø²Ø´Ú©ÛŒ_ØªÙ‡Ø±Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دانشگاه علوم پزشکی تهران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; شد. فاضل لاریجانی نیز کارمند وزارت امور خارجه و از دیپلمات‌های جمهوری اسلامی است. خواهر علی لاریجانی همسر حجت‌الاسلام مصطفی محقق داماد است. پسرخاله وی &lt;/span&gt;&lt;a title="احمد توکلی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§Ø&amp;shy;Ù…Ø¯_ØªÙˆÚ©Ù„ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;احمد توکلی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; فعال سیاسی ایرانی است.&lt;br /&gt;علی لاریجانی در سن ۲۰ سالگی، با فریده دختر ۱۵ ساله &lt;/span&gt;&lt;a title="مرتضی مطهری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø±ØªØ¶ÛŒ_Ù…Ø·Ù‡Ø±ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مرتضی مطهری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; ازدواج کرد. وی چهار فرزند دارد، دو دختر با نام‌های فاطمه و سارا و دو پسر با نام‌های مرتضی و محمدرضا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;strong&gt;زندگی دانشگاهی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;وی دانش‌آموخته &lt;/span&gt;&lt;a title="دانشگاه صنعتی شریف" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¯Ø§Ù†Ø´Ú¯Ø§Ù‡_ØµÙ†Ø¹ØªÛŒ_Ø´Ø±ÛŒÙ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دانشگاه صنعتی شریف&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در مقطع &lt;/span&gt;&lt;a title="کارشناسی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ú©Ø§Ø±Ø´Ù†Ø§Ø³ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کارشناسی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و در رشتهٔ ریاضی و دانش‌آموختهٔ &lt;/span&gt;&lt;a title="دانشگاه تهران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¯Ø§Ù†Ø´Ú¯Ø§Ù‡_ØªÙ‡Ø±Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دانشگاه تهران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در مقطع &lt;/span&gt;&lt;a title="کارشناسی ارشد" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ú©Ø§Ø±Ø´Ù†Ø§Ø³ÛŒ_Ø§Ø±Ø´Ø¯"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کارشناسی ارشد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="دکتری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¯Ú©ØªØ±ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دکتری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در رشتهٔ فلسفه غرب است.&lt;br /&gt;او در سال &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۵۸" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³ÛµÛ¸"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۵۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; رتبهٔ اول رشته &lt;/span&gt;&lt;a title="ریاضیات" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø±ÛŒØ§Ø¶ÛŒØ§Øª"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ریاضیات&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="علوم کامپیوتر" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ù„ÙˆÙ…_Ú©Ø§Ù…Ù¾ÛŒÙˆØªØ±"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;علوم کامپیوتر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; دانشگاه صنعتی شریف را کسب کرد. وی همچنین دو کتاب علمی با عناوین متافیزیک و علوم دقیقه در فلسفهٔ &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="کانت" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ú©Ø§Ù†Øª"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کانت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و روش ریاضی در فلسفهٔ کانت و کتابی دیگر با عنوان دولت مدرن؛ پیمانی با مردم و همچنین پانزده مقالهٔ پژوهشی در موضوعات مختلف علمی نگاشته‌است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;اولین سمت‌های اجرایی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اولین سمت اجرایی مدیریت کل برون مرزی و واحد مرکزی خبر &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="صدا و سیمای جمهوری اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ØµØ¯Ø§_Ùˆ_Ø³ÛŒÙ…Ø§ÛŒ_Ø¬Ù…Ù‡ÙˆØ±ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صدا و سیما&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود. بین سال &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۶۱" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û¶Û±"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۶۱&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; تا &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۷۰" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û·Û°"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۷۰&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، وی معاون وزارتخانه‌های &lt;/span&gt;&lt;a title="وزارت کار و امور اجتماعی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙˆØ²Ø§Ø±Øª_Ú©Ø§Ø±_Ùˆ_Ø§Ù…ÙˆØ±_Ø§Ø¬ØªÙ…Ø§Ø¹ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کار و امور اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="وزارت پست و تلگراف و تلفن" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙˆØ²Ø§Ø±Øª_Ù¾Ø³Øª_Ùˆ_ØªÙ„Ú¯Ø±Ø§Ù_Ùˆ_ØªÙ„ÙÙ†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پست و تلگراف و تلفن&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; (وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات فعلی) و همچنین &lt;/span&gt;&lt;a title="سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø³Ù¾Ø§Ù‡_Ù¾Ø§Ø³Ø¯Ø§Ø±Ø§Ù†_Ø§Ù†Ù‚Ù„Ø§Ø¨_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سپاه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; را بر عهده گرفت و سپس جانشین ستاد کل سپاه بود.&lt;br /&gt;در سال &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۷۰" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û·Û°"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۷۰&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و در زمان ریاست جمهوری &lt;/span&gt;&lt;a title="اکبر هاشمی رفسنجانی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§Ú©Ø¨Ø±_Ù‡Ø§Ø´Ù…ÛŒ_Ø±ÙØ³Ù†Ø¬Ø§Ù†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هاشمی رفسنجانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و پس از استعفای &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="سید محمد خاتمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø³ÛŒØ¯_Ù…Ø&amp;shy;Ù…Ø¯_Ø®Ø§ØªÙ…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سید محمد خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; از سمت وزارت &lt;/span&gt;&lt;a title="وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙˆØ²Ø§Ø±Øª_ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯_Ùˆ_Ø§Ø±Ø´Ø§Ø¯_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ارشاد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، لاریجانی در این سمت قرار گرفت و تا &lt;/span&gt;&lt;a title="بهمن" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¨Ù‡Ù…Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بهمن&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۷۲" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û·Û²"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۷۲&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; به‌عنوان وزیر در این وزارتخانه حضور داشت. در سال &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۷۳" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û·Û³"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۷۳&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; وی با حکم رهبری، ریاست سازمان صدا و سیما را برعهده گرفت.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;ریاست صدا و سیما&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;وی ده سال ریاست سازمان صدا و سیما را بعهده داشت و در این مدت تغییرات بارزی در این سازمان به‌وجود آورد. در طی این دوران تعداد شبکه‌های تلویزیونی این سازمان از سه شبکه به ۷ شبکه رسید. در پایان دوران ریاست او بر این سازمان، ۷ شبکهٔ تلویزیونی، ۸ شبکهٔ رادیویی ملّی و سراسری، ۳۰ شبکهٔ رادیویی استانی، ۴ شبکهٔ تلویزیونی استانی، و هفت شبکهٔ جهانی توسط صدا و سیما اداره می‌شد. علاوه بر این شبکه‌ها، روزنامهٔ &lt;/span&gt;&lt;a title="جام جم (روزنامه)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¬Ø§Ù…_Ø¬Ù…_(Ø±ÙˆØ²Ù†Ø§Ù…Ù‡)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جام جم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و شرکت تولید فیلم &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="سیما فیلم (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سیما فیلم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; هم در دوران مدیریت وی توسط سازمان صدا و سیما تأسیس شدند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;منتقدان &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;منتقدان عملکرد لاریجانی در صدا و سیما معتقدند که دولت خاتمی و مجلس ششم در تمام دوران خود نه تنها از رسانه ملی محروم بودند بلکه آنرا در مقابل خود میدیدند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="عبدالله رمضان زاده (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عبدالله رمضان زاده&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; سخنگوی دولت خاتمی می‌گوید: «روزی آقای &lt;/span&gt;&lt;a title="محمود احمدی‌نژاد" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø&amp;shy;Ù…ÙˆØ¯_Ø§Ø&amp;shy;Ù…Ø¯ÛŒâ€ŒÙ†Ú˜Ø§Ø¯"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محمود احمدی‌نژاد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; که شهردار تهران بودند پل عابر پیاده برقی &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="میدان هفت تیر (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D9%87%D9%81%D8%AA_%D8%AA%DB%8C%D8%B1&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;میدان هفت تیر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; را افتتاح کردند که حدود ۴۰ میلیون تومان در یک مدت زمان طولانی صورت گرفت که البته همین هم نیازمند انجام تحقیق و تفحص است و همان روز آقای دکتر عارف کارخانه &lt;/span&gt;&lt;a title="توربین" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ØªÙˆØ±Ø¨ÛŒÙ†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;توربین سازی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; نیروگاه‌های ما را در &lt;/span&gt;&lt;a title="کرج" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ú©Ø±Ø¬"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کرج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; با هزینه‌ای بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان افتتاح کردند و &lt;/span&gt;&lt;a title="ایران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§ÛŒØ±Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ایران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; به جمع ۱۰ کشور صاحب این فناوری دست یافت. ولی صدا و سیما از پل عابر پیاده ۴۰ میلیون تومانی شهردار احمدی نژاد ۱۵ دقیقه در ۵ بخش خبری پخش کرد و پروژه ۲۰۰ میلیارد تومانی را که معاون اول رئیس جمهوری افتتاح کرد در ۴۵ ثانیه و در ۴ بخش خبری پوشش داد...از این مصادیق بسیار است و به طور مثال در عسلویه ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه شد که تمام آن در دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد ولی چه کسی از آن اطلاع دارد.»&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;تحقیق و تفحص مجلس ششم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نمایندگان &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس ششم (جمهوری اسلامی)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ø´Ø´Ù…_(Ø¬Ù…Ù‡ÙˆØ±ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس ششم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; که اکثریت آن را &lt;/span&gt;&lt;a title="اصلاح‌طلبان ایران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§ØµÙ„Ø§Ø&amp;shy;â€ŒØ·Ù„Ø¨Ø§Ù†_Ø§ÛŒØ±Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اصلاح طلبان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; تشکیل می‌دادند خواستار تحقیق و تفحص از &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="صدا و سیما" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ØµØ¯Ø§_Ùˆ_Ø³ÛŒÙ…Ø§"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صدا و سیما&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; شدند اما شورای نگهبان با این تفسیر که رهبر فوق همه قواست مانع از تحقیق و تفحص مجلس گردید. با اصرار نمایندگان، آیت الله سید &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="علی خامنه‌ای" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ù„ÛŒ_Ø®Ø§Ù…Ù†Ù‡â€ŒØ§ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;علی خامنه‌ای&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; رهبر انقلاب نهایتاً تحقیق و تفحص را پذیرفت و مجلس توانست تنها در سه موضوع شامل: میزان ونحوه هزینه کردن درامدهای اگهی‌ها، خریدهای خارج از کشور و اهدای هدایا تحقیق کند. گرچه به گفته نمایندگان طرح تحقیق با کارشکنی‌های متعدد سازمان مواجه گردید و بیش از یکسال بطول انجامید، صداو سیما و قوه قضائیه نمایندگان را تهدید به محاکمه کرده و پرونده تخلفات صداو سیما در مجلس هفتم بدون پیگیری بسته شد.&lt;br /&gt;گزارش تحقیق و تفحص مجلس تنها از ۵ حساب بانکی صدا و سیما (از مجموع ۲۰۰ حساب بانکی) حاکی از تخلفات مالی به ارزش ۵۲۵۰ میلیارد ریال در این سازمان بود.لاریجانی تحقیق و تحفص نمایندگان را به تمسخر گرفته و آنرا «کشکی» خواند.&lt;br /&gt;نمایندگان در بیانیه‌ای که در آخرین روزهای عمر مجلس ششم منتشر گردید خواستار پیگیری و رسیدگی به گزارش تحقیق و تفحص توسط یک قاضی «خداترس، عادل و بی‌طرف» شدند. &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="قوه قضائیه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù‚ÙˆÙ‡_Ù‚Ø¶Ø§Ø¦ÛŒÙ‡"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قوه قضائیه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; هیچگاه به این گزارش رسیدگی نکرد و &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس هفتم (جمهوری اسلامی)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ù‡ÙØªÙ…_(Ø¬Ù…Ù‡ÙˆØ±ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس اصولگرای هفتم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; نیز علاقه‌ای به پیگیری آن نداشت.&lt;br /&gt;قرائت گزارش تحقیق و تفحص مجلس از صداو سیما همزمان با روزهای پایانی فعالیت مجلس ششم و برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود.صدا و سیما در جریان انتخابات اخبار رد صلاحیت گسترده نامزد‌های اصلاح طلب، اعتراضات احزاب و گروهها به عملکرد شورای نگهبان، تحصن نمایندگان و نهایتا تحریم انتخابات توسط اصلاح طلبان را با نگاهی جانبدارانه پوشش داد تا جاییکه به سانسور بیانیه مشترک روسای دو قوه(&lt;/span&gt;&lt;a title="محمد خاتمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø&amp;shy;Ù…Ø¯_Ø®Ø§ØªÙ…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; رییس جمهور و &lt;/span&gt;&lt;a title="مهدی کروبی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ù‡Ø¯ÛŒ_Ú©Ø±ÙˆØ¨ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کروبی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; رییس مجلس) رسید. اصلاح طلبان ضمن آنکه لاریجانی را متهم می‌کردند که مغز متفکر جناح راست (&lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="طیف اصولگرا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø·ÛŒÙ_Ø§ØµÙˆÙ„Ú¯Ø±Ø§"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اصولگرا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;) است و صداو سیما را به دستگاه تبلیغانی محافظه کاران تبدیل کرده‌است، ریشه بخشی از تلاشهای وی را در نگرانی از احتمال پیگیری گزارش تحقیق و تفحص مجلس و تخلفات ۵۲۵۰ میلیارد ریالی اش می‌جستند. خاتمی رییس جمهور و &lt;/span&gt;&lt;a title="اکبر اعلمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§Ú©Ø¨Ø±_Ø§Ø¹Ù„Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اکبر اعلمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; (رییس هیات نظارت بر صداو سیما) در بیانیه‌های جداگانه‌ای به این اقدام لاریجانی اعتراض کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;منصوبان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;پس از معرفی عوضعلی کردان معروف به &lt;/span&gt;&lt;a title="علی کردان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ù„ÛŒ_Ú©Ø±Ø¯Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;علی کردان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; که سالها سمت معاونت مالی اداری و معاونت مجلس صداو سیما را بر عهده داشت برای تصدی &lt;/span&gt;&lt;a title="وزارت نفت" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙˆØ²Ø§Ø±Øª_Ù†ÙØª"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وزارت نفت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; به مجلس هشتم، عملکرد وی در دورا ن صداو سیما مورد بررسی نمایندگان قرار گرفته و انتقادات فراوانی پیرامون عملکرد وی به عنوان یکی از منصوبان لاریجانی مطرح شد. او همچنین در جلسات با نمایندگان مجلس گفت که به دستور لاریجانی مدرک تقلبی وی برای تعیین حقوق مورد قبول قرار گرفته‌است. برخی از نمایندگان برجسته جناح راست به دلیل تقلبی بودن مدرک تحصیلی و استخدام گسترده همشهریان در صداوسیما وی را مناسب تصدی پست وزارت کشور ندانستند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="دانشگاه آکسفورد" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¯Ø§Ù†Ø´Ú¯Ø§Ù‡_Ø¢Ú©Ø³ÙÙˆØ±Ø¯"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دانشگاه آکسفورد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; نیز در پاسخ به استعلام یکی از رسانه‌های ایرانی ارائه مدرک به وی را تکذیب کرد. به گفته برخی نمایندگان مدرک فوق لیسانس و لیسانس وی جعلی بوده است و علی کردان فقط دارای مدرک فوق دیپلم می بوده است .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;نامزدی انتخابات ریاست جمهوری&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;او در انتخابات سال &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۸۴" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û¸Û´"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۸۴&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; برای نهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کرد. او در این انتخابات شکست خورد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;شورای عالی امنیت ملی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;لاریجانی که پس از پایان دوران ریاستش در صدا و سیما، همچنان عضو &lt;/span&gt;&lt;a title="مجمع تشخیص مصلحت نظام" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù…Ø¹_ØªØ´Ø®ÛŒØµ_Ù…ØµÙ„Ø&amp;shy;Øª_Ù†Ø¸Ø§Ù…"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجمع تشخیص مصلحت نظام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و &lt;/span&gt;&lt;a title="شورای عالی انقلاب فرهنگی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø´ÙˆØ±Ø§ÛŒ_Ø¹Ø§Ù„ÛŒ_Ø§Ù†Ù‚Ù„Ø§Ø¨_ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شورای عالی انقلاب فرهنگی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود، در &lt;/span&gt;&lt;a title="۵ خرداد" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ûµ_Ø®Ø±Ø¯Ø§Ø¯"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۵ خرداد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۸۳" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û¸Û³"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۸۳&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; با حکم &lt;/span&gt;&lt;a title="سید علی خامنه‌ای" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø³ÛŒØ¯_Ø¹Ù„ÛŒ_Ø®Ø§Ù…Ù†Ù‡â€ŒØ§ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سید علی خامنه‌ای&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; رهبر معظم انقلاب به‌عنوان نمایندهٔ رهبر در شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. سپس در &lt;/span&gt;&lt;a title="۲۴ مرداد" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û²Û´_Ù…Ø±Ø¯Ø§Ø¯"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۲۴ مرداد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۸۴" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û¸Û´"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۸۴&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، به‌عنوان دبیر &lt;/span&gt;&lt;a title="شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø´ÙˆØ±Ø§ÛŒ_Ø¹Ø§Ù„ÛŒ_Ø§Ù…Ù†ÛŒØª_Ù…Ù„ÛŒ_Ø¬Ù…Ù‡ÙˆØ±ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ_Ø§ÛŒØ±Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; انتخاب شد. اما در سال &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۸۶" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û¸Û¶"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۸۶&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; پس از چندین بار درخواست او برای استعفا از ریاست شورای عالی امنیت ملی، در روز &lt;/span&gt;&lt;a title="۲۸ مهر" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û²Û¸_Ù…Ù‡Ø±"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۲۸ مهر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۸۶" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û¸Û¶"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۸۶&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; درخواست استعفای او پذیرفته شد و مسؤولیت ۲۶ ماههٔ او در این پست پایان یافت . در آن زمان که محمود احمدی‌نژاد پرونده هسته‌ای ایران را در شورای امنیت سازمان ملل پایان یافته دانسته بود، علی لاریجانی در میان راه مذاکرات خود با &lt;/span&gt;&lt;a title="خاویر سولانا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø®Ø§ÙˆÛŒØ±_Ø³ÙˆÙ„Ø§Ù†Ø§"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خاویر سولانا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; قرار داشت. ماجرای استعفای او پس از دیدار &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="ولادمیر پوتین" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙˆÙ„Ø§Ø¯Ù…ÛŒØ±_Ù¾ÙˆØªÛŒÙ†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ولادمیر پوتین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; از ایران و دیدار او با سید &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="علی خامنه‌ای" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ù„ÛŒ_Ø®Ø§Ù…Ù†Ù‡â€ŒØ§ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;علی خامنه‌ای&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; رهبر انقلاب رخ داد.&lt;br /&gt;استعفای وی بازتاب گسترده در رسانه‌های جهان داشت.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;ریاست مجلس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;علی لاریجانی پس از کسب نمایندگی مردم &lt;/span&gt;&lt;a title="قم" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù‚Ù…"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس شورای اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ø´ÙˆØ±Ø§ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس شورای اسلامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، در چهارمین جلسه علنی مجلس هشتم با کسب اکثریت آرا برای یک سال به عنوان رییس هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. او که تنها نامزد ریاست مجلس بود موفق به کسب ۲۳۷ رأی از ۲۵۹ رأی مأخوذه شد. در این انتخابات از مجموع آرای ریخته شده به گلدان‌ها ۲۲ رای سفید بود . او پیش از این از سوی اصولگرایان، جناح اکثریت مجلس، برای نامزدی ریاست مجلس برگزیده شده بود. در این رقابت او توانست رقیبش &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="غلامعلی حداد عادل" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ØºÙ„Ø§Ù…Ø¹Ù„ÛŒ_Ø&amp;shy;Ø¯Ø§Ø¯_Ø¹Ø§Ø¯Ù„"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;غلامعلی حداد عادل&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، رئیس &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="مجلس شورای اسلامی (دور هفتم)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ø´ÙˆØ±Ø§ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ_(Ø¯ÙˆØ±_Ù‡ÙØªÙ…)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس هفتم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، را شکست دهد&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 618px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://i21.tinypic.com/dc7kgj.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-6375780172919402746?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/6375780172919402746/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=6375780172919402746' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6375780172919402746'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6375780172919402746'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post_20.html' title='معرفی پیشینه و سوابق علی لاریجانی'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i21.tinypic.com/dc7kgj_th.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-8529400972034468031</id><published>2009-04-11T04:44:00.000-07:00</published><updated>2009-04-11T09:36:05.746-07:00</updated><title type='text'>معرفی</title><content type='html'>قصد دارم در چند مطلب در وبلاگ با استفاده از سایت های گوناگون به عنوان منبع به معرفی شخصیتهای اصلاح طلب و محافظه کار و همچنین اپوزیسیون بپردازم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همین راستا در این مطلب سعی شده که تا حد امکان به سوابق جناب حجت الاسلام عبدالله نوری پرداخته شود امید است که خوشایند دوستان واقع شود ضمنا بسیار خوشحال می شوم اگر نظر خود را در قسمت نظرات اعلام بفرمایید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 350px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://teribon.com/wp-content/uploads/2009/01/nori4.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عبدالله نوری (زاده &lt;/span&gt;&lt;a title="۱۳۲۸" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Û±Û³Û²Û¸"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;۱۳۲۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;) با تحصیلات حوزوی در سطح «خارج فقه و اصول»، وزیر کشور پیشین در دور اول ریاست جمهوری &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="هاشمی رفسنجانی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù‡Ø§Ø´Ù…ÛŒ_Ø±ÙØ³Ù†Ø¬Ø§Ù†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هاشمی رفسنجانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و دور اول ریاست جمهوری &lt;/span&gt;&lt;a title="محمد خاتمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø&amp;shy;Ù…Ø¯_Ø®Ø§ØªÙ…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محمد خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، همچنین نماینده &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="مجلس پنجم (جمهوری اسلامی)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ù¾Ù†Ø¬Ù…_(Ø¬Ù…Ù‡ÙˆØ±ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس پنجم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و عضو اولین دوره &lt;/span&gt;&lt;a title="شورای اسلامی شهر تهران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø´ÙˆØ±Ø§ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ_Ø´Ù‡Ø±_ØªÙ‡Ø±Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شورای اسلامی شهر تهران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عبدالله نوری فعالیت سیاسی خود را با مدیریت در رادیو و تلویزیون دولتی -&lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="صدا و سیما" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ØµØ¯Ø§_Ùˆ_Ø³ÛŒÙ…Ø§"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صدا و سیما&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;- و معاونت &lt;/span&gt;&lt;a title="وزارت امور خارجه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙˆØ²Ø§Ø±Øª_Ø§Ù…ÙˆØ±_Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù‡"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وزارت امور خارجه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در ابتدای &lt;/span&gt;&lt;a title="انقلاب" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§Ù†Ù‚Ù„Ø§Ø¨"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انقلاب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; آغاز کرد. از مسئولیت‌های دیگر وی نمایندگی امام خمینی در هیات نظارت شورای عالی قضایی، جهاد سازندگی و &lt;/span&gt;&lt;a title="سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø³Ù¾Ø§Ù‡_Ù¾Ø§Ø³Ø¯Ø§Ø±Ø§Ù†_Ø§Ù†Ù‚Ù„Ø§Ø¨_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سپاه پاسداران انقلاب اسلامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در دوران جنگ و پس از &lt;/span&gt;&lt;a title="فضل الله محلاتی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙØ¶Ù„_Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù…Ø&amp;shy;Ù„Ø§ØªÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فضل الله محلاتی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود. او همچنین با حکم &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="خمینی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø®Ù…ÛŒÙ†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خمینی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; عضو &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="شورای بازنگری قانون اساسی (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شورای بازنگری قانون اساسی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بوده‌است.&lt;br /&gt;وی پس از آن به‌عنوان وزیر کشور در دولت اول &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="هاشمی رفسنجانی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù‡Ø§Ø´Ù…ÛŒ_Ø±ÙØ³Ù†Ø¬Ø§Ù†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هاشمی رفسنجانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; منصوب گردید. ادغام &lt;/span&gt;&lt;a title="شهربانی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø´Ù‡Ø±Ø¨Ø§Ù†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شهربانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;a title="ژاندارمری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ú˜Ø§Ù†Ø¯Ø§Ø±Ù…Ø±ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ژاندارمری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="کمیته‌های انقلاب اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ú©Ù…ÛŒØªÙ‡â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ_Ø§Ù†Ù‚Ù„Ø§Ø¨_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کمیته‌های انقلاب اسلامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و ایجاد &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="نیروی انتظامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù†ÛŒØ±ÙˆÛŒ_Ø§Ù†ØªØ¸Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نیروی انتظامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; از اقدامات دوران وزارت وی بود. او در کنار &lt;/span&gt;&lt;a title="محمد خاتمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø&amp;shy;Ù…Ø¯_Ø®Ø§ØªÙ…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محمد خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; وزیر فرهنگ و ارشاد با فشار جناح راست ناچار به کناره‌گیری از پست &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="وزارت کشور" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙˆØ²Ø§Ø±Øª_Ú©Ø´ÙˆØ±"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وزارت کشور&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; شد. &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="ناطق نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù†Ø§Ø·Ù‚_Ù†ÙˆØ±ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ناطق نوری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بعدها در کتاب خاطرات خود نقل می‌کند که: «ما نمی‌پذیریم که آقای عبدالله نوری ولایی فکر کند.»&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۲]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; وی در انتخابات مجلس پنجم در سال ۷۴ شرکت کرده و از &lt;/span&gt;&lt;a title="تهران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ØªÙ‡Ø±Ø§Ù†"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تهران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; به مجلس راه یافت. نام وی در لیست مورد حمایت &lt;/span&gt;&lt;a title="حزب کارگزاران سازندگی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø&amp;shy;Ø²Ø¨_Ú©Ø§Ø±Ú¯Ø²Ø§Ø±Ø§Ù†_Ø³Ø§Ø²Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حزب کارگزاران سازندگی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; قرار داشت. وی در &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس پنجم" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ù¾Ù†Ø¬Ù…"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس پنجم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; به‌عنوان رئیس فراکسیون اقلیت انتخاب شد. او همچنین از سوی سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی دو دوره (دوره دوم مجمع ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۵ و دوره سوم مجمع ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰) به‌عضویت &lt;/span&gt;&lt;a title="مجمع تشخیص مصلحت نظام" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù…Ø¹_ØªØ´Ø®ÛŒØµ_Ù…ØµÙ„Ø&amp;shy;Øª_Ù†Ø¸Ø§Ù…"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجمع تشخیص مصلحت نظام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; درآمد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پس از پیروزی &lt;/span&gt;&lt;a title="محمد خاتمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø&amp;shy;Ù…Ø¯_Ø®Ø§ØªÙ…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محمد خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در انتخابات ریاست جمهوری در ۲ خرداد سال ۷۶ نوری دوباره پست ریاست کشور را عهده‌دار شد. وی از مهره‌های اصلی دولت اصلاح‌طلب خاتمی به شمار می‌رفت.از آن‌جهت که سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی پس از تشکیل &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="نیروی انتظامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù†ÛŒØ±ÙˆÛŒ_Ø§Ù†ØªØ¸Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نیروی انتظامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; کنترل آنرا در دست گرفته و وزیر کشور علیرغم آنکه مسؤول حفظ امنیت کشور بود در عین حال هیچ نظارت و کنترلی بر نیروی انتظامی نداشت، وی حاضر به پذیرش مسؤولیت امنیت اجلاس سران &lt;/span&gt;&lt;a title="سازمان کنفرانس اسلامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø³Ø§Ø²Ù…Ø§Ù†_Ú©Ù†ÙØ±Ø§Ù†Ø³_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سازمان کنفرانس اسلامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; که در &lt;/span&gt;&lt;a title="پاییز" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø§ÛŒÛŒØ²"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پاییز&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; ۷۶ در تهران برگزار گردید نشد.&lt;br /&gt;بر اساس قوانین جمهوری اسلامی برگزاری تجمعات آزاد است مگر آنکه مخل امنیت داخلی باشد. از این رو، گروههای سیاسی و اقشار مختلف اجتماعی برای برگزاری تجمع نیاز به اخذ مجوز از وزارت کشور دارند، اما وزارت کشور در سال‌های اخیر معمولاً با همه درخواست‌ها برای برگزاری تجمع مخالفت می‌کند.&lt;br /&gt;عبدالله نوری نیز به نوبه خود با انتصاب &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="مصطفی تاج‌زاده (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%AC%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مصطفی تاج‌زاده&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; از فعالان جنبش دوم خرداد به عنوان معاون سیاسی خود تلاش کرد تا برگزاری تجمعات را در ایران نهادینه کند.&lt;br /&gt;در دوران وزارت عبدالله نوری گروه‌ها و اقشار مختلف اجتماعی برای گرفتن مجوز از وزارت کشور به منظور برگزاری تجمع مشکلی نداشتند، اما از آنجا که &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="نیروی انتظامی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù†ÛŒØ±ÙˆÛŒ_Ø§Ù†ØªØ¸Ø§Ù…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نیروی انتظامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; به عنوان مسؤول حفظ امنیت تجمعات در کنترل وزارت کشور نبود، تقریباً تمام تجمعاتی که از نظر جناح محافظه‌کار حاکم «نامطلوب» بود، به خشونت کشیده می‌شد.&lt;br /&gt;مسؤولیت به خشونت کشیدن تجمعات قانونی، معمولاً متوجه شبه‌نظامیانی بود که در ایران با عناوینی چون گروههای فشار، لباس شخصی‌ها و یا &lt;/span&gt;&lt;a title="انصار حزب‌الله" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§Ù†ØµØ§Ø±_Ø&amp;shy;Ø²Ø¨â€ŒØ§Ù„Ù„Ù‡"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انصار حزب‌الله&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; مشهورند و گفته می‌شود که از حمایت نهادهای امنیتی و نظامی نیز برخوردارند.&lt;br /&gt;جناح محافظه‌کار ضمن آنکه عملاً اجازهٔ برگزاری هر نوع تجمعی را نمی‌داد، از وزارت کشور تحت مدیریت عبدالله نوری نیز که با درخواست تجمعات موافقت می‌کرد، خشمگین بود. &lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-2"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۳]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; او اندکی بعد توسط مجلس پنجم که اکثریت آن در دست جناح راست بود بدلیل افزایش آزادیهای سیاسی و دفاع از &lt;/span&gt;&lt;a title="غلامحسین کرباسچی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ØºÙ„Ø§Ù…Ø&amp;shy;Ø³ÛŒÙ†_Ú©Ø±Ø¨Ø§Ø³Ú†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;غلامحسین کرباسچی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; شهردار سابق تهران استیضاح و با عدم رای اعتماد آنان برکنار گردید. او پس از برگزاری انتخابات &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="شوراها (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شوراها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; از تهران نامزد شد و به‌عنوان منتخب اول به شورا راه یافت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;از روزنامه خرداد تا اوین&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انتشار روزنامهٔ اصلاح‌طلب «&lt;/span&gt;&lt;a title="خرداد" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø®Ø±Ø¯Ø§Ø¯"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خرداد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;» از اقدامات دیگر او بود. این روزنامه پس از مدتی توقیف شد. این روزنامه شدیداً مورد انتقاد محافظه‌کاران که مخالف طرح دیدگاه‌های نوگرایانه در حوزه‌های دینی هستند قرار گرفت و نهایتاً نوری به واسطهٔ طرح دیدگاه‌هایی در روزنامهٔ خود که تصویری متفاوت از دین &lt;/span&gt;&lt;a title="اسلام" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اسلام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; نسبت آنچه محافظه‌کاران سنتی ارائه می‌کردند، ارائه می‌داد، به &lt;/span&gt;&lt;a title="دادگاه ویژه روحانیت" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¯Ø§Ø¯Ú¯Ø§Ù‡_ÙˆÛŒÚ˜Ù‡_Ø±ÙˆØ&amp;shy;Ø§Ù†ÛŒØª"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دادگاه ویژه روحانیت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; فراخوانده شد و پس از چندین جلسه محاکمه و دفاع، و بنابر اتهام‌هایی مانند توهین به مقدسات، نشر اکاذیب، اقدام بر علیه امنیت ملی و نظایر اینها، در &lt;/span&gt;&lt;a title="دادگاه ویژه روحانیت" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¯Ø§Ø¯Ú¯Ø§Ù‡_ÙˆÛŒÚ˜Ù‡_Ø±ÙˆØ&amp;shy;Ø§Ù†ÛŒØª"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دادگاه ویژه روحانیت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; محاکمه و به ۵ سال زندان محکوم گردید.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-3"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۴]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; علیرغم رایزنی‌های &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="رفسنجانی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø±ÙØ³Ù†Ø¬Ø§Ù†ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;رفسنجانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; با سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر عدم انتشار دفاعیت خود و تبرئه شدن، وی در دادگاه با قاطعیت از اصلاحات دفاع کرد و به زندان محکوم شد. دفاعیت وی در کتابی به‌عنوان شوکران اصلاحات منتشر گردید که با استقبال مردم مواجه شد.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-4"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۵]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;دادستان دادگاه ویژه روحانیت که کیفر خواست ۴۴ صفحه‌ای علیه وی را تنظیم کرد، &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="حجت‌الاسلام محمد ابراهیم نکونام (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%AC%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%85&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حجت‌الاسلام محمد ابراهیم نکونام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و قاضی دادگاه &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="حجت‌الاسلام محمد سلیمی (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%AC%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حجت‌الاسلام محمد سلیمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود. به گفته دادستان از مجموعه مطالب روزنامه خرداد بوی عناد و توطئه علیه نظام استشمام می‌شود. وکیل مدافع وی نیز &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="حجت‌الاسلام محسن رهامی (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%AC%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حجت‌الاسلام محسن رهامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود. هیات منصفه دادگاه نیز شامل حجج اسلام: ‏‎ایزدپناه، صدیقی، پورمحمدی، ‏دعاگو، ‎ مهاجری، دعایی، طه هاشمی و نظام‌زاده‌ بودند که سه نفر آخر در جلسات دادگاه حاضر نشدند.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-5"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۶]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;دیگر شاکیان روزنامه خرداد، ستاد احیای امر بمعروف و نهی از منکر، حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، بسیج دانشجویی و &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="رفعت بیات (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D9%81%D8%B9%D8%AA_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;رفعت بیات&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; مدیر مسئول هفته‌نامهٔ آزادی (از چهره‌های محافظه‌کار که بعداً از زنجان به &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس هفتم (جمهوری اسلامی)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù…Ø¬Ù„Ø³_Ù‡ÙØªÙ…_(Ø¬Ù…Ù‡ÙˆØ±ÛŒ_Ø§Ø³Ù„Ø§Ù…ÛŒ)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس هفتم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; راه یافت) بودند.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-6"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۷]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="خاتمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø®Ø§ØªÙ…ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در پایان دوران ریاست جمهوری‌اش گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙˆÙ†Ø¯Ù‡:Cquote2.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هیچ یک از مدیران (دولتم) نبودند که تا دم در زندان پیش نروند و بسیاری کارهای عظیمی صورت گرفت که پرونده‌سازی‌هایی برای آن انجام شد و من هر آن انتظار داشتم که بیایند و بگویند وزیر تو احضار شده و فلان مدیر تو زندانی شده‌است.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-7"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۸]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙˆÙ†Ø¯Ù‡:Cquote1.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وی در دادگاه موضع جمهوری اسلامی در جریان درگیری اعراب-اسرائیل را به چالش کشید و گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙˆÙ†Ø¯Ù‡:Cquote2.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر فلسطینی‌ها خواستار صلح با اسرائیل هستند ما که هستیم که به دنبال جنگ باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙˆÙ†Ø¯Ù‡:Cquote1.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;او همچنین گفت: «امروز یک روحانی در مقام دادستان یکی روحانی دیگر را متهم به توهین، افترا، نشر اکاذیب و معاندت با دین می‌کند. اگر این آقا راست می‌گوید وای بر روحانیتی که من نمونه‌اش هستم و اگر دروغ می‌گوید وای بر روحانیتی که ایشان نمونه‌اش است.»&lt;br /&gt;وی همچنین به دفاع از حقوق شهروندی و سیاسی نهضت آزادی و &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="آیت‌الله منتظری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¢ÛŒØªâ€ŒØ§Ù„Ù„Ù‡_Ù…Ù†ØªØ¸Ø±ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آیت‌الله منتظری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; که هر دو مغضوب رهبر قبلی و فعلی نظام بودند، پرداخت و صلاحیت دادگاه ویژه روحانیت که بر خلاف قانون اساسی (که همگان را در برابر قانون یکسان دانسته و ایجاد دادگاه ویژه جز برای نظامیان را تایید نکرده‌است) را زیر سوال برد. وی به نامهٔ امام خمینی در سال پایان عمرش خطاب به مجلس سوم (۷ آذر ۱۳۶۷) اشاره کرد که وی گفته بود تصمیم دارد وضع را بصورتی بازگرداند که همه در چهارچوب قانون اساسی فعالیت کنند و بدین ترتیب دادگاه ویژه روحانیت همچون بسیاری تصمیم‌های مقطعی دیگر ضرورتی به ادامه حیات نداشته و مغایر قانون اساسی است. دفاعیات قاطع او همچون موضعش در دفاع از حقوق شهروندی منتقدین نظام و... منجر به صدور شدیدترین رای علیه وی شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;روزنامه خرداد یکی از روزنامه‌های پیگیر قتل‌های زنجیره‌ای بود و همین امر نیز در توقیف روزنامه و محاکمهٔ وی موثر بود. عبدالله نوری خود در دوران وقوع چهار قتل در پاییز ۱۳۷۷ وزیر کشور بود. وی در جلسه دادگاه پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای نیز بطور غیر منتظره از دست داشتن وزیر اطلاعات (دری نجف‌آبادی) در قتل‌ها و صدور فتوا مرتد بودن مقتولان سخن گفت و تلاش دستگاه قضایی برای محدود کردن قتل‌ها به سعید امامی و سایر کارکنان وزارت اطلاعات و عدم پیگیری «آمران» قتل‌ها و محدود کردن مقتولین به همان چهار نفر و عدم پیگیری قتل‌های سال‌های گذشته را تقبیح کرد. سخنان وی بارها توسط رییس دادگاه قطع شد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙˆÙ†Ø¯Ù‡:Cquote2.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آنچه روزنامه خرداد در خصوص پرونده قتل‌ها مطرح کرده پاسخگویی وزیر اطلاعات وقت است که هم قدرت داشته و هم ظاهراً فتوا صادر کرده، از نظر ما وزیر اطلاعات وقت باید بخاطر قتل‌ها پاسخگو باشد چون امنیت ملی را به خطر انداخته‌است.... آیا تلاش نشد که پرونده قتل‌ها در حد چند پرسنل عادی اطلاعات باقی بماند؟ آیا طرح اولیه آن نبود که نقش عاملان بر ملا نشود؟ آیا همه کوشش‌های فعلی صرف این نمی‌شود که مسئله از سعید امامی فراتر نرود و مسئله قتل‌ها به همان چهار مقتول محدود بماند؟... وقتی در سال‌های گذشته بسیاری قتل‌های مشکوک مسکوت گذاشته شد... وقتی برخی دانشمندان شیعه و سنی به دلایل نامعلوم از بین رفتند چطور در برابر همه این فجایع کسی اعتراض و پیگیری نکرد؟... اما حال که محفل مطبوعات رسوایی محفل‌نشینان را به صدا درآورده‌اند برخی در صدد پاک کردن صورت مسئله هستند.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-8"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۹]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;واکنش‌های داخلی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙˆÙ†Ø¯Ù‡:Cquote1.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) و سایر گروه‌های اصلاح طلب زندانی کردن وی را محکوم کردند.اصلاح طلبان محاکمهٔ وی را سیاسی و اتهامات وارد شده به او همچون دفاع از نهضت آزادی و... را مغایر با قوانین حقوقی ایران دانستند.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-9"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۱۰]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;همچنین سید &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="علی خامنه‌ای" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ù„ÛŒ_Ø®Ø§Ù…Ù†Ù‡â€ŒØ§ÛŒ"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;علی خامنه‌ای&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; رهبر انقلاب اسلامی که خود چندی قبل وی را به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کرده بود، به موضع گیری علیه وی پرداخت و او را فریب خورده و قابل ترحم نامید که حرف‌های دشمن را تکرار می‌کند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙˆÙ†Ø¯Ù‡:Cquote2.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جبهه دشمن، غیر از آن آدم غافلی است که خودی هم هست، منتها بیچاره دچار غفلت و اشتباه و فریب می‌شود. بر اثر حادثه‌ای عقده و کینه‌ای پیدا می‌کند و در مقابل نظام می‌ایستد؛ در مقابل سخن حق می‌ایستد؛ در مقابل امام و راه امام می‌ایستد. این، آن دشمن اصلی نیست؛ این یک آدم فریب خورده است؛ این یک آدم قابل ترحّم است! دشمن اصلی کسی است که پشت سر این قرار می‌گیرد، اما خودش را نشان نمی‌دهد؛ در داخل کشور خودش را نشان نمی‌دهد؛ در خارج کشور چرا؛ در جبهه جهانی، در جبهه بین‌المللی، به عنوان یک عضو وفادار سازمان جاسوسی سیای آمریکا یا موساد صهیونیست‌ها چرا؛ کاملاً چهره او آشکار است؛ حرف هم می‌زند؛ حقایق را هم می‌گوید؛ انگیزه‌هایی را هم که او برای مبارزه با اسلام و مسلمین دارد، بیان می‌کند؛ اما آن دنباله او که داخل کشور است، خود را دم چک اقتدار حکومت قرار نمی‌دهد. می‌داند که این حکومت، حکومت مقتدری است؛ حکومتی است که متکی به آرا مردم است؛ متکی به محبت مردم است؛ متکی به ایمان مردم است؛ از این حکومت می‌ترسند و خودشان را جلو نمی‌دهند. حرفشان را با یک واسطه، با دو واسطه، با سه واسطه از زبان آدم‌های غافل می‌زنند. یک وقت می‌بینید طرف، یک روحانی است؛ اما غافل و فریب خورده و بی خبر؛ یا یک دانشجوست؛ اما اسیر احساسات شده و نیندیشیده؛ یا یک فرد معمولی حتی انقلابی است؛ اما زمان را نشناخته، دشمن را نشناخته یا احیاناً دچار عقده و کینه‌ای شده‌است. حرف از زبان این فرد خارج می‌شود؛ اما این بیچاره حرف خودش نیست؛ حرف دشمن است.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù„Ù‡_Ù†ÙˆØ±ÛŒ#cite_note-10"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۱۱]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;بازتاب‌های خارجی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دادگاه وی به‌عنوان معروف‌ترین چهرهٔ اصلاح‌طلب پس از محمد خاتمی بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های بین‌المللی داشت. &lt;/span&gt;&lt;a title="اتحادیه اروپا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§ØªØ&amp;shy;Ø§Ø¯ÛÙ_Ø§Ø±ÙÙ¾Ø§"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اتحادیه اروپا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در اعتراض به زندانی کردن وی و محسن کدیور (دیگر روحانی دگراندیش) گسترش هر گونه روابط و ارتقای مناسبات تجاری اتحادیه اروپا را منوط به بهبود &lt;/span&gt;&lt;a title="حقوق بشر" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø&amp;shy;ÙÙÙ_Ø¨Ø´Ø±"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حقوق بشر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در ایران نمود. سازمان عفو بین‌الملل حکم صادره علیه وی را محکوم کرد. از جمله روزنامه «سالزبورگر ناخریشتن» &lt;/span&gt;&lt;a title="اتریش" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø§ØªØ±ÛØ´"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اتریش&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; با اشاره به دفاعیات نوری در دادگاه نوشت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="image" title="عبدالله نوری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ù¾Ø±ÙÙØ¯Ù:Cquote2.png"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نوری بر مقدس‌ترین تابوهای جمهوری اسلامی انگشت نهاد. او مشروعیت دادگاه روحانیت را انکار کرد و بدین ترتیب جسارتی کرد که تا پیش از آن، شجاع‌ترین اصلاح طلبان هم نکرده بودند. او میراث امام خمینی را که این دادگاه را خارج از قانون اساسی تأسیس کرده بود، زیر سؤال برد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در جریان برگزاری دادگاه علیرغم آنکه وی در بازداشت بوده و هنوز محکوم نشده بود، دادگاه مانع از ثبت نام وی در انتخابات &lt;/span&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="مجلس ششم" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙØ¬ÙØ³_Ø´Ø´Ù"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس ششم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; شد. اما برادر وی &lt;/span&gt;&lt;a class="new" title="علیرضا نوری (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;علیرضا نوری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; که یک پزشک جراح بود در انتخابات ثبت نام کرده و با ۱ میلیون و ۳۴۳ هزار رأی به عنوان نفر سوم در حوزه تهران به مجلس راه یافت. ناظران رای بالای برادر نوری را نشانهٔ اعتراض مردم به محاکمه عبدالله نوری ارزیابی کردند. وی همچین حاضر به نوشتن درخواست عفو برای سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی نشد و پس از تحمل ۳ سال زندان پس از فوت برادر وی عده‌ای از نمایندگان &lt;/span&gt;&lt;a title="مجلس" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙØ¬ÙØ³"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مجلس&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در نامه‌ای به خامنه‌ای خواستار آزادی وی شدند.&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø¹Ø¨Ø¯Ø§ÙÙÙ_ÙÙØ±Û#cite_note-11"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[۱۲]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;او پس از آزادی از زندان تقریباً فعالیت و موضع‌گیری سیاسی را کنار گذاشته و جز در مراسم و محافل کوچکی که در منزل وی با حضور سران اصلاح‌طلب برگزار می‌گردید، شرکت نداشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;انتخابات ریاست جمهوری دهم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در سال ۱۳۸۷ نام وی دوباره توسط اصلاح‌طلبان پیشرو (ادوار تحکیم، تحکیم وحدت، دانشجویان و جمعی از روزنامه نگاران)برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری دهم در کنار محمد خاتمی مطرح شد در شرایطی که با توجه به مشی مستقل و قاطع وی در دوران اصلاحات و موضع‌گیری تند سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی علیه وی کمتر امیدی به تایید صلاحیت وی توسط شورای نگهبان می‌رود.&lt;br /&gt;پس از شایعات و ابهامات بسیار در مورد کاندیداتوری وی، عبدالله نوری دو پیش شرط برای کاندیداتوری خود اعلام کرد. اول اینکه اصلاح طلبان روی کاندیداتوری واحد وی اجماع کنند و دوم اینکه در صورت رد صلاحیت وی کاندیدای دیگری را به جای او اعلام نکنند.&lt;br /&gt;اما چندی بعد با اعلام رسمی کاندیداتوری و فعالسازی ستاد انتخاباتی آقایان مهدی کروبی و مصطفی عارف کار ورود نوری به انتخابات سخت تر شد، اما عبدالله نوری نیز همزمان به فعالیت‌های خود گسترش بیشتری بخشید و در جلسهٔ مهمی با روزنامه نگاران سکوت پنج ساله خود را شکست و پس از انصراف سید محمد خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری دهم چنین به نظر میرسد اصلاح طلبان پیشرو انتخابی جز نوری نخواهند داشت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;منبع سایت ویکی پدیا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-8529400972034468031?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/8529400972034468031/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=8529400972034468031' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8529400972034468031'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8529400972034468031'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post_7364.html' title='معرفی'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-1829126835426753741</id><published>2009-04-11T04:18:00.000-07:00</published><updated>2009-04-11T04:23:01.008-07:00</updated><title type='text'>چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.epsilones.com/imagenes/retratos/russell.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 334px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px" alt="" src="http://www.epsilones.com/imagenes/retratos/russell.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://eskafi%20.com/"&gt;ترجمه ابراهیم اسکافی:&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برتراند آرتورویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ می ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰). ریاضیدان، منطق‌دان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفه در قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، در گفتاری کوتاه با عنوان « چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟»، به روشنی به آسیب شناسی آفات تعصب، جزم و جمود، پیشداوری و .... در باورهای آدمی می پردازد.&lt;br /&gt;برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد. اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند. تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سیاه را میخورند، چون به من این طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت میبرد، مرتکب چنین اظهار نظری نمیشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچکدامشان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد. اغلب موضوعات از این ساده تر به بوته ی آزمایش درمیآیند. اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روشهایی وجود دارد که میتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی میکنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند. اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. شکنجه در الاهیات به کار میرود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید.&lt;br /&gt;یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامونتان دارند آگاه شوید. وقتی که جوان بودم سالهای زیادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ایتالیا و ایالات متحده به سر بردم. فکر میکنم این قضیه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسیار مؤثر بوده است. اگر شما نمیتوانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاههایی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار میآیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همینطور به نظر میرسید. با این وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشید، اما هر دو نمیتوانید بر خطا باشند. این طرز فکر زاینده نوعی احتیاط است. برای کسانی که قدرت تخیل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه ای را با شخصی که دیدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. این روش در مقایسه با گفتگوی رودررو یک فایده و تنها یک فایده دارد و آن این که در معرض همان محدودیتهای زمانی و مکانی قرار ندارد. مهاتما گاندی راه آهن و کشتیهای بخار و ماشین آلات را محکوم میکرد، او دوست میداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثا کند. شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی دارای چنین عقایدی روبرو شوید، زیرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن آوریهای جدید موافقند. اما اگر شما میخواهید مطمئن شوید که در موافقت با چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان کردن این است که مباحثه ای خیالی را تصور کنید و در نظر بگیرید که اگر گاندی حضور میداشت چه دلایلی را برای نقض نظر دیگران ارائه میداد. من گاهی بر اثر این گونه گفتگوهای خیالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز این، بارها دریافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضی، تعصبات و غرورم رو به کاستی میگذارد. نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند. همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شده ایم که ملت ما برتر از سایر ملتهاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشیمان را به گونه ای تعریف میکنیم که ثابت کنیم ارزشهایمان مهمترین ارزشهای ممکن هستند و معایبمان تقریباً ناچیزند. دراینجا دوباره انسان معقول میپذیرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطه بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم. تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-1829126835426753741?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/1829126835426753741/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=1829126835426753741' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1829126835426753741'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1829126835426753741'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post_11.html' title='چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-6088276461893245462</id><published>2009-04-09T02:47:00.000-07:00</published><updated>2009-04-09T02:50:58.370-07:00</updated><title type='text'>کروبی به شورای نگهبان: حق دارم نگران سلامت انتخابات باشم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.salameyazd.com/admin/upload_files/_images/karoubi%209.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 301px; height: 424px;" src="http://www.salameyazd.com/admin/upload_files/_images/karoubi%209.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مهدی کروبی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران به اظهارات اخیر دبیر شورای نگهبان اعتراض کرده و گفته است "هرگونه نشانه                   ای از تخلف نهادهای اجرایی و نظارتی" را در انتخابات افشا خواهد کرد.                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;او عصر روز دوشنبه ۱۷ فروردین (۶ آوریل) در نامه ای به شورای نگهبان، ستایش احمد جنتی از عملکرد دولت محمود احمدی نژاد را "تخلف آشکار از جایگاه قانونی شورای نگهبان" دانست و نوشت: "اکنون که ایشان می خواهند شورای نگهبان را به حزبی سیاسی تغییر دهند، این حق را برای خود قائل هستم که از سلامت انتخابات نگران باشم". &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقای کروبی نوشته است که وقتی "پیر شورای نگهبان" در جمع ناظران از "نامزدی خاص" حمایت کند، "از ناظران جوان چه انتظاری می توان                   داشت جز اینکه تصور کنند همان نامزد خاص باید برنده انتخابات باشد".                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به گفته او حمایت آقای جنتی از عملکرد دولت نهم با سخنان رهبر ایران که روز اول فروردین در سخنرانی ای در مشهد بیان شده بود تناقض                   دارد.                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آیت الله علی خامنه ای تأکید کرده بود حمایت او از دولت "ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست" و از مسئولان خواسته                   بود انتخابات را "سالم و با امانت کامل" برگزار کنند.                  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اما اعتراض اقای کروبی به سخنان آقای جنتی است که روز ۵ فروردین (۲۵ مارس) در نشست ناظران شورای نگهبان در بوشهر گفت: "در سه سال                   اخیر رسیدگی فوق العاده ای به مردم، به خصوص به محرومان شده است که نتیجه تلاش یک دولت پرتلاش و پرکار است".                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این سخنان، اشاره ای است صریح به دولت محمود احمدی نژاد که در سه سال گذشته تصدی امور اجرایی ایران را به عهده داشته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقای احمدی نژاد هنوز رسما برای نامزدی در انتخابات اعلام آمادگی نکرده است، اما نزدیکان او می گویند که اصولگرایان به زودی بر                   سر نامزدی او به توافق خواهند رسید.                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مهدی کروبی در نامه خود، از اعضای شورای نگهبان، به ویژه محمد مومن و محمد یزدی خواسته است به آقای جنتی "تذکر" دهند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;او نوشته که در دوره گذشته انتخابات مورد "بی مهری" مسئولان اجرایی و نظارتی قرار گرفته و حقوق قانونی او "نقض" شده است، بنابراین این بار "با دیدن هرگونه نشانه ای از تخلف و [نقض] بی طرفی نهادهای اجرایی و نظارتی، برخورد علنی" می کند و آن را با "مردم و رهبری" در میان خواهد گذاشت. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقای کروبی که در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز نامزد انتخابات بود، پس از برگزاری دور اول انتخابات و هنگامی که از راهیابی به دور دوم بازماند، در نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای شورای نگهبان و نهادهایی چون بسیج و سپاه را به دخالت در انتخابات متهم کرده بود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; اما آیت الله خامنه ای در سخنرانی روز اول فروردین ماه امسال تأکید کرد: "مسئولان وقت در هر دوره ای رسما متعهد شده اند و صحت                   انتخابات را تضمین کرده اند و انتخابات صحیح بوده است".                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; او به شدت از کسانی که "از حالا شروع کرده اند به خدشه کردن" در سلامت انتخابات انتقاد کرد و گفت این کار ممکن است در دل مردم                   تردید ایجاد کند.                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;"تمهیدات" دولت برای انتخابات&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در این حال وزیر کشور ایران از فراهم شدن "تمهیدات قانونی لازم برای جلوگیری از تخلفات احتمالی" خبر داده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صادق محصولی روز سه شنبه ۱۸ فروردین در جمع خبرنگاران گفت: "وزارت کشور هیأتی را جهت بازرسی و رسیدگی به تخلفات مشخص کرده و هیچ                   نگرانی ای بابت برگزاری انتخاباتی سالم وجود ندارد".                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;او همچنین گفته است استانداران موظف شده اند از اعلام موضع نامزدهای انتخاباتی و سخنرانی آنان استقبال کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این در حالی است اسفندماه سال گذشته به آقای کروبی اجازه سخنرانی در دانشگاه گرگان و دانشگاه بوعلی همدان داده نشد و به نوشته                   روزنامه "اعتماد ملی"، او ناچار شد از پشت نرده های دانشگاه بوعلی با دانشجویان سخن بگوید.                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقای کروبی در هر دو شهر در مکان هایی به جز دانشگاه دیدارها و سخنرانی هایی داشت، اما تأکید کرده بود: "اگر ما را به دانشگاه                   راه ندهند، در کوچه و خیابان حرف خود را خواهیم زد".                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اکنون یک مقام وزارت علوم ایران به خبرگزاری مهر گفته است این وزارتخانه محدودیت هایی را برای سخنرانی های انتخاباتی در دانشگاه                   ها درنظر گرفته است.                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محسن اسلامی، مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خبرگزاری مهر گفته است که "نمایندگان نامزدهای انتخاباتی" نمی توانند به تنهایی در دانشگاه برنامه داشته باشند، بلکه حضور آنها باید همزمان با حضور نمایندگان جناح های دیگر و به صورت مناظره باشد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;او البته تأکید کرده که خود نامزدها می توانند پس از تصویب هیأت نظارت دانشگاه مورد نظر، در جمع دانشگاهیان سخنرانی کنند، اما                   حضور غیر دانشگاهیان در این سخنرانی ها مجاز نخواهد بود.                &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-6088276461893245462?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/6088276461893245462/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=6088276461893245462' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6088276461893245462'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6088276461893245462'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post_9948.html' title='کروبی به شورای نگهبان: حق دارم نگران سلامت انتخابات باشم'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-8578282295274052928</id><published>2009-04-09T02:32:00.000-07:00</published><updated>2009-04-09T02:45:36.508-07:00</updated><title type='text'>یکی به همسر الهام بگوید دانشجو کیست؟</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/archives/1388,01,00020635"&gt;خبر نامه امیر کبیر :&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;h1 id="post-20635"&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/archives/1388,01,00020635" rel="bookmark" title="پیوند همیشگی به یکی به همسر الهام بگوید دانشجو کیست؟؛ مسیح علی نژاد"&gt; &lt;span style="font-size:85%;"&gt;مسیح علی نژاد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h1&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;راست می گوید این فاطمه رجبی. دانشجویان می خواهند بدانند میرحسین موسوی کیست و در تمام این سالها کجا بوده است. دروغ نمی گوید همسر غلامحسین الهام و از قضا بر خال زده است زنی که تاکنون دهان به سوی هر که گشوده جز بویی بر آمده از الفاظ آلوده پدید نیامده است. بیراه نمی گوید کسی که جز احمدی نژاد و الهام، باقی همه در منظر او برانداز و مفسد و خائن و دزد و دروغ گویان عرصه سیاست اند؛ همه می خواهند بدانند موسوی کیست و سوابق او چیست اما سوال اینجاست کدام یک از هم نسل های من سوالهای ناب خود را از زنی میپرسد که خودش هم معلوم نیست کیست و سوابقش چیست و اگر نبود الهام و رییس کابینه اش، حتی فحش نامه هایش هم دیگر خریداری نداشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نوشته است: ” دانشجو ها از سراسر کشور می پرسند موسوی کیست و سوابق اش چیست ” و او بر آن شده که به این پرسش ها پاسخ دهد. یکی به همسر الهام بگوید؛ کدام دانشجو؟ کدام کشور؟ همان دانشجویی که زبان اگر برای طرح پرسشهای اصلی اش باز کند اوین و محرومیت از تحصیل، کمترین پاسخ دولت مورد حمایت او به آن دانشجو خواهد بود؟ همان کشوری که نیمی از نخبگان اش به جرم پرسش گری در خانه غریب افتاده اند؟ یا کشوری که گرسنه گانش خیره به دهان های گشاد دولت متبوع مانده اند و می گویند نفت پیشکش، نان بر سفره بگذارید؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به نظر می رسد سرکار خانم رجبی را چنان احساس مسولیتی برای پاسخگویی به پرسش های “دانشجویان سراسر کشور ” فرا گرفته است که انگار یادش رفته است همسر الهام بودن کافی نیست تا چنین الهاماتی به ایشان شود که اگر پاسخ دانشجویان را ندهد، دانشجو در یافتن پاسخ به پرسش های خود باز می ماند. من هم نماینده هیچ دانشجویی نیستم اما به اندازه خودم پرسشی داشتم مشابه همین پرسشی که ایشان زحمت پاسخگویی اش را کشیدند حالا شاید بد نباشد به سهم خودم به ایشان بگویم: دانشجویان سراسر کشور سوال را از اساتید علم و ادب دارند نه از آنان که با مجیز گویی و معجزه هزاره سوم خواندن رییس دولت، صندلی استادی برایشان پیش کشیده شد. استادانی که این روزهای دانشجویان سراسر کشور برای پرسش از آنها صف می کشند همان ها هستند که به همت هم اندیشان سرکار خانم رجبی از دانشگاه رانده شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به گمانم رجزخوانی های او که میرحسین موسوی را برانداز و فاسد و چه و چه خوانده جای تحلیل ندارد اما باید از او که بار دیگر چادر به کمر بست و با همان ادبیات آشنا همه را مفسد و تنها حلقه سه نفره خودشان را ناجی ملت ایران می داند سوال کرد؛ با کدام رو می شود تکیه بر جای جمعی از استادان ممتاز و صاحب نام کشور که با حکم بازنشستگی یا حکم انتظار خدمت خانه نشین شده اند زد و خود را استاد نامید و سپس فحش نامه خود را نیز، پاسخنامه ای به دانشجو خواند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دانشجو اگر تنها کمی از این عصبانیت سرکار خانم را در ادبیات و شیوه نگارش خود برای بزرگان به کار گیرد و دو سه خطی در وبلاگ و وب سایت شخصی اش منتشر کند، زندان و تحقیر و افسردگی و این اواخر مرگ پاسخش خواهد بود حال که حاشیه برای فحاشی ایشان امن است پس همان به که دست از سر این دانشجو بردارد و فحشی اگر گوشه گلویش گیر گرده مثل همیشه و با همان اعتماد به نفس همیشگی به میدان آید و خروار خروار نصیب دیگرانش کند اما آن را به حساب دانشجویانی نگذارد که وقتی پاسخ این استاد “خود خوانده” را در نبود استادهای رانده شده می خوانند درست یاد شعارهای نوشته شده بر دیوار یک جاهایی در محیط دانشگاه و حرفهای در گوشی می افتند. بخوانید :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دیروز به دانشجویی گفتم: وقتی «تابلوی ذوالجناح» و «ضامن آهوی» استاد فرشچیان شیعه را به وجد می آورد، موسوی گاه بهگاه «گالری نقاشیهای غربی خود را میگشاید» تا ایرانی را در مسیر سر سپردگی هر چه بیشتر غرب راهنما شود…..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;موسوی یک «رفاه طلب عافیت جوی» بوده است که از آنجا که هرگز با این ملت در طول ۲۰ سال همراهی نداشته، دانشجویان او را نمی شناسند…..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همین دیروز یک نفر از نزدیکان و همراهان موسوی برایم پیغام داد که برای مردم بنویسم: من شاهدم ۲۰ سال است موسوی در نماز جمعه شرکت نکرده است. صحت و سقم مسأله با گوینده است….&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;روزی با ماشین، مسافتی را از پشت یک دیوار در منطقه پاستور طی کردم، به من گفته شد «این مسافت دیوار خانه مسکونی موسوی» است…&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شاید بد نباشد کسی حوصله کند به استاد بگوید؛ تمام شده آن فصلی که دانشجو با این گفتم و گفتی ها و پیغام و پسغام ها و اخبارهایی که از در و دیوار و نماز و روزه و طهارت میرحسین به گوش سرکار می رسد، دنبال پاسخ باشد. دانشجو را اگر “رها” کنند از خود میرحسین می پرسد و نیازی به واسطه استادهای “خانواده سالار ” ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-8578282295274052928?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/8578282295274052928/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=8578282295274052928' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8578282295274052928'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8578282295274052928'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post_9842.html' title='یکی به همسر الهام بگوید دانشجو کیست؟'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-7596938609872097246</id><published>2009-04-09T02:14:00.000-07:00</published><updated>2009-04-09T02:44:09.993-07:00</updated><title type='text'>اعضای انجمن اسلامی منتخب دانشجویان امیرکبیر در زندان، دعوت انجمن جعلی از میرحسین با هدف تخریب چهره های اصلاح طلب</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/HPIM2429.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 522px; height: 391px;" src="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/HPIM2429.JPG" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/archives/1388,01,00020893"&gt;خبرنامه امیر کبیر :&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;طبق خبری که توسط فارس، خبرگزاری منتسب به دولت منتشر شد انجمن جعلی دست ساخته رهایی، رئیس خاطی دانشگاه امیرکبیر که پس از تخریب ساختمان انجمن اسلامی دانشجویان با بولدوزر به صورت موازی تشکیل شد و از پشتوانه دانشجویی برخوردار نیست از میر حسین موسوی دعوت کرده که در دانشگاه امیرکبیر سخنرانی کند.  &lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; حنیف حسین ستاریان که در گفتگو با فارس خود را عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير معرفی کرده هدف از این دعوت را روشن شدن ديدگاه‌ها، نظرات و برنامه هاي میرحسین و در راستاي حضور موسوي در دانشگاه‌ها و آشنايي دانشجويان با تفكرات او گفته است. در حالی که ستاریان شهریور ماه سال گذشته شامل اتمام سنوات دانشجویی شده و اکنون دانشجو نیست. نامبرده در جریان بسته شدن خبرگزاری ایلنا در سال ۸۶ به همراه مديرکل حقوقی وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوری، رييس دانشگاه صنعتی اميرکبير و مديرکل دفتر امور حقوقی وزارت کار و امور اجتماعی شاکی پرونده مسعود حیدری، مدیر عامل سابق ایلنا بود. وی خود را در دادگاه عضو انجمن اسلامی امیرکبیر معرفی کرده بود، در حالی که در بسیج دانشجویی عضویت داشت. مسعود حیدری به دلیل پوشش اخبار دانشجویی به سه ماه و یک روز حبس تعزیری در دادگاه محکوم شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; او همچنین در پروژه جعل نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در روز پس از واقعه جعل نشریات در تجمعی که در آن بسیجی ها خواستار انقلاب فرهنگی دوم شده و پس از تجمع هم با جوجه کباب در مقابل دانشگاه پذیرایی شدند گفته: «اگر این نشریات متعلق به اینها نبوده است از کجا تهیه شده است. قطعا کار دانشجویی بوده است. در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی از یک طرف روی بحث زنان، سرشاخه‌های کارگری و معلمان کار می‌کنند تا اتحاد ملی را مخدوش کنند».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; ساختمان انجمن منتخب دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از تابستان ۸۵ شبانه با بولدوزر تخریب و اموال آن توسط دانشگاه مصادره شد. دانشجویان طی سه سال گذشته انتخابات را به صورت آزاد و در صحن دانشگاه برگزار کرده اند. دانشجویان طی این سالها اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر را انتخاب کرده اند. انجمن امیرکبیر نیز به فعالیت های خود در این مدت ادامه داده و در فضای امنیتی دانشگاه امیرکبیر که توسط دست نشانده ای چون رهایی ایجاد شده با دشواری های بسیار فعالیت کرده اند. در حال حاضر نیز ۴ نفر از اعضای فعلی انجمن امیرکبیر در انفرادی زندان اوین محبوس اند. ۹ تن از اعضای فعلی و سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک به جرم اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر بیش از دوماه است در بازداشت به سر می برند و از وضعیت و سلامت جسمی آنها اطلاعی در دست نیست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; شواهد حاکی از آن است که خط اتهام و افترازنی فاطمه رجبی، همسر الهام سخنگوی دولت در خصوص میر حسین موسوی که او را در مقاله ای برانداز خوانده است با سبک و سیاقی مشابه در دعوت کاندیداها توسط انجمن ها و تشکل های جعلی و ساخته دست دولت نهم در حال پیگیری است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; قابل ذکر است طی چند روز گذشته در اقدامی مشابه انجمن های جعلی و دست نشانده دولت نهم از کاندیداهای اصلاح طلب دعوت کرده اند که برای سخنرانی در دانشگاه حاضر شوند. به نظر می رسد این دعوت ها با هدف تخریب چهره های اصلاح طلب در آستانه انتخابات دهم صورت می گیرد و برنامه ای از پیش تعیین شده توسط حامیان احمدی نژاد و وزارت علوم متبوع وی است. دعوت انجمن جعلی دانشگاه اصفهان از کروبی در اوایل خرداد، دعوت انجمن بسیجی دانشگاه الزهرا از کروبی و موسوی، دعوت جامعه اسلامی قزوین از کروبی و انجمن جعلی قزوین از کروبی و موسوی در همین راستا است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; وزارت علوم از بهمن سال ۸۷ دست به تعلیق فعالیت انجمن های منتقد در دانشگاه زده و در پروژه ای سرکوب کننده محدودیت های فراوانی بر سر راه انجمن ها و تشکل های معترض و منتقد ایجاد کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                                &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-7596938609872097246?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/7596938609872097246/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=7596938609872097246' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7596938609872097246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7596938609872097246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post_09.html' title='اعضای انجمن اسلامی منتخب دانشجویان امیرکبیر در زندان، دعوت انجمن جعلی از میرحسین با هدف تخریب چهره های اصلاح طلب'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-4394977297068217021</id><published>2009-04-07T03:54:00.000-07:00</published><updated>2009-04-09T02:44:37.471-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://eskafi.com/"&gt;ابراهیم اسکافی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;«آن قانون اساسی مال پنجاه سال پیش است آن را پدران ما نوشته‌اند، برای خودشان،  ما باید قانون خودمان را داشته باشیم»، «ملاک وضع حال افراد است» جملاتی قریب به  مضمون از آیت‌الله خمینی است. اگر بخواهیم از مفاهیمی که دوسوسور در زبان‌شناسی بر  آن‌ها تأکید زیادی داشت در سیاست استفاده کنیم، باید بگوییم که این عبارت‌ها  نمایانگر سیاست «هم‌زمانی» است که در تقابل با سیاست «درزمانی» قرار می‌گیرد. در  واقع سیاست نباید کارش را به گذر زمان ارتباط دهد، سیاست باید مسائل روز و شرایط  حال را در نظر بگیرد. بررسی وقایع گذشته را باید به مورّخان واگذاشت، سیاست‌مداران  امروز باید به وضعیت امروز و مطالبات جدید مردم و شرایط سیاسی امروز بپردازند.  دوسوسور این موضوع را در زبان‌شناسی مطرح کرد و به شدت زبان‌شناسی «درزمانی» را  مورد نقد قرار دارد و معتقد بود اتفاقاتی که در طول زمان در زبان رخ می‌دهد به  عواملی بیرون از زبان مربوط است و ربطی به زبان‌شناسی ندارد. او معتقد بود که  زبان‌شناس باید به مطالعه‌ی زبان در یک زمان خاص بپردازد و نظام زبان و قواعد حاکم  بر آن را بشناسد. انتقادات زیادی به این دیدگاه شده است و ما به آن فعلاً کاری  نداریم. اگر قرار باشد این دیدگاه را به جای زبان‌شناسی به سیاست تعمیم بدهیم و در  واقع سیاست‌مدار را به جای زبان‌شناس بنشانیم، چه پیش می‌آید.&lt;br /&gt;برخی از گروه‌های  سیاسی در ایران وقتی خودشان را قرار است معرفی کنند یا این که هویت حزبشان را بیان  کنند معمولاً به نقاط عطف تاریخی (مثل انقلاب مشروطه، انقلاب اکتبر روسیه، کودتای  28 مرداد، ملی شدن صنعت نفت، 15 خرداد 42، انقلاب 57 و دوم خرداد 76) و گاهی هم به  شخصیت‌های برجسته (مثل مصدق، کاشانی، بازرگان، ارانی، خمینی، شریعتی، خاتمی) اشاره  می‌کنند و در مرام‌نامه‌ی آن‌ها معمولاً اشاراتی تاریخی وجود دارد، گویا تا  تکلیف‌شان را با گذشته‌های دور روشن نکنند نمی‌توانند حرف‌شان را بزنند. از دیدگاه  سیاست هم‌زمانی قاعدتاً این مسائل خارج از موضوع تلقی می‌شود و سیاست‌مدار و گروه  سیاسی باید تکلیفش را با نظام موجود و نقش جدیدش روشن کند. نیروهای ملی - مذهبی و  نهضت آزادی تأکید زیادی بر شخصیت مصدق دارند، از سوی دیگر احزاب روحانی و مذهبی  بیشتر بر انقلاب 57 و شخصیت امام خمینی تأکید می‌کنند، شاید در این میان گروه‌هایی  مطرح که کم‌تر به مسائل تاریخی و در واقع سیاست درزمانی اشاره می‌کنند، یکی جبهه  مشارکت در داخل باشد و دیگری اتحاد جمهوری‌خواهان در خارج از کشور.&lt;br /&gt;نامزدهای  انتخاباتی را می‌توانیم در مفهوم سوسوری به مثابه‌ی «نشانه» در نظر بگیریم که هر  کدام نقش خاصی را در بازی انتخابات قرار است ایفا می‌کنند. نشانه بر مبنای دیدگاه  سوسور ذاتاً معنایی ندارد و در واقع آن چیزی است که نیست. سوسور نشانه‌ها را  قراردادی می‌دانند که هیچ کدام با انگیزه‌ی خاصی تعریف نمی‌شوند. از این نظر نماد  با نشانه تفاوت دارد. نماد کاملاً آگاهانه طراحی می‌شود و شما با دیدن آن به راحتی  به مفهوم آن پی می‌برید. اما نشانه کاملاً قراردادی است و به توافق جمع بستگی دارد.  مثلاً به آن‌چه ما کتاب می‌گوییم در هر کشوری چیز خاصی می‌گویند و بین این واژه‌ها  و مفهوم کتاب هیچ گونه رابطه‌ی منطقی وجود ندارد. اگر بخواهیم در انتخابات اخیر  نمادها را پید کنیم. به نظر می‌رسد خاتمی بیش از یک نشانه بود و فارغ از این که  دیگران باشند یا نباشند تا حدودی نقشش مشخص بود و البته احمدی‌نژاد هم همین‌طور.  اما دیگر نامزدهای مطرح هنوز حالت نمادین که به خود نگرفته‌اند، هیچ، حالت نشانه هم  ندارند و جامعه‌ی سیاسی هنوز سرگردان است که با آن‌ها چه باید بکند. مثلاً پورمحمدی  روشن نیست چه نقشی می‌خواهد ایفا کند. سوسور معتقد است نشانه‌ها باید خودشان را در  تقابل با دیگران نشان دهند. هر نامزدی باید روشن سازد که چه تفاوتی با احمدی‌نژاد،  کروبی و دیگر نامزدها دارد. همین وضعیت ناروشنی نشانه‌ها در اردوگاه اصلاح‌طلبان هم  دیده می‌شود، روشن نیست که با حذف خاتمی چه کسی می‌خواهد نقش او را بازی کند. از یک  سو کروبی خود را نماینده اصلاح‌طلبان می‌داند و احساس می‌کند دین بزرگی هم بر گردن  آنان دارد و از سوی دیگر عده‌ای قرار است موسوی را برگزیده‌ی اصلاح‌طلبان معرفی  کنند. در این میان نقش «نماینده‌ی اصلاح‌طلبان» هم‌چنان در پرده‌ی ابهام باقی مانده  و «دالّ» خود را نیافته است.&lt;br /&gt;نمونه‌ی جالبی که در مبارزه‌ی سیاسی، نشانه‌ها به  خوبی نقش بازی کردند، انتخابات مجلس ششم بود. در آن مبارزه‌ی انتخاباتی افرادی در  فهرست اصلاح‌طلبان بودند که به هیچ وجه خودشان شناخته شده نبودند و سابقه‌ی روشنی  نداشتند، اما قرار گرفتن در فهرست اصلاح‌طلبان آنان را وارد مجلس کرد. در واقع  جامعه‌ی سیاسی پذیرفته بود که کسانی که در این فهرست قرار می‌گیرند قرار است نقش  خاصی را بازی کنند و با بقیه تفاوت‌های روشنی دارند.&lt;br /&gt;از سوی دیگر سوسور در مورد  برنامه‌ریزی زبانی و در واقع دست‌کاری نشانه‌ها دیدگاه بدبینانه‌ای دارد و مدعی است  برنامه‌ریزی زبانی محتوم به شکست است. اما اتفاقات چند دهه پس از درگذشت وی نشان  داده است که در مواردی برنامه‌ریزی زبانی موفقیت‌های بزرگی کسب کرده است. در سیاست  ایران هم می‌توان به مورد انتخابات مجلس ششم اشاره کرد که نشانه‌ها به خوبی جا  افتادند.&lt;br /&gt;بازی شطرنج مثال خوبی است که سوسور با آن دیدگاه‌ خود را درباره‌ی زبان  و نشانه‌ها به خوبی نشان می‌دهد. قراردادی بودن نشانه‌ها در واقع به این معناست که  نقشی که مهره‌ها بازی کنند به شکل، جنس و اندازه‌شان بستگی ندارد، بلکه قرارداد  بازی است که نوع بازی و حرکات را مشخص می‌کند. یعنی اگر فرضاً یک مهره‌ی خاص شطرنج  مشکلی پیدا کند، طرفین بازی می‌توانند هر چیز دیگری را جای آن بگذارند، چیزی که به  لحاظ شکلی هیچ شباهتی با آن مهره ندارد، مثلاً یک حبه‌ی قند یا تکه سنگ. این مهره‌ی  جایگرین هم به خوبی همان مهره‌ی اصلی می‌تواند نقش قبلی را بازی کند. اتفاقی که در  اردوگاه اصلاح‌طلبان رخ داده، تقریباً شبیه از کار افتادن یک مهره است و حالا قرار  است جای‌گزینی برای آن پیدا کنیم. سیدمحمد خاتمی به دلایلی که دقیقاً روشن نیست  کنار رفته است و نقشش را می‌خواهد به موسوی بدهد. اما مسأله‌ی اساسی این است که  طرفین بازی تفاهمی روی آن ندارند و خود او هم هنوز معلوم نیست که بخواهد این نقش را  بازی کند. تندورترین شخصیت‌های اصول‌گرا از وی تعریف و تمجدید می‌کنند و هواداران  خاتمی او را اصلاح‌طلب به حساب نمی‌آورند. قبولاندن این نقش در فرصت باقی مانده کار  دشواری به نظر می‌رسد. او اساساً تمایلی به بازی اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان ندارد و  دل در گروِ مبازره‌ی مستضعفان و مستکبران (و البته اسلام ناب محمدی و اسلام  امریکایی) دارد که هنوز گویا نه حریفان خود را پیدا کرده است و نه یارانش را، و از  همه مهم‌تر دیگر کسی هم قاعده‌ی آن بازی را نمی‌داند.&lt;br /&gt;از زاویه‌ی دیگری هم بازی  شطرنج با دیدگاه سوسور در زبان‌شناسی مطابقت دارد و آن همان مسأله‌ی درزمانی و  هم‌زمانی بودن است. بازی شطرنج کاملاً هم‌زمانی است یعنی این که در هر موقعیتی  شرایط همان موقعیت تعیین‌کننده‌ی بازی است و این که در حرکات پیشین و صحنه‌های قبلی  چه شده و توالی بازی چگونه بوده است، اصلاً مهم نیست؛ در هر حرکت باید به شرایط  صحنه‌ی بازی در همان حرکت توجه کرد. در واقع در عالم سیاست هم باید چنین باشد. این  که در گذشته چه رخ داده است و مردم چه می‌خواسته‌اند و فعالان سیاسی چه کرده‌اند،  چندان مهم نیست، مهم امروز و شرایط فعلی است. از همین روست که نلسون ماندلا زمانی  در اوج است اما زمانی دیگر کنار می‌رود و کسانی که سابقه‌ی‌شان اصلاً قابل مقایسه  با او نیست روی کار می‌آیند، فقط به این خاطر که برای مشکلات روز طرح بهتری دارند.  هر کسی که درک بهتری از شرایط دارد، فرصت‌ها و خطرها را بهتر می‌شناسد و طرح بهتری  برای آینده دارد، دست بالاتر را دارد. به نظر می‌رسد که ما هنوز فاصله‌ی زیادی با  سیاست هم‌زمانی داریم، اما تلاش در این راه بی‌فایده نیست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-4394977297068217021?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/4394977297068217021/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=4394977297068217021' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/4394977297068217021'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/4394977297068217021'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post_07.html' title=''/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-2986422220236309621</id><published>2009-04-07T03:26:00.000-07:00</published><updated>2009-04-07T03:31:13.446-07:00</updated><title type='text'>سلامی به گرمی آفتاب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;سالم دوستان متاسفانه به چندین دلیل مدتها بود که وبلاگم رو به روز نکرده بودم .:&lt;br /&gt;1 سایت بلاگر مدت مدیدی فیلتر شده بود تا کسی نتونه وبلاگشو درست کنه .&lt;br /&gt;2 به علت ظلم های که مسئولین عدالت مخور دانشگاه در حقم کردند سرخورده شده بودم .&lt;br /&gt;3 الانم نباید زیاد بنویسم چون اگه نخوام مشروط بشم نباید زیاد بنویسم .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-2986422220236309621?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/2986422220236309621/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=2986422220236309621' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2986422220236309621'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2986422220236309621'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='سلامی به گرمی آفتاب'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-614231569439353584</id><published>2008-12-14T07:19:00.000-08:00</published><updated>2008-12-14T07:21:14.198-08:00</updated><title type='text'>نشریات در جامعه ما</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;شهریار حسین بر :&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;نشریات در جامعه ما سابقه طولانی دارند واز زمان قاجار پا به عرصه وجود گذاشتند واز همان آغاز سعی داشتند نقش موثری را در جامعه ایفا کنند ، واما نشریات همچون اکثر موارد همه جوامع تحت تاثیر بازی های سیاسی قرار گرفتند یعنی بر اثر اتفاقات سیاسی داخل کشور مانند دوم خرداد رونق می گرفتند ویا از رونق می افتادند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;نشریات مستقل چندین نقش را در جامعه بر عهده داشتند . که از جمله می توان به اطلاع رسانی سالم و بدون تحریف ، بالا بدرن سطح سواد سیاسی ،اجتماعی مردم ، آگاهی بخشی به مردم نسبت به حقوق شهروندی ونقش نظارتی مردم به کار مسئولین ویا حکام را بازی می کردند که همه این عوامل باعث به وجود آمدن جامعه ای باز و مدنی ودموکراتیک می شود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;اطلاع رسانی مهمترین نقش نشریات و مطبوعات می باشد . مطبوعات حوادث واتفاقات جامعه را به اطلاع عموم می رساند وعلاوه بر آن سعی می کنندتفسیر مختصری نیز از این اتفاقات و حوادث داشته باشند و از اتفاق مورد نظر نیز نتیجه گیری کنند البته نشریات می توانند با توجه به نظرات سیاسی خودشان اتفاقات سیاسی جامعه را تفسیر کنند و از آنها نتیجه گیری کنند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;اغلب نشریات علاوه بر اطلاع رسانی همانطورکه گفته شد به تفسیر اخبار و موضوعات نیز می پردازند که این موضوع باعث بالا بردن سطح سواد سیاسی اجتماعی مردم جامعه نیز می شود این امر باعث می شود انتظارات مردم از مسئولین با توجه به اطلاعتشان بالا برود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;یکی از نقش های دیگرنشریات در جامعه که گفته شد آشنا ساختن مردم با حقوق شهروندی است . از آنجا که نشریات اتفاقات افتاده شده را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند و درتفاسیر خود از حقوق مردم یاد می کنند شهروندان را با حقوق اساسی خود که همان حقوق شهروندیاست آگاه می سازند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;مطبوعات هر جامعه باعث می شوند که مردم آنها بر کار مسئولین نظارت داشته باشند واین موضوع باعث می شود که هم مردم اجازه ندهند که مسئولین از وظایف خود تخطی کنند و هم مسئولین با توجه به اینکه از آگاهی مردم خبر دارند تخلفات خود را به حداقل برسانند واین نوید بخش جامعه ای باز را می دهد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;اما در جوامعی با فضای سیاسی بسته سعی در جلوگیری جلوگیری از فعالیت نشریات و مطبوعات آزاد و مستقل می شود . حاکمیت در این کشورها اجازه فعالیت گسترده به نشریات و مطبوعات مستقل را نمی دهد زیرا تحمل هیچ گونه انتقاد ویا مخالفت را ندارد و به هیچ وجه برای آنها مطلوب نیست که مردم جامعه به حقوق شهروندی آگاهی داشته باشند و یا اینکه بر آنها نظارت داشته باشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt;" lang="FA"&gt;به طور کلی می توان نتیجه گرفت که نشریات و مطبوعات مستقل در جامعه نقش محوری ایفا می کنند وباعث می شوند که مردم از جامعه خود آگاه باشند وب رکار مسئولین نظارت داشته باشند وباعث ایجاد جامعهای با فضای سیاسی اجتماعی باز و روشن می شوند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 16pt;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-614231569439353584?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/614231569439353584/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=614231569439353584' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/614231569439353584'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/614231569439353584'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/12/blog-post_4079.html' title='نشریات در جامعه ما'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-4734914963310689674</id><published>2008-12-14T07:01:00.000-08:00</published><updated>2008-12-14T08:10:23.620-08:00</updated><title type='text'>ما و سنت</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.sharemation.com/IUST/Ebrahim_Eskafi2.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 100px; height: 150px;" src="http://www.sharemation.com/IUST/Ebrahim_Eskafi2.JPG" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-indent: 14.2pt; line-height: 13pt; text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;- ابراهیم اسکافی &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;–:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-indent: 14.2pt; line-height: 13pt; text-align: right;"&gt;این مقاله درنشریه مردم متعلق به انجمن علمی مردم شناسی چاپ شده است .&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: center; text-indent: 14.2pt; line-height: 13pt;" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 14.2pt; line-height: 13pt;font-family:courier new;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:12;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-family:arial;" &gt;با مطالعه‌‌ی فرهنگ‌ها و سنت‌های کشورهای گوناگون گاه با رسوم و باورهای عجیب و تکان‌دهنده‌ای روبرو می‌شویم. برخی از قبایل هرازگاهی انسانی را برای فرونشاندن خشم خدا قربانی می‌کرده‌اند، در جایی دیگر زنان طلاق‌گرفته باید در آتش سوزانده شوند، در جایی دیگر و زمانی دیگر انسان‌ها هنگام مرگ با شترهای‌شان دفن می‌شدند تا در آن دنیا زحمت پیاده‌روی را به خودشان ندهند.  برای ما که در زمانی دیگر و در فرهنگی دیگر رشد یافته‌ایم، تصور این که عده‌ای واقعاً به چنین باورهایی پای‌بند بوده‌اند ساده نیست، این سنت‌ها بیشتر به افسانه می‌ماند تا واقعیت. اما حقیقت این است که در هر فرهنگی باورهای جزمی و نامعقول وجود دارد و کسی هم درباره‌ی مفید بودن این باورها دست به تحلیل عقلانی نمی‌زند، چون این باورها سینه به سینه و از راه خون منتقل می‌شوند، نه از راه عقل و با اقناع منطقی. در مواجهه با افکار دیگران و نگاه از بیرون است که ما به حلاجی عقلانی می‌پردازیم. آن‌چه از زمان چشم گشودن در مقابل خود دیده‌ایم و اطرافیان‌مان بدان عمل کرده‌ و باور داشته‌اند و به ما القا کرده‌اند، عموماً از نظر ما نیازی به بررسی ندارد، چون چیزی غیر از آن ندیده‌ایم. به طور طبیعی آن‌چیزی که غیر از سنت‌های ماست باید برای خود حجتی بیاورد، نه باورهای موروثی ما.  گذار از سنت به مدرنیته، جدال با باورهای سنتی  و پذیرش باورهای جدیدی است که برای جوامع سنتی یا عقب‌مانده‌ی کنونی خاستگاهی بیگانه دارند. چنین گذاری هیچ‌گاه ساده نبوده است. کشورهایی که از این مرحله عبور کرده‌اند، تاریخ خون‌باری را پشت سر گذاشته‌اند. گذار به مدرنیته برای جوامع سنتی جدال با خویشتن است، جدال با باورهای نیندیشیده و بی‌ثمر. کسی که قدم در چنین راهی بگذارد اگر از کارزار اولش که نبرد با باورهای سنتی خویش است سالم بگذرد، آن‌گاه خود را در مقابل جامعه‌ای می‌بیند که در مواجهه با سنت‌شکنی،  هویت خویش را در خطر می‌بیند و سنت‌شکنان را تکفیر می‌کند.   در جوامع عقب‌مانده ارزش انسان و هویت او بستگی تام به باورهای او دارد، او تا زمانی محترم است که به هنجارها و باورهای دیگران احترام بگذارد، بدان عمل کند و آن‌ها را ستایش کند؛ زمانی که علیه باورهای سنتی قد علم کند، اعتبار و سرنوشتش به خطر می‌افتد. اگر حکومت هم مشروعیتش بر پایه‌ی همین سنت باشد آن‌گاه شورشی و وابسته به بیگانه هم خوانده خواهد شد و عموماً از صحنه حذف می‌شود.   در جوامع سنتی روشن‌فکران همواره متهم هستند، یا به عقاید دیگران احترام نمی‌گذارند یا با گفتارشان به مقدسات توهین می‌کنند؛ به عبارت دیگر، سنت‌ها را زیر پا می‌گذارند. اگر بپذیریم که باورها و عقاید ذاتاً مقدس نیستند و باید در خدمت سعادت انسان‌ها باشند. اگر بپذیریم هر باوری ممکن است خطا باشد و هر انسانی که امروز به باوری پای‌بند است ممکن بدان شک کند و حق دارد باورهای غلط خود را برای بهبود بقیه‌ی زندگی‌اش تغییر دهد؛ آن‌گاه اصل «احترام گذاشتن به عقاید دیگران» رنگ می‌بازد. وقتی کسی می‌تواند عقاید خود را تغییر دهد و دور بریزد آن‌گاه احترام به عقاید دیگران هیچ توجیهی پیدا نمی‌کند. پیش‌فرض گذار به مدرنیته گسترش فرهنگ نقادی است، یعنی هر کسی حق دارد باورهای خود و دیگران را در معرض نقادی موشکافانه قرار دهد، زشتی‌های آن را برملا سازد و اگر آنان را احمقانه یافت، به آنان گوشزد کند. مهم این است که انسان‌ها به واسطه‌ی باورها و عقایدشان، جان خودشان و موقعیت‌شان در خطر نیفتد، همه باید حق داشته باشند به باورهای‌ هم‌دیگر انتقاد کنند.   به عبارت دیگر در جوامع مدرن احترام به عقیده جای خود را به احترام به افراد می‌دهد. آن چه در جوامع سنتی به عنوان «احترام به عقاید دیگران» تقدیس می‌شود در حقیقت بزرگ‌ترین مانع آزادی بیان و فرهنگ نقادی است. اگر منظور از احترام به عقاید دیگران چشم‌پوشی از نقادی دیدگاه دیگران و پذیرش آن باشد، -که اغلب هم چنین منظوری دارند- هیچ توجیه منطقی ندارد و حاصلش جز در جا زدن در گذشته نیست.  احترام به سنت‌های گذشته نیز از ملزومات حق حیات در جوامع سنتی است. اما اگر دیدی واقع‌بینانه داشته باشیم، سنت‌های گذشته که از آن معمولاً در کشورهایی با قدمت طولانی با نام «فرهنگ غنی» نام برده می‌شود، چیزی جز مجموعه‌ای از باورها و عادات آمیخته با خرافات گذشتگان ما نیست. اگر بپذیریم که انسان‌ها در طول زمان به لحاظ عقلانی رشد و تکامل یافته‌اند و ضمن پیشرفت راه‌های بهتری را برای زندگی برگزیده‌اند، آن‌گاه می‌توان گفت که این «فرهنگ غنی» در واقع مجموعه‌ای از باورهای انسان‌های گذشته است که نسبت به انسان‌های امروزی از امکانات و قدرت تعقل کم‌تری برخوردار بوده‌اند و تلاش‌های‌شان صرفاً برای حل مشکلات زمان خود بوده ‌است که چندان شباهتی با مسائل امروز ندارد. بنابراین هیچ توجیهی برای تقدیس کردن این فرهنگ وجود ندارد، به ویژه اگر بخواهیم روند تکاملی را ادامه بدهیم.  البته ناگفته نماند که در مواجهه با سنت‌های گذشته گاهی ممکن است به باورهای سودمند و بی‌ضرری بربخوریم که تضادی با گذار به مدرنیته نداشته باشند، مهم این است که در نقد سنت‌ها تعصب و جزمیتی وجود نداشته باشد و اگر سنتی را می‌پذیریم، با توجیه عقلانی باشد و بتواند از آزمون نقادی مدرن سربلند بیرون بیاید. نه باید تأکید بر نفی گذشته باشد و نه تأیید آن. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 14.2pt; line-height: 13pt;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-4734914963310689674?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/4734914963310689674/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=4734914963310689674' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/4734914963310689674'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/4734914963310689674'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/12/blog-post_8806.html' title='ما و سنت'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-6623980605380673836</id><published>2008-12-14T06:52:00.000-08:00</published><updated>2008-12-14T06:56:17.580-08:00</updated><title type='text'>درباره‌ی جوابیه ژینو</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ابراهیم اسکافی :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-weight: bold; font-family: trebuchet ms;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;گمان می‌کردم که دست‌اندرکاران نشریه دانشجویی فارسی–کردی ژینو آن قدر تجربه کسب کرده باشند که بدانند چگونه باید با دیدگاه مخالف خود برخورد کنند. متأسفانه گویا عصبانیت آن‌ها نسبت به یادداشت «قومیت‌گرایی در دنیای مدرن» در نشریه‌ی «سیاه و سپید» مانع از رفتاری سنجیده شده است. همان‌طور که قبلاً در پنجره هم یادآوری کردم بهتر است پاسخ هر نشریه در همان نشریه زده شود نه در جای دیگر. احتمالاً بسیاری از خوانندگان ژینو که با جوابیه روبرو می‌شوند اصل یادداشت را نخوانده‌اند و از قضیه سر در نخواهند آورد، ضمن این که بسیاری از خوانندگان سیاه و سپید که یادداشت مرا خوانده‌اند از جوابیه نشریه ژینو باخبر نخواهند شد. بیشتر متن جوابیه نامفهوم است، گویی به زبان اعجوج معجوج نوشته شده است، ربطی هم به نوشته‌ی من ندارد، بنابراین از آن می‌گذرم. اما لازم می‌بینیم به مقدمه‌ی آن بپردازم. در ژینو شماره‌ی 11 صفحه‌ی 2 آمده است:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 0.5in; font-weight: bold; font-family: trebuchet ms;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دوست عزیز هدف از جواب دادن به مطلب «قومیت‌گرایی در دنیای مدرن» این نیست که این مطلب نقد شود و آن را به چالش بکشیم، چون سطح مقاله پایین بوده و نویسنده بی‌خبر از تحولات جهانی در بحث قومیت‌گرایی، هویت‌طلبی می‌باشد و یک‌طرفه قضاوت کرده و محتوای متن با عنوان پرزرق و برق آن فرسنگ‌ها فاصله دارد و معلوم نیست در دنیای مدرنی که مد نظر جناب‌عالی است به کدام مکتب فکری در این دنیای مدرن اشاره کرده‌اید و بحث قومیت‌گرایی را در قالب چه مکتب و مفاهیمی می‌خواهید جستجو و آن را تحلیل کنید. این مطلب بدون هیچ‌گونه پشتوانه تئوریکی نوشته شده که به نظر می‌رسید نیازی به جواب دادن آن نباشد. از طرف دیگر جواب ندادن به آن باعث می‌شود که نویسنده این مطلب در شماره‌های بعدی و در آینده در خارج از دانشگاه نیز مرتکب چنین سطحی‌نگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;[&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;‌هایی شود. پس هدف اصلی از نوشتن این جوابیه جلوگیری از تکرار آن می‌باشد. لذا لازم بود که مطلبی در این باره نوشته شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style="font-weight: bold; font-family: trebuchet ms;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اگر نوشته‌ای واقعاً نیاز به جواب دادن ندارد، بهتر است جواب داده نشود، این که بگویید نوشته ارزش جواب دادن ندارد و بعد جواب بدهید، فقط اوج عصبانیت و تناقضات فکری خود را نشان می‌دهید. از طرف دیگر نویسنده کلی صفت منفی و تحقیرآمیز برای یادداشت من ردیف کرده‌است و از طرف دیگر می‌گوید نیاز به جواب دادن ندارد. عجیب است که یادداشتی که از نظر نویسنده این همه ایراد دارد نیاز به جواب ندارد. به راستی معیار جواب دادن به یک یادداشت چیست، اگر یادداشتی که پرایراد است جواب نمی‌خواهد پس حتماً یادداشتی که هیچ ایرادی ندارد، پاسخ می‌خواهد! در ضمن توهم بزرگی است که گمان شود با جوابیه دادن می‌توان جلو حرف زدن مخالفان را گرفت. فراموش نکنیم که نشریه وسیله‌ی ارعاب دیگران نیست و همه حق اظهار نظر دارند چه خوشایند ما باشد چه نباشد. چنین هدف و انگیزه‌ای برای پاسخ دادن نشانه‌ی خودبزرگ‌بینی شدید نویسنده است و از ابتدا محکوم به شکست است. اتفاقاً من قصد دارم بحث قومیت‌ها را هم‌چنان فارغ از هرگونه چارچوب تنگ ایدئولوژیک ادامه بدهم و این‌‌گونه برخوردهای تعصب‌آمیز نشان‌دهنده‌ی این است که بیش از پیش، این‌گونه بحث‌ها ضرورت دارد. پیش از این، به خاطر شکننده بودن فضای آزادی مطبوعات ترجیح می‌دادم در مقابل برخی اظهارات نشریات قومیتی که آشکارا با منافع ملی و تمامیت ارضی در تضاد است، سکوت کنم. چون با هرگونه برخورد و محدودیت با نشریات مخالفم و نگران این بودم که انتقادات من دستاویزی برای برخورد با این نشریات شود. اما اکنون احساس می‌کنم که گویا این رویه اشتباه بوده است و سکوت بیش از این روا نیست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-6623980605380673836?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/6623980605380673836/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=6623980605380673836' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6623980605380673836'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6623980605380673836'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/12/blog-post_14.html' title='درباره‌ی جوابیه ژینو'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-1291658456171914184</id><published>2008-12-14T06:31:00.000-08:00</published><updated>2008-12-14T06:48:47.693-08:00</updated><title type='text'>دیگر باید سکوت را شکست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%; font-weight: bold;font-family:arial;font-size:12;"  lang="FA" &gt;شهریار حسین بر :&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%; font-weight: bold;font-family:arial;font-size:12;"  lang="FA" &gt;همانطور که شما دانشجویان شاهد بوده‌اید بسیج و نشریات سراج و خیمه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به انجمن اسلامی و یا نشریات مستقل به دفعات حمله کرده اند . احساس کردم دیگر جای سکوت نیست و باید جوابی به این نشریات و تشکل وابسته که بودجه هنگفتی را از خارج دانشگاه می گیرند باید داد ؛ احساس کردم سکوت بیش از این باعث می شود دانشجویان بعضی از حرفها و نوشته های دور از واقعیت آنان ار قبول کنند و این خود همراهی با انان هست .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%;font-size:12;" lang="FA" &gt;شما بارها شاهد جمله « طیف غیر قانونی علامه » یا «دفتر غیر قانونی تحکیم » در این نشریات بوده‌اید اینجا این سئوال پیش می آید که آیا اگر دفترتحکیم وحدت ویا دفاتر انجمن اسلامی در این دانشگاه یا دانشگاههای دیگر غیر قانونی بودند تا به حال می توانستند دفاتر خود در دانشگاه را داشته باشند. یا در همین دانشگاه نشریاتی مثل کاغذ اخبار و یا آبگینه و.. با صاحب امتیازی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده های مختلف منتشر می شوند تا به حال می توانستند به انتشار خود ادامه بدهند و دلایل زیاد دیگری که بر کذب و دروغ بدون این صحبت دلالت دارد . حال این سئوال پیش می آید که آیا خود بسیج دانشجویی یا همان پایگاه بسیج در دانشگاه حضور قانونی دارد یا نه ؟ اگر بسیج دانشجویی تشکل دانشجویی است پس باید مسئولین آن در انتخابات و رای گیری تعیین شوند ولی مسئولین بسیج هر دانشگاه توسط سپاه پاسداران همان شهر تعیین می شوند و اگر تشکل دانشجویی نیست پس اصل حضوراش در دانشگاه به طور کلی زیر سئوال می رود ، اصلا همانطور که در عنوان کلمه پایگاه را می بینید حضورش در دانشگاه غیر قانونی است زیرا کلمه پایگاه به محل های نظامی اطلاق می شود مثل پایگاه ارتش و یا پایگاه بسیج شهری و یا پایگاه سپاه پاسداران بالفرض مثال اگر بسیج جای بدی نیست باز هم دلیل نمی شود مگر ارتش و یا سپاه جاهای بدی هستند آیا می شود گفت دیگر از فردا در دانشگاه یک دفتر ارتش و یک دفتر سپاه پاسداران و حتی یک دفتر نیروهای حافظ صلح بین ملل در دانشگاه راه بیندازیم ولی اگر قرار باشد قانون مدار باشیم و قانون رعایت شود طبق قانون هیچ گروه نظامی اجازه فعالیت در دانشگاه را ندارد و اصلا نظامیان اجازه ورود به مکانهای آموزشی را ندارند چه برسد که در دانشگاه پایگاه داشته باشند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%;font-size:12;" lang="FA" &gt; ضمنا شما همیشه شاهد بوده‌اید  گفته شده که انجمنی ها از آمریکا پول می گیرند ولی جالب اینجا است که انجمن ها برای برگزاری کوچکترین برنامه باید از جیب خود هزینه کنند ولی خود شما شاهدید که بسیج و نشریاتش که این ادعا را می کنند برای برگزاری مسابقات ورزشی به مناسبت 16 آذر چه پولهای که خرج نمی کنند و یا نشریات سراج و خیمه در قطعات بزرگ و به صورت رنگی چاپ می شوند ( که دانشگاه نشریات را دراین قطعه چاپ نمی کند)&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;هزینه اش را از کجا می آورند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%;font-size:12;" lang="FA" &gt;همچنین شما شاهد بوده‌اید که در همین نشریات تا چه حد به گروه هم پیمانان و یا نشریات حمله شده . در نشریه خیمه اعضای شورای صنفی مهندسی که از گروه هم پیمانان بودند مزدور گفته شد باید این سئوال از آنها شود که این افراد مزدور چه کسی بودند ؟ چرا استعفا دسته جمعی دادند ؟ چرا مسئولین دانشگاه تلاش می کردند تا شورای صنفی تشکیل نشود ؟ چرا نشریات شما علیه تشکیل شورای صنفی تبلیغ می کردند ؟ هان چرا نشریات شما قبل و بعد از انتخابات سعی در عدم تشکیل شورای صنفی داشت ؟ چرا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بعد از انتخابات و قبل از اعلام رسمی نتیجه انتخابات و حتی بدون داشتن منبعی مشخص در نشریات شما و دوستانتان اعلام شد که انتخابات به حد نصاب نرسیده است؟ ( نشریه پنجره در آن موقع از لیست گروهها برای اعلام نتایج استفاده کرده بود ) الان شما خوانندگان محترم نتیجه بگیرید چه کسی مزدور است و مذرور چه کسی است ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%;font-size:12;" lang="FA" &gt;همین آقایان که نشریاتی ها و انجمنی ها و همپیمانی ها را مذدور و جاسوس و خرابکار و موج سوار و دشمن دانشجویان معرفی می کنند بگویند ما کجا دشمن دانشجو بوده‌ایم و آنها کجا حامی دانشجویان بوده اند ؟ موقع تحصن ما قیم مابانه عمل می کردیم یا شما ؟ ما بودیم که می گفتیم دانشجویان که بیرون نشسته اند جو گیر شده اند یا شما ؟ ما بودیم که می گفتیم که میگفتیم بند3 نباید تصویب شود یا شما ؟ ما بودیم که در شب اول تحصن آن حرف مضحکانه را زدیم که نیروی انتظامی به دانشگاه بیاید یا شما ؟ بچه های ما بودیم که در شورا مصوبه را امضا نمی کردند یا شما ؟ مگر نمی گویید شورا مورد حمایت عموم دانشجویان بود پس چرا موقعی بند 3 تصویب شد همان بندی که بیرون دانشجویان در سرما دادش را می زدند شما قبول نمی کردید ؟ در شورا ما بودیم که داد می زدیم هر چه زودترو بدون گرفتن هیچ نتیجه ای&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تجمع تمام شود یا شما؟ شما که می گویید شورا مورد قبول همه دانشجویان بود بگذار به شما بگویم که اکثر دانشجویان باحضور شما و برادران دیگرتان در شورا مخالف بودند چرا که سابقه شما را دیده بودند. دیده بودند که چند دفعه به مسئولان انتقاد کرده اید . اصلا همان شب و دو شب قبلش شما را در تحصن و عکس العملتان نسبت به تحصن دیده بودند . همه دیده اند که شما همیشه قیافه قیم به خود می گیرید و دیگران کم خرد فرض می کنید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%;font-size:12;" lang="FA" &gt;اصلا این آقایان به دلیل حمایت از دانشجویان به داخل شورا نیامدند بلکه آمدند تا شاید بتوانند از مسئولان حمایت کنند ، تا بتوانند جلوی تصویب بند 3 را بگیرند که دانشجویان قبل از تشکیل شورا شعارش را می دادند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%;font-size:12;" lang="FA" &gt;حال برداران بسیج حامی دانشجویانند یا نشریاتی‌ها و انجمنی ها و ... . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right; font-weight: bold;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%;font-size:12;" lang="FA" &gt;اصلا ما نباید انتظار این را داشته باشیم که مسئولین از ما حمایت کنند آنهم در این شرایط چون ما منتقد مسئولان بوده‌ایم و آنها مدیحه سرا و مداح&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مسئولان به طور مثال زمانیکه جعل امضا علیه نشریات انجام شد شکایت نشریات تا کجا پیش رفت الان یک ترم از این موضوع می گذرد و هیچ ترتیب اثری داده نسده است فقط مثل همیشه در حال بررسی است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;span dir="rtl" style="line-height: 115%; font-weight: bold;font-family:arial;font-size:12;"  lang="FA" &gt;واقعیتش خود من این مطلب را به قول آقایان برای تنویر افکار عمومی نوشتم تا اکاذیب آنها موجب تشویش اذهان عمومی نشود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-1291658456171914184?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/1291658456171914184/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=1291658456171914184' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1291658456171914184'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1291658456171914184'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/12/blog-post.html' title='دیگر باید سکوت را شکست'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-7094514709888620569</id><published>2008-11-28T22:02:00.000-08:00</published><updated>2008-11-28T22:06:40.207-08:00</updated><title type='text'>آیت الله جنتی:یکی از مشکلات دانشگاه و دانشجو شدن خانم ها بالارفتن سن ازدواج است</title><content type='html'>&lt;a href="http://gdb.rferl.org/7E88A697-A914-4EE0-8E5B-5511D69F05DC_w204_h153.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 204px; CURSOR: hand; HEIGHT: 153px" alt="" src="http://gdb.rferl.org/7E88A697-A914-4EE0-8E5B-5511D69F05DC_w204_h153.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;به نقل از ادوارتحکیم وحدت:&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;ادوارنیوز: احمد جنتی امام جمعه موقت تهران و دبیر شورای نگهبان قانون اساسی در خطبه های امروز نماز جمعه تهران در اظهاراتی تامل برانگیز گفت:« بدبختي اين است كه يكي از مشكلاتي كه دانشگاه و دانشجو شدن خانم‌ها براي ما درست كرده، اين است كه وقتي كسي براي خواستگاري مي‌رود شايد اولين سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چقدر درس خوانده است. واقعا انسان بهتش مي‌زند. يعني درس چند درصد در سلامت زندگي و آرامش زندگي نقش دارد؟ آن‌چه نقش دارد اخلاق، دين، صبوري و سازگاري است. اين مسايل درجه دوم است كه مثلا اگر احيانا اين خانم دكتر بود و آن آقا ليسانس امكان ندارد آن خانم قبول كند. بدانيد كه روزگار خود را داريد سياه مي‌كنيد و مملكت هم در اثر بالا رفتن سن ازدواج مشكلاتي پيدا می کند.&lt;br /&gt;آیت الله جنتی این سخنان را که خبرگزاری اسنا مخابره کرده است در خصوص روز ازدواج بیان نموده است.&lt;br /&gt;این در حالی است که در دولت نهم طرح های متفاوتی با هدف کنترل ترکیب جنسیتی حاکم بر دانشگاه ها اعمال شده که با اعتراض و واکنش فعالان حقوق زنان روبرو بوده است&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-7094514709888620569?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/7094514709888620569/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=7094514709888620569' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7094514709888620569'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7094514709888620569'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_28.html' title='آیت الله جنتی:یکی از مشکلات دانشگاه و دانشجو شدن خانم ها بالارفتن سن ازدواج است'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-8657793702850614735</id><published>2008-11-27T05:40:00.000-08:00</published><updated>2008-11-27T05:43:29.829-08:00</updated><title type='text'>تپش به نوعی دیگر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;عبالرحمن بستان:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;صدای پارس سگ‌های گله، آهنگ رسیدن سپاه زنگبار و حبش و روم نبود بلکه نوید رسیدن بزهای سیاه و سپید و قهوه‌ای و تلاش زنان روستا را می‌داد. روستایی کوچک به دور از دغدغه‌های امروز. لحظه‌های شیرین کودکان روستا، رفتن به کنار جاده‌ی آسفالتی که چندین کیلومتر آن‌طرف‌تر بود برای تماشای اتوبوسی که هر روز از آن‌جا می‌گذشت که حال گاه‌گاهی برای مسافرت با آن، رغبت‌مان از سواری خر عمونوروز بی‌دست که مردم به او مشهدی نوروز بی‌دست می‌گفتند هم کم‌تر است. هراز‌گاهی هم ساعت‌ها کنار جاده می‌نشستیم ولی اتوبوس آن روز نمی‌آمد و ما از لذت دقایقی تماشای اتوبوسی که رد می‌شد محروم می‌شدیم و همه به سان کسانی که پشت سر تابوتی حرکت می‌کنند با چهره‌ای حزن‌انگیز، بدون این که با هم‌دیگر حرفی بزنیم به خانه‌مان برمی‌گشتیم. آن شب که عمونوروز را مار گزیده بود خواب دیده بودم که مرد و خرش را به من دادند. خری لخت و بی‌پالان. خری که تنها دل‌خوشی‌اش این بود که حداقل مشهدی نوروز با آن وزن سنگینش یک دست کم دارد و مطمئنم عین خیالش هم نبود که سال‌ها بعد فرم اطلاعات اقتصادی خانوار را پر نمی‌کند. آخورش هم همیشه پر بود. شاید خر همسایه‌شان که از جنس دیگر بود فکرش را آزار می‌داد ولی به جرأت می‌توانم بگویم که در فکر قطع‌نامه‌های سازمان ملل نبود و امّا شبی دیگر خوابی وحشتناک دیدم و آن خواب این بود که خرش را از من ستانیده‌اند و می‌خواهند زنش را به من بدهند. آخر گذشته از زشت و غرغرو بودنش، کور هم بود. من در خواب بلندبلند داد می‌زدم: «من زن نمی‌خوام، من خر می‌خوام. من زن مشهدی نوروز نمی‌خوام، من خر مشهدی نوروز می‌خوام.» در ده کوچک ما خبری از انجمن دفاع از حقوق زنان نبود که از زن مشهدی نوروز دفاع کند. خبری از به قول فرنگی‌ها کمپین یک میلیون امضا هم نبود. اگر هم چنین چیزی وجود داشت باز هم زنان روستا امضا نمی‌کردند. ما که یازده سال بیشتر نداشتیم و خواب شیرینِِ سواری خر مشهدی نوروز را می‌دیدیم با صدای سنگین چوبی در بغل گوش‌مان بلند شدیم و دیدیم که مادر، مار خیلی بزرگی را در حالی که به طرف‌مان می‌آمده ناکار کرده است. مادر گفت: پاشو و بیرون حیاط چاله‌ای بکن و مار را دفن کن چون گاو همسایه چند روز پیش ماری را خورده و دو دقیقه بعد لنگ به هوا شده. مادر صدای‌مان کرد و صبحانه را خوردیم و البته سفارش شدیم که زیاد نخور که عقلت میره زیر غذا و این اعتقاد را پیرمردهای ده‌مان داشتند. تکه نانی و کشکی و باز دویدن‌ها آغاز شد. معلم بیچاره‌مان که هر روز مجبور بود با خرش دو کیلومتر را در کوه‌ها طی کند وقتی رسید، نای درس دادن نداشت. روزی هم عقربی در پشتش حمل می‌کرد و هنگامی که به طرف تخته‌سیاه رفت تا بنویسد یکی از هم‌کلاسی‌های پرروی ما با کتابش محکم به پشت آقا معلم کوبید که پس از کتک خوردن دانش‌آموز معلوم شد که او&lt;/span&gt; می‌خواسته عقربی را بکشد. همیشه آقا معلم چماقی را که برای راهداری فرش حمل می‌کرد بالا می‌گرفت و این‌گونه حماسی می‌خواند: «تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر» و حالا پس از بیست سال فهمیدم که منظورش از گاو و خر ما دانش‌آموزان روستای دشتاب بود. شبی از شب‌های تابستان، در حالی که با ملودی دل‌نشین و اما ناموزون گاوها، خرها، سگ‌ها، شغال‌ها، مرغ‌ها و خروس‌ها که شیرین‌تر از سمفونی‌های بتهوون هم بود و خواب‌مان می‌گرفت، صدای ناله و شیون از خانه همسایه‌مان بلند شد. پدر از مادرم پرسید چه شده؟ گفت: عمونوروز به رحمت خدا رفته. مرد خوبی بود. خدا بیامرزه و باز کابوس‌های من حول و حوش این که بالاخره خرش به من می‌رسد یا زنش، آغاز شد. فردای آن روز در ده شایعه شد که دیشب چندین گرگ به خانه‌های مردم آمده و بچه‌های محل را زخمی کرده. برای ما بچه‌های ده که انتظار حضور فرمان‌دار و استان‌دار را نمی‌کشیدیم و قطع‌نامه‌های سازمان ملل هم برای‌مان مهم‌تر از کشکی که می‌خوریم نبود، این خبرها زیاد دور از ذهن نبود. همیشه به همراه بیست نفر از هم‌کلاسی‌ها به دنبال مأمور آمار، خانه‌به‌خانه می‌گشتیم چون آدم کت‌شلواری که ریشش کمی قشنگ‌تر از بزهای ده پایین باشد را ندیده بودیم و هیچ وقت یادم نمی‌رود که مأمور آمار به عنوان آخرین سوال از بی‌بی زلیخا پرسید: «ننه، فعالیت دیگه‌ای هم دارید؟» و ننه زلیخا جواب داد: «نه، الحمدالله من و بچه‌هایم هیچ فعالیتی نداریم.» حالا احساس می‌کنم که ننه زلیخا خیال کرده بود که «فعالیت» بیماری لاعلاجی است که فقط توی شهرها پیدا می‌شود. بابای خدابیامرز که خُرد و خسته از سرِ زمین برگشته بود، طبق معمول پس از سلام و احوال‌پرسی نکردن، رادیواش را برداشت و از آن‌جایی که به قول خودش به اخبار لندن یا بی‌وی‌سی علاقه داشت آن را کوک کرد و ساکت ماند. در مورد پترس غالی دبیر کل سازمان ملل و گورباچف و طارق عزیز حرف می‌زد و من که در عالم کودکی خودم بودم از او پرسیدم «گربه‌ی چُک» دیگر چه گربه‌ای است و او جواب داد اون رییس‌جمهور شورَبی است. مادر پس از این که قلیون را به دست پدر داد گفت که از امشب بچه‌ها را ببریم پشت بام چون گرگ وارد ده شده و اوضاع ناامنه. پدر که مثل همیشه بی‌خیال بود گفت که این‌ها همه شایعه است. صبح روز بعد از آن‌جایی که ساعتی در کار نبود و از نوری که روی دیوار مقابل می‌افتاد می‌فهمیدیم که وقت رفتن به مدرسه است بلند شدیم و دیدیم که مادرم بچه آخری را در بغل گرفته و گریه می‌کند. دیشب صدای گریه بچه را که شنیدم، بلند شدم و دیدم که گرگ بچه را ده تا پانزده‌متری برده و به محض این که جیغ و داد کردم، بچه را رها کرد و فرار کرد. پای برادر کوچیکه را که نگاه کردم انگار چهار میخ را به پای او فرو کرده بودند. پدر که مثل همیشه بی‌خیال بود تقاضای مادر را برای بردن به شهر و دکتر برای جلوگیری از بیماری هاری رد کرد و گفت که این بیماری‌ها چرت و پرت است من تا به حال با صدها شیر و پلنگ درگیر شدم. شکارچی بود و احوالات شکارچی هم معلوم. تا چند سالی برادر کوچیکه گاه‌گاهی ادای گرگ‌ها را در می‌آورد و هر چند وقت یه بار زوزه‌ای هم می‌کشید. سال‌ها بعد برادر کوچیکه با رتبه‌ی هفت‌صد در رشته‌ی علوم تربیتی دانشگاه شیراز قبول شد. حالا علوم تربیتی 87 شیراز گرگی را پرورش می‌دهد که هر آن ممکن است مدیر گروه را بدرّد.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-8657793702850614735?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/8657793702850614735/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=8657793702850614735' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8657793702850614735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8657793702850614735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_6680.html' title='تپش به نوعی دیگر'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-1308273087128886344</id><published>2008-11-27T05:28:00.000-08:00</published><updated>2008-11-27T05:35:53.708-08:00</updated><title type='text'>داستان چکمه هایش اثر عبد الرحمان بستان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://eskafi.com/2008/11/short_story_his_boots_by_bostan.html"&gt;http://eskafi.com/2008/11/short_story_his_boots_by_bostan.html&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://eskafi.com/2008/11/short_story_his_boots_by_bostan.html"&gt;داستان کوتاه: چکمه‌هایش&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ـــ عبدالرحمن بستان ـــ(این داستان کوتاه در &lt;a href="http://eskafi.com/2008/11/panjere_25.html"&gt;پنجره شماره 25&lt;/a&gt; منتشر شده است.)&lt;br /&gt;گونه‌های زبر و خشن دختر کوچولوی همسایه که سیاه شده بود وسوسه آمدن زمستان و انبار کردن هیزم در کنج خانه را به دل‌ها می‌انداخت. زمستان ما برف نداشت، ولی آن قدر بود که نازگل کوچولو پالتوی پوستی‌اش را بر روی برّه‌اش بیندازد تا سردش نشود. نگاه‌های رهگذران را تا انتهای راه مال‌رو تعقیب می‌کرد و البته خبر نداشت که مادرش وقتی یازده سال بیشتر نداشت، لحظه‌ی تولد نازگل آن قدر جیغ کشید که بی‌حال شد و به قول محلی‌ها «سرِ زا» رفت. ظاهراً نصف شب بود که با صدای رعد و برق سنگینی خواب از سرم پرید. اتاق خواب پستوی کوچکی بود که نصف آن را پر از گندم و جو و یک گونی هم داروی محلی از سقف آویزان بود که شدت تلخی‌اش فکر مریض شدن را از کله‌ات بیرون می‌کرد. هرچه تعداد بیشتر، گرما هم بیشتر. نه نفر زیر یک گلیم بافته شده از پشم گوسفند کلاری. صدای مادر را شنیدم که می‌گفت گاو زردو زاییده. به محض شنیدن آن هرچند که از گاو زردو خوشم نمی‌آمد، چون که کتاب فارسی اول دبستانم را خورده بود و تا دو روز هم نوشخوار می‌کرد و همین هم لج من را درمی‌آورد ولی از آن‌جا که از گوساله‌ی تازه به دنیا آمده بیشتر از معلم دوم دبستانم خوشم می‌آمد به سمت بیرون دویدم. تعداد اعضای خانه به طور طبیعی در نحوه‌ی راه رفتن تأثیر می‌گذاشت. اصرار ما بی‌نتیجه ماند و مادر گفت: رعد و برق امشب زیاده و صبح زود بیا و برو تو آغل و گوساله را نگاه کن. به شوق رد شدن از جوی جلو خانه که با بارندگی دیشب پرآب شده بود و چکمه‌هایی که یک لنگه‌اش سبز و لنگه‌ی دیگرش نارنجی بود، از خواب بیدار شدم. جریان دورنگی شدنش هم این بود که سال قبلش در یکی از روزهای بارانی که خیال بزرگ شدن به سرمان زده بود با رسیدن به وسط جوی چکمه‌مان پر از آب شد و یکی از لنگه‌هایش را آب برد و پس از برگشتن به خانه و کتک مفصلی هم خوردن یک لنگه‌ی نارنجی از داخل خرت و پرت‌های انباری برایم پیدا کرده بودند. خلاصه این که پس از صرف یک لیوان شیر داغ که شش دقیقه پیش از گوسفندی که هنگام قضای حاجتش دفتر مشقم را مورد عنایت ویژه‌ی خود قرار داده بود به سمت مدرسه حرکت کردم. قبل از رسیدن به جوی چکمه‌هایم را درآوردم و یواش‌یواش از جوی رد شدم. چون اگر دوباره یکی از لنگه‌هایش را آب می‌برد .مجبور بودم از لنگه‌های چکمه‌های داداش بزرگه استفاده کنم که نیم متر از مال خودم بلندتر بود. و صدالبته پس از خوردن چند پس‌گردنی با ولوم هزار و هفتصد وات. به داخل کلاس که می‌رسیدم طبق معمول معلم شروع به خواندن شعر تکراری‌اش می‌کرد: باغ و بستان و کوه و دشت با چکمه‌های سبز و نارنجی می‌گشت و صدای خنده‌های بچه‌های روستا خیلی وحشتناک‌تر از صدای گریه‌ی بی‌بی‌سکینه هنگام رفتن تنها پسرش به جبهه بود. معلم برگه‌های امتحان ریاضی را پخش کرد و گفت: آن‌هایی که پدرشان سواد دارد، امضا کنند و آن‌هایی که سواد ندارند، انگشت بزنند. چند دفعه تکرار کرد و بعد گفت علیرضا فهمیدی؟ و باز گفت علیرضا فهمیدی؟ علیرضا که از بقیه بچه‌ها کوچولوتر بود و سر پاچه‌ی شلوارش تا قوزک پایش دو وجب فاصله داشت و همیشه هم یک گوشه‌ی جیب پیراهنش آویزان بود هم‌چنان سرش را پایین انداخته بود. معلم عصبانی شد و یک سیلی که انعکاس صدایش در کوه‌های اطراف کلاس پیچید حواله‌اش کرد. گفتم آقا معلم او کر است، نمی‌شنود. معلم اشک در چشمانش جمع شد، اما غرورش اجازه‌ی سرازیر شدن اشک‌هایش را نمی‌داد. گفت جریان چیه؟ گفتم در کنار پدرش خواب بوده و در حالی که پدرش تفنگ برنویش را تعمیر می‌کرده گلوله‌ای در رفته و علیرضا با صدای سنگین برنو گوش‌هایش کر شده. معلم سرش را پایین انداخت. من هم که چکمه‌های نارنجی علیرضا چشمانم را گرفته بود و نگاهی هم به چکمه‌های سبز-نارنجی خودم می‌کردم و با خود فکر می‌کردم که چه ضرورتی دارد یک آدم کر چکمه‌هایش یک‌رنگ باشد و بعدها فهمیدم که برای یک آدم کور نباید مهم باشد و نه یک کر. شبی دیگر از شب‌های زمستان با بوی پشکل و کاهگل تازه‌ی دیوار همسایه آغاز‌شد. وسط اتاق چاله‌ی کوچکی بود که در زمستان خاکش را کنار می‌زدند برای این که مقداری چوب را آتش بزنند که مثلاً بخاری‌‌مان بود و در یک کنج خانه بار هیزمی که تا نصف شب این بار تمام می‌شد و مارها و عقرب‌ها باید به دنبال جای دیگری می‌گشتند البته آن‌هایی که زرنگ‌تر بودند جان سالم به در می‌بردند. پدر طبق معمول با عموحیدر مشغول شاه‌نامه‌خوانی بود و من منتظر بودم که بالاخره کی تیر گزین چشمانِ اسفندیار را سوراخ می‌کند تا بتوانیم برگه‌مان را به حضور پدر رسانده و انگشت‌زنی بفرمایند. ما که شاه‌نامه حالی‌مان نمی‌شد گاه‌گاهی چوبی را در چاله می‌انداختیم تا گرمای اتاق گرمابخش نفس‌های پدر و عموحیدر باشد. چنانت بکوبم به گرز گران/ چو پولاد کوبند آهنگران. با صدای نعره‌های حماسی پدرم چرتم پاره شد. پدر که ما را با اسفندیار اشتباه گرفته بود چوبی را بر پای ما نواخت و گفت چوب بنداز، آتیش خاموش شد. عمو گفت که حالا دیگر کسی با چاله و چوله و هیزم خونه را گرم نمی‌کند حاج فتح‌الله بخاری علاء الدین خریده من هم به همراه غلام‌حسین فردا به شهر می‌روم و یک بخاری می‌گیرم. پس از رفتن عموحیدر برگه‌ی امتحان ریاضی را پیش پدر بردم و انگشت سبابه‌اش را نگه داشتم و با خودکار آن را رنگی می‌کردم تا بتوانم یک ضرب انگشت از او بگیرم. هرچند ثانیه یک بار نوک تیز خودکار به سمت شیارها و پینه‌های وسط انگشتش می‌لغزید و با توجه به تعداد پس‌کله‌ای‌هایی که می‌خوردم تعداد دقیق شیارهای انگشتانش را می‌فهمیدم. هی خودکار قل خورد و من هم پس‌کله‌ای. حق هم داشت. مادر پرسید راستی، سروان نامدارخانی عصر در ده چه می‌کرد؟ پدر جواب داد با جیپش پهلو من آمد که کنار آب‌آنبار بودم و گفت بر سر تقسیم آب دعوا شده بود و کمی آب خواست. من هم با قوطی حلبی که داشتم مقداری آب را از آب‌انبار کشیده و او به محض این که چشمش به آب افتاد با لحن تندی گفت که این جک و جونورا چیه؟ بهش گفتم جناب سروان ما به شیر و پلنگ می‌گیم جونور، اینا که مورو ملخ تو آبه که شما شهری‌ها می‌گین بیتامین و ظاهراً منظورش ویتامین بود.شوق رفتن زیر گلیمی که قبلاً هشت نفر به آن گرمای خاصی داده بودند ما را مورمور می‌کرد که پدر گفت یه نامه از بندر رسیده تو هم که الآن کلاس دویی بخون ببینم عموت چی نوشته. خط ملا مکتبی‌ها واقعاً وحشتناک بود. پدر گوش ما را گرفت و گفت فقط دو سال دیگر می‌فرستمت مدرسه سعی کن نامه خوندن را یاد بگیری. راست هم می‌گفت دو سال دیگر کافی بود مگر چهار سال مدرسه رفتن که کشکی نبود آخرش هم شاید وزیر می‌شدیم، خدا را چه دیدی، تا آکسفورد هم که راهی نبود با خر مشهدی نوروز بی‌دست که سریع‌ترین خر ده دشتاب بود دوروزه می‌رسیدی. نصف شب که برای قضای حاجت بلند شدیم. بزرگترها که کمی باادب‌تر بودند آفتابه مسی شش کیلویی را در حوض می‌انداختند و بعد در انتخاب مسیر مستراح آزاد بودند. برای ما بچه‌های بی‌ادب، پس از انتخاب مسیر، تنها مشکل پیدا کردن سنگ صاف و فیت بود. به اندازه‌ی کافی سنگ وجود داشت و از کارت سنگ و یارانه و قدرت خرید هم خبری نبود. در زمستان رنگ سنگ‌ها عوض می‌شد که مربوط به خاصیت شویندگی باران زمستانی بود و اگر هم قصد وزیر شدن را داشتم علت عوض شدن رنگ سنگ‌های اطراف دشتاب تز خوبی برای رساله‌ی دکترا بود. باز دوباره درس و کلاس و سکوت مطلق. تنها صدای قریچ قریچ قوطی حلبی‌های روغن شانزده‌کیلویی نرگس شیراز که عوض صندلی از آن استفاده می‌کردیم سکوت را می‌شکست. همیشه به صندلی علیرضا حسودی می‌کردم چون زنگ نزده بود و برق می زد و اصلاً هم زیرش را خالی نمی‌کرد. ولی او امروز نیامده بود. به یک باره صدای ناله و شیونی از دوردست بلند شد. معلم به سرعت از کلاس بیرون رفت و ماهم پشت سر معلم می‌دویدیم. چند نفری جمع شده بودند و مادر علیرضا بر سر و سینه‌ی خود می‌کوبید. مشتی خیرالله که آن‌طرف‌تر مشغول آب‌داری و تقسیم آب بوده گفت: از دور دیدم که علیرضا می‌خواست از جوی رد بشه ولی امروز فشار آب زیاد بود و علیرضا را با خود برد که من پشت نخل‌ها او را از آب گرفتم ولی او دیگر نفس نداشت. چکمه‌های نارنجی‌اش زیر شعاع نوری که از پس ابرها درآمده بود، برق می‌زد. چکمه‌های او هر دو نارنجی بودند و من یکی سبز، یکی نارنجی و من هم‌چنان به چکمه‌های او خیره شده بودم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-1308273087128886344?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/1308273087128886344/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=1308273087128886344' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1308273087128886344'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1308273087128886344'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_27.html' title='داستان چکمه هایش اثر عبد الرحمان بستان'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-1088024006722511108</id><published>2008-11-18T10:02:00.000-08:00</published><updated>2008-11-18T10:31:50.377-08:00</updated><title type='text'>تحصن مجدد دانشجویان دانشگاه های نوشیروانی بابل و سیستان و بلوچستان</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb2.JPG"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 640px; CURSOR: hand; HEIGHT: 480px" alt="" src="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb2.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته دانشجویان دانشگاه های سیستان و بلوچستان و نوشیروانی بابل برای چندمین بار طی هفته اخیر تجمع اعتراضی برگزار کردند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="sisb۱.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb1.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در اعتراض به مسائل امنیتی و صنفی خود همچنان در تحصن بوده و خواستار تامین امنیت دانشجویان در محیط دانشگاه شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این اعتراضات که با حمله افرادی ناشناس به دانشگاه و ضرب و شتم چند تن از دانشجویان آغاز شد، روز گذشته نیز ادامه یافت و دانشجویان اعلام کردند تا رسیدن به مطالبات مطرح شده از جانب دانشجویان این تحصن همچنان ادامه خواهد داشت. دانشجویان با تجمع در ساختمان کلاس های دانشکده مهندسی خواستار پاسخ گویی مسؤولان دانشگاه به مطالبات مطرح شده در بیانیه های قبلی خودشان شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد که گرچه مسؤولان دانشگاه به صورت شفاهی خواسته های دانشجویان را پذیرفته اند اما گویا افرادی که دانشجویان خواستار استعفای آن ها بودند، همچنان در دانشگاه به فعالیت خود ادامه می دهند. یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در این زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: ” فشارها و تهدید ها از جانب افرادی که دانشجویان خواستار استعفای آنان شده اند، افزایش یافته است.” وی گفت: “دانشجویان می گویند تا مسؤولان دانشگاه در مورد تحقق و پذیرش خواسته های مان از طرف مسؤولان تضمین کتبی نگیریم، به هیچ وجه به تحصن خویش پایان نخواهیم داد.”&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="sisb۱.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb1.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="sisb۲.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb2.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="sisb۳.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb3.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="sisb۴.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb4.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین روز گذشته دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل نیز برای دومین بار در یک هفته اخیر دست به تجمع اعتراض آمیز زدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرنامه امیرکبیر، اعتراضات دانشجویان از زمانی آغاز شده است که متوجه شدند به زودی درب های ورودی دانشگاه برای دختران و پسران تفکیک خواهد شد و دانشگاه قصد دارد با استخدام چند نگهبانان زن موج برخورد با دانشجویان دختر و مسئله حجاب آنها را که از زمان دولت نهم افزایش یافته بود گسترده تر کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتدا دانشجویان با برگزاری جلسه بحث آزاد در مقابل انجمن اسلامی این دانشگاه به بحث حول تفکیک جنسیتی در دانشگاه های کشور و بالاخص این دانشگاه پرداختند. در ابتدای این جلسه که با حضور بیش از ۱۵۰ نفر از دانشجویان دختر و پسر انجام شد یکی از دانشجویان به بیان تاریخچه تفکیک جنسیتی در ایران پرداخت و تاریخچه ای از آن را بیان کرد. سپس دانشجویان این پدیده را در دولت احمدی نژاد و مخصوصاً در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل مورد نقد و بررسی قرار دادند و اعمال انجام شده توسط مسئولین دانشگاه را در این زمینه از جمله جدا کردن درهای ورودی دانشگاه و تفکیک مراسم معارفه ورودی های جدید و تفکیک اردوهای دانشجویی و … را محکوم کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در طول این جلسه و پس از آن دانشجویان به جمع آوری طوماری اعتراضی در همین زمینه از شرکت کنندگان پرداختند. در بخشی از متن آغازین این طومار تفکیک جنسیتی را در راستای توهین به شعور، عزت و حقوق دانشجویان دانستند و آن را زیر پا گذاشتن قداست دانشگاه قلمداد کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این جلسه و جمع آوری امضا امروز سه شنبه نیز ادامه داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="babol۱۳.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/babol13.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a title="sisb۱.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/sisb1.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="babol۲۳.JPG" href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/babol23.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-1088024006722511108?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/1088024006722511108/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=1088024006722511108' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1088024006722511108'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/1088024006722511108'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_18.html' title='تحصن مجدد دانشجویان دانشگاه های نوشیروانی بابل و سیستان و بلوچستان'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-5012031576100119040</id><published>2008-11-15T05:39:00.000-08:00</published><updated>2008-11-15T05:49:24.766-08:00</updated><title type='text'>تجمع چند روزه دانشجویان در دانشگاه زاهدان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان در اعتراض به عدم کفايت مسئولين حراست دانشگاه تجمع کردند.&lt;br /&gt;&lt;a id="mainImageURL" href="http://www.bornanews.ir/Images/News/larg_pic/22-8-1387/IMAGE633620993649375000.jpg" target="_blank"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;به گزارش سرويس دانشگاه برنا، دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان در اعتراض به عدم کفايت مسئولين حراست دانشگاه تجمع کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شنيده ها حاکي است، حوالي ساعت 18 شنبه شب حادثه ناگواري در دانشگاه سيستان و بلوچستان رخ داد. در اين حادثه دو تن از دانشجويان توسط عده اي غير دانشجو مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پي اين حادثه و با تجمع جمعي از دانشجويان، مسئولين امر در محل تجمع حضور يافته و قول مساعد جهت پيگيري حادثه مذکور را دادند. از طرفي تکرار حادثه اي مشابه با افزايش حساسيت دانشجويان روبرو شد.&lt;br /&gt;گفته مي شود در اين حادثه يکي از دانشجويان بر اثر ضربات چاقو مجروح و راهي بيمارستان شد. با وقوع اين حادثه تنها دو روز بعد از حادثه اول عده کثيري از دانشجويان با حضور در کنار مسجد دانشگاه، خواهان پاسخ گويي صريح و سريع مسئولين دانشگاه پيرامون مسائل امنيتي دانشگاه شده و نسبت به عملکرد حراست دانشگاه اعتراضاتي را مطرح کردند.&lt;br /&gt;اين تجمع از 9 صبح ديروز (سه شنبه) آغاز و تا حوالي بعد از ظهر ادامه يافت و اعم خواسته هاي تجمع کنندگان که از سوي شوراي تجمع کنندگان به مسئولين حاضر انعکاس يافت برخورد صريح قانوني با عاملين دو حادثه، پاسخگويي شفاف مسئولين ذيربط نسبت به مسائل امنيتي دانشگاه، افزايش کيفي و کمي سخت افزارهاي حراستي دانشگاه و برخورد جدي با مسئولين مقصر اين حادثه اعلام شد.&lt;br /&gt; ضمنا کاربران محترم توجه داشته باشند بعضی سایتها در این مورد بعضی مسائل دروغ را مطرح کرده اند که بنده به عنوان دانشجوی دانشگاه زاهدان و از حاضرین در تجمع اعلام می کنم که این حرفها کاملا دروغ می باشد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-5012031576100119040?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/5012031576100119040/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=5012031576100119040' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/5012031576100119040'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/5012031576100119040'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_15.html' title='تجمع چند روزه دانشجویان در دانشگاه زاهدان'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-2288167193333554791</id><published>2008-11-01T12:18:00.000-07:00</published><updated>2008-11-01T12:19:18.781-07:00</updated><title type='text'>متن استعغای دسته جمعی شورای صنفی دانشکده مهندسی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;"&gt;به نقل از وبلاگ همپیمانان:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;"&gt;جناب آقای دکتر اکبری&lt;br /&gt;ریاست محترم دانشگاه&lt;br /&gt;باسلام و احترام&lt;br /&gt;پس از گذشت چهار ماه از برگزاری انتخابات هفتمین دوره شورای صنفی، اعضای شورای صنفی دانشکده مهندسی لازم است به اطلاع برسانند که به دلایل:&lt;br /&gt;1. عدم به رسمیت شناختن شورای صنفی دانشکده مهندسی توسط برخی از مسؤولین دانشگاه،&lt;br /&gt;2. نبود فضا و بودجه برای فعالیت این شورا،&lt;br /&gt;3. عدم همکاری دبیر موقت شورای صنفی سه دانشکده با شورای صنفی دانشکده مهندسی،&lt;br /&gt;4. طرح موضوع بی اساس سیاسی بودن خط و مشی شورای صنفی دانشکده مهندسی توسط شورای صنفی دو دانشکده علوم و ریاضی به قصد تخریب شورای صنفی این دانشکده،&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:arial, helvetica, sans-serif;font-size:130%;"&gt;به جای آنکه شورای صنفی پیش برنده ی اهداف خود(دفاع ار حقوق دانشجویان در زمینه مسایل رفاهی، آموزشی و فعالیت های دانشجویی؛ تلاش برای تأمین نشاط، رفاه و آزادی؛ حمایت از حقوق برابر کلیه دانشجویان؛ و تلاش برای حفظ کرامت انسانی دانشجویان) باشد، بازی‌چه‌ی دست برخی از مسئولین گشته و از آنجا که تلاش این جمع برای بهبود نسبی شرایط به نتیجه‌ی قابل قبولی دست نیافته، دیگر امیدی به اصلاح این روند نمی بینند و با عذرخواهی از کلیه دانشجویان دانشکده مهندسی کناره گیری خود را از این شورا اعلام می دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:arial, helvetica, sans-serif;font-size:130%;"&gt;محسن اکبریان&lt;br /&gt;سیامک پژمانفر&lt;br /&gt;محمد درخشان&lt;br /&gt;صابر رستاد&lt;br /&gt;صادق ستوده&lt;br /&gt;علی نمازی&lt;br /&gt;میلاد همتی پور&lt;br /&gt;صابر یوسفی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-2288167193333554791?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/2288167193333554791/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=2288167193333554791' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2288167193333554791'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2288167193333554791'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_4067.html' title='متن استعغای دسته جمعی شورای صنفی دانشکده مهندسی'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-6728101562022417327</id><published>2008-11-01T12:17:00.000-07:00</published><updated>2008-12-14T07:00:28.976-08:00</updated><title type='text'>قوميت گرايي در دنياي مدرن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ابراهیم اسکافی :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هرانسانی ویژگی‌های متمایزکننده‌ای از دیگران دارد. دست کم هر کسی نامی دارد که (اگر از استثناها بگذریم) یگانه است و جامعه او را با آن اسم می‌شناسد. علاوه بر آن همه‌ی ما لهجه‌ی خاصی داریم و شاید اگر از مناطق خاصی از کشور باشیم اساساً زبان محاوره‌ای دیگری نیز داشته باشیم و ممکن است یکی از وجوه جامعه‌ی پیرامون ما داشتن آداب و رسوم خاص، لباس خاص، عقاید خاص و حتا مذهبی خاص باشد. معمولاً در مورد داشتن هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها ما تصمیمی نگرفته‌ایم و قرار گرفتن ما در موقعیتی خاص و زمانی خاص این سرنوشت را برای ما رقم زده است. آیا تأکید و تعصب درباره‌ی وجوه تمایزی که ما نقشی در به وجود آوردنشان نداشته‌ایم، می‌تواند از نظر یک انسان روشن‌فکر قابل توجیه باشد؟ ناخودآگاه باورهایی در ضمیر اغلب ما وجود دارد که گرچه به زبان نمی‌آوریم اما بدان عمل می‌کنیم، باورهایی از این دست که خانواده‌ یا خاندان من برحق است، دلیلی هم لزوماً در ذهن نداریم، شاید به این خاطر که ما عضوی از آن هستیم! همه‌ی ما پذیرفته‌ایم که قومی که ما به آن تعلق داریم، قوم برگزیده است و هیچ‌کس حق ندارد از گل نازک‌تر درباره‌ی آن صحبت کند. بدبختانه اگر نسبت به این چیزها حساسیت نداشته باشیم گویی چیزی در وجودمان، چیزی از هویت قومی ما کم است. اما عقل و منطق به ما می‌گوید -دست کم زمانی که درباره‌ی دیگران فکر می‌کنیم و کمی از شدت تعصب‌مان کم می‌شود- هر انسانی از هر خانواده‌ای می‌تواند لغزش‌هایی داشته باشد، هر قومی هم ممکن است باورهای درست یا غلط جمعی داشته باشد. پس هر کسی حق دارد که در مورد شخص ما، خانواده‌ی ما، شهر ما و قوم ما اظهار نظر انتقادی بکند، حتا اظهاراتی که خوشایندمان نباشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;قومیت‌گرایی را به طور خلاصه می‌توان نوعی تلاش برای تمایزطلبی جمعی دانست. یعنی من باید حتماً زبان و لهجه‌ی خاص خودم را حفظ کنم، لباس خاص خودم را بپوشم تا تمایزم آشکار شود و باید تمام عقاید و ارزش‌های سنتی موروثی‌ام را به قیمت جانم حفظ کنم. گاهی این تمایزطلبی‌ها عاملی بیرونی دارد و به عبارتی دولت ها با فشارها و تبعیض‌هایی که به وجود می‌آورند خود باعث شکل‌گیری و تقویت آن می‌شوند مانند رفتاری که دولت نازی با یهودیان داشت و باعث انسجام جهانی آنان شد.از سوی دیگر سران قبایل که در دولت مدرن اقتدارهای سنتی خود را به تدریج از دست داده‌اند و قدرت دولت جای‌گزین اقتدار آنان شده است، در واکنش به از دست دادن قدرت، به تقابل با دولت مرکزی می‌پردازند. به نظر می‌رسد که در کشورهای در حال توسعه مثل ایران این عامل نقش اساسی در رشد قومیت‌گرایی داشته است. پس از تلاش‌های رضاخان برای تشکیل دولت مرکزی کم‌کم ناسیونالیسم قومی در ایران به وجود آمد. هدف از این نوشته صرفاً باز کردن بحث درباره‌ی آفات قومیت‌گرایی است و در این‌جا مجالی برای پرداختن به تمام وجوه آن نیست، اما نکته‌ای که لازم است بدان بپردازم اثر قومیت‌گرایی بر فرار از خودانتقادی نخبگانی است که در مقابل هر گونه انتقاد از قومیت‌ها و طرح مشکلات آن‌ها موضع‌گیری خصمانه می‌کنند. برای نمونه می‌توان به موضع برخی از کسانی که در مناطق غرب ایران زندگی می‌کنند در مقابل ساخت فیلم‌های چون «عروس آتش» و «بمانی» اشاره کرد. این فیلم‌ها هر کدام به نوعی وضعیت اسف‌بار دختران در این مناطق و خودسوزی را به تصویر کشیده بودند که با واکنش‌های شدیدی روبرو شدند. بسیاری از آنان این واقعیت را که به لحاظ آماری قابل استناد بود اساساً رد می‌کردند و جالب این است که عده‌ای دیگر می‌گفتند که اصلاً دیگران حق ندارند که درباره‌ی مشکلات ما صحبت کنند!مناطقی که گرایش‌های قومی در آن شدید است عموماً از نظر رفاهی هم سطح پایین‌تری از بقیه‌ی مناطق دارند، بنابراین اگر نارضایتی فعالان سیاسی و اجتماعی آن مناطق بر پایه‌ی محرومیت‌های موجود باشد کاملاً قابل درک است، اما بدبختانه واقعیت این است که معمولاً این مسائل برای فعالان محلی در حاشیه قرار می‌گیرد و بیشتر به دنبال تمایزطلبی هستند. خواست‌هایی چون تدریس زبان خاص، انتصاب مقامات محلی بومی و در برخی مناطق جدایی‌طلبی در صدر مطالبات قرار دارد.با نگاهی واقع‌گرایانه به این مقوله‌ها چندان دور از ذهن نیست که حتا در صورت استیفای کامل این مطالبات، باز هم مشکلات ریشه‌ای آنان برطرف نخواهد شد. زیرا بسیاری از مشکلات فرهنگی و سنتی که در این مناطق وجود دارد اصولاً به خاطر پدیده‌ی قومیت‌گرایی قابل طرح نیست. اگر از درون کسی به آن‌ مسائل بپردازد به عنوان خائن طرد می‌شود و اگر انتقاد از بیرون باشد دلیلی می‌شود برای تقابل بیشتر قوم ما و دیگران و در نتیجه تمایزطلبی هرچه بیشتر.شاید به جای تلاش بر ارزش‌های جمعی و تمایزطلبی، تأکید بر فردگرایی و حقوقِ برابر بتواند مشکلِ دور باطل تمایزطلبی و ایجاد تقابل را حل کند. در حقیقت قومیت‌گرایی در دنیای مدرن توجیهی ندارد. پذیرفتن این موضوع که در برخی مناطق باورهای رایج اما غلط، مشکلاتی اساسی را برای رشد فرهنگی آن مناطق به وجود آورده است، شهامت زیادی می‌طلبد. واقعیت‌های تلخی از این دست که اکثریت افراد متعلق به منطقه‌ای خاص، قتل ناموسی را روا می‌دارند یا این که به زنان اجازه‌ی بیرون آمدن از خانه را نمی‌دهند، مشکلاتی نیستند که با قومیت‌گرایی برطرف شوند. وجه تمایز روشن‌فکران از دیگران پذیرفتن معایب و خطاهای خود و اجتماع پیرامون خود است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-6728101562022417327?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/6728101562022417327/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=6728101562022417327' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6728101562022417327'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/6728101562022417327'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_2760.html' title='قوميت گرايي در دنياي مدرن'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-3407355160835888924</id><published>2008-11-01T12:16:00.000-07:00</published><updated>2008-11-01T12:17:19.502-07:00</updated><title type='text'>نقدي بر دولت احمدي نزاد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;strong&gt;شهریار حسین بر :&lt;br /&gt;در حالی به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم آقای محمود احمدی نژاد رئیس جمهور حال حاضر کشور نیز خود را برای شرکت در انتخابات آماده می کند . این در حالی است که به هیچ وجه نمی توان کارنامه موفقی از دوره اول ریاست جمهوری وی به نمایش گذاشت .&lt;br /&gt;احمدی نژاد قبل از شرکت در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری چند سالی به عنوان شهردار تهران منسوب شد و بعد از آن در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد.&lt;br /&gt;وی که از اردوگاه محافظه کاران در انتخابات شرکت می کرد خود را شخصی از بطن جامعه و آشنا با بخش آسیب پذیر جامعه معرفی کرد و اهداف و شعارهای خود را کمک به قشر آسیب پذیر جامعه و مردم مناطق محروم ، توزیع درست درآمدها و عدالت محوری اعلام کرد و با تکیه بر همین شعارهای اقتصادی بر حریفان قدرتمند محافظ کار و اصلاح طلب خود پیروز شد که نشان از مشکلات اقتصادی مردم داشت .&lt;br /&gt;دولت نهم در مهر ماه 84 شروع به کار کرد ، از همان ابتدا اعلام کرد که شدیدا در صدد پایین آوردن هزینه های دولت می باشد . همچنین دستور داد که هزینه های کاخ ریاست جمهوری را پایین بیاورند و ادارات دولتی همچنین بانکها اجازه چاپ عکس وی را ندارند تا نشان دهد به هیچ وجه علاقه ای به تبلیغات به وسیله امکانات دولتی را ندارد و همه این موارد را توسط رسانه ملی به اطلاع عموم ملت می رساند .&lt;br /&gt;رئیس جمهور از همان ابتدا دست به تغییرات گسترده از وزراء گرفته تا مدیران پایین دست زد . رئیس جمهور مهم وزیران کابینه خاتمی را عوض کرد همچنین رئیس بانک مرکزی و مدیران بانکهای کشور و همچنین مدیران بانکها را تا سطح استانها نیز تغییر داد ، تا دولتی کاملا متفاوت نسبت به دولت اصلاح طلبان تشکیل دهد .&lt;br /&gt;رئیس جمهور به همراه هیئت دولت به همه استانهای کشور سفر کرد . هیئت دولت در همه استانها تشکیل جلسه می داد و طرح های گوناگونی را به تصویب رساند . و وعده های زیادی به مردم هر استان می داد ، به عنوان مثال دولت طی سفر خود در سال 84 به استان سیستان و بلوچستان قول داد که حداکثر تا سال 86 یعنی یک سال پیش مردم این استان از گاز لوله کشی استفاده کنند ، که البته با روند موجود احتمال لوله کشی گاز تا سال 90 نیز در این استان نمی رود .&lt;br /&gt;بزرگترین پروژه دولت سهمیه بندی سوخت بود ، که هدف از اعمال این سیاست صرفه جویی در مصرف سوخت اعلام شد ، این اقدام دولت باعث شد که بسیاری از مسافرکش های شهری که با اتومبیل شخصی کسب درآمد می کردند بیکار شوند و همچنین افرادی که تاکسی داشتند به علت سهمیه کم بنزین درآمدشان به شدت کاهش پیدا کند ، علاوه بر آن بالعث افزایش کرایه تاکسی وهمچنین بلیط اتوبوس های بین شهری نیز شد . این در حالی بود که هنوز درصد بسیار پایین از خودروهای کشور گاز سوز شده بود وهنوز بخش بزرگتر آن از سوخت بنزین استفاده می کردند ، همچنین هنوزتعداد انگشت شماری از شهرهای کشور دارای جایگاه CNG بودند ودر استانی مثل همین استان سیستان و بلوچستان هنوز جایگاه سوخت گاز وجود ندارد . این اقدام دولت همچنین ضربه شدیدی به وضعیت اقتصادی قشر آسیب پذیر جامعه وارد کرد که با شعارهای آقای احمدی نژاد مبنی برکمک به این قشر از جامعه کاملا در تناقض بود ، وبر همین اساس تا به امروز با مخالفت بخش بزرگی از از جامعه و همچنین بسیاری از کارشناسان اقتصادی و بسیاری از نمایندگان مجلس چه اصولگرا و چه اصلاح طلب مواجه شده است .&lt;br /&gt;دولت نهم بر خلاف شعارهای خود مبنی بر عدم تبلیغات به وسیله امکانات دولتی در همه شهرها دست به تبلیغات گسترده زده ومیلیاردها ریال جهت تبلیغات خود هزینه می کند . به عنوان مثال به هنگام سفرهای استانی میلیاردها ریال سفر چاپ پوستر و عکس های احمدی نژاد می شود ویا اینکه در شهرهای مثل زاهدان اقدام به نصب بنرهایب بزرگ تبلیغاتی در خیابانها می کرد ، همچنین در شهرهای بزرگ وحتی شهرهای بسیار کوچک اگر خیابان و یا کوچه ای آسفالت می شود یه وسیله تابلو ویا نوشته دولت نهم بانی این امر مهم معرفی میگردد .&lt;br /&gt;دولت از هیچ ابزاری برای تبلیغات چشم پوشی نمی کرد و به وسیله رسانه ملی (تلویزیون ) و روزنامه ها و سایتهای حامی خود علاوه بر تبلیغات برای خود حملات شدیدی علیه رقبای اصلاح طلب و محافظ کار خود انجام می دهد . دولت اقدامات سه ساله خود را بی نظیر اعلام کرد و آن را مهمتر از همه سالهای انقلاب اسلامی اعلام کرد .&lt;br /&gt;ادعای بی نظیر بودن اقدامات دولت توسط رئیس جمهور در حالی است که از نظر اقتصادی ایران در بدترین وظعیت ممکن می باشد ، نرخ تورم از سال 84 به 25٪ و نرخ بیکاری به 15٪ رسیده است و به گفته وزیر اقتصاد دوره خاتمی برای جبران این 3 سال حداقل به 15 سال  وقت نیاز است تا شاید ایران تازه به وظعیت اقتصادی سال 84 برگردد .&lt;br /&gt;از نظر سیاست خارجی سایست دولت به گونه ای بوده است که ایران در محیط      بین الملل کاملا منزوی شده است واز سال 84 تا به حال 3 قطعنامه در شورای امنیت علیه ایران صادر شده است و در حال حاضر در شرف چهارمین قطعنامه قرار داریم این در حالی است که حتی روسیه که از لحاظ سیاسی  به کشور ما خیلی نزدیک به نظر می رسد علاوه بر آنکه توانست بر سر دریای خزر امتیازات زیادی ازدولت بگیرد نیز به هر سه قطعنامه رای موافق داده است .&lt;br /&gt;در داخل کشوردولت هیچ گونه مخالفتی را بر نمی تابد و هر کس که به مخالفت با بر نامه ریزی های دولت برخیزد به وی برچسب ضد انقلاب ویا مخالف نظام جمهوری اسلامی زده می شود . دولت با روزنامه های منتقد به شدت برخورد می کند به عنوان مثال 2 روزنامه شرق و هم میهن که هر دو توقیف شدند و اقدام به دستگیری گسترده دانشجویان و فعالان سیاسی ، اجتماعی کشور زده است .&lt;br /&gt;آقای احمدی نژاد در داخل هیئت دولت نیز به اعضای ثابتی نرسیده است ودست به تغییرات مداوم در هیئت دولت می زند تا به حال 8 وزیر و چندین استاندار تغییر کرده اند و اگر یک وزیر دیگر تغییر یابد باید کل دولت مجددا از مجلس رای اعتماد اخذ کند که این مورد در کل دوران انقلاب بی سابقه است . همچنین رئیس بانک مرکزی آقای مظاهری نیز به دلیل مخالفت با سیاست های پولی رئیس جمهور تغییر کرد و همچنین وزارت کشور سومین معاونت را نیز تغییر داد. همچنین روزنامه های حامی دولت از عدم رضایت ازوزیرتغییر یافته کشور (کردان) خبر داده اند و وی را تحمیل شده از طرف لاریجانی می دانند .&lt;br /&gt;دولت از جانب هم جناحی های خود یعنی اصولگرایان شدیدا تحت انتقاد قرار دارد، به عقیده اصولگریان دولت در همه اقدامات خود بدن هیچ گونه کار کارشناسی و مشورت با شتابزدگی قدم های عجولانه بر می دارد واین باعث میشود اکثر طرح های رئیس جمهور شکست بخورد .&lt;br /&gt;و امروز در حالی به انتخابات نزدیک می شویم که اغلب اصولگرایان از عدم همراهی خود با دکتر احمدی نژاد خبر می دهند ، وطوری که به نظر می رسد ایشان در انتخابات تنهاست .&lt;br /&gt;ولی با این همه آیا احتمال انتخاب مجدد وی وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-3407355160835888924?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/3407355160835888924/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=3407355160835888924' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/3407355160835888924'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/3407355160835888924'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_7959.html' title='نقدي بر دولت احمدي نزاد'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-2471187600169697788</id><published>2008-11-01T12:14:00.000-07:00</published><updated>2008-11-01T12:16:00.630-07:00</updated><title type='text'>دكتر مصطفي تاج زاده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;strong&gt;معاون وزير کشور دولت اصلاحات در نشستي با عنوان کابينه متزلزل که از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار کرد: در زمان انقلاب سه شعار اساسي مطرح شد. استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي. در مورد استقلال بايد گفت که در اين سي سال خود ملت ايران مستقل از قدرت هاي خارجي در مورد سرنوشتش تصميم گرفته است. البته بايستي اين هشدار را داد که با روي کار آمدن دولت نهم و حاکميت اقتدارگرا استقلال کشور تا حد زيادي خدشه دار شده است.&lt;br /&gt;در مورد آزادي اما بايد بگويم که نسبت اين دولت با آزادي مثل نسبت جن با بسم الله است. يعني نه تنها به هيچ وجه با آزادي سازگاري ندارند. بلکه دشمن آزادي و نهادهاي مدني و آزاد هستند. البته هر کجا که در مصاحبه رسانه هاي خارجي قرار مي گيرند ايران آزادترين کشور دنياست. اما در داخل با امنيتي کردن فضا همه چيز را کنترل و محدود کرده اند. عملکرد دولت در زمينه شاخص هاي آزادي احزاب و مطبوعات و ديگر نهاد هاي مدني روز به روز در حال افول است. شاخص سوم جمهوري اسلامي است که حتما مي دانيد به انتخاب امام صورت گرفت. چرا که تا پيش از آن شعار مردم حکومت اسلامي بود و سپس توسط امام به جمهوري اسلامي تغيير يافت و همان موقع هم تصريح کردند که اين جمهوري مثل بقيه جمهوري هاست. امروز شعار اقتدارگرايان رسما اين است که جمهوري اسلامي يک پديده موقت است و ما بايد به سمت حکومت اسلامي حرکت کنيم.&lt;br /&gt;تفاوت اين دو چيست؟ تفاوت آنها در حاکميت مردم و دموکراتيک بودن نهادهاست. به همين جهت بايد گفت ساختار شکنان اصلي در ايران ديگراني هستند که ساختارهاي جمهوريت نظام را خدشه دار مي کنند.&lt;br /&gt;بنابراين کارنامه اين دولت در رابطه با شعارهاي اصلي انقلاب جز در مورد استقلال که آن هم خدشه دار شده مبارزه با دو مورد آخر است. دولت با سوء استفاده از مفهوم عدالت و شعارهاي چپ گرايانه، آزادي را از مردم سلب نموده است.&lt;br /&gt;تاج زاده ادامه داد: آن ها در دو گام با فقر مبارزه نموده و آن را محو کردند. در گام اول وزير تعاون اعلام کرد که اعلام خط فقر در جمهوري اسلامي قانوني نيست چون ايجاد آزار رواني و ذهني جامعه مي شود. در گام دوم نيز گفتند که به جاي واژه فقر از واژه قناعت استفاده کنيد.&lt;br /&gt;اين تنها دولتي است که در طول تاريخ بشريت در سه سال فقر را نابود کرده است. بنابراين معجزه هزاره سوم نيست و معجزه تاريخ بشري است. در زمينه تبعيض نيز دولت کارنامه درخشاني دارد. هيچ تبعيضي در کار نيست. تمام ملت ايران در نداشتن حق با هم برابرند. &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-2471187600169697788?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/2471187600169697788/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=2471187600169697788' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2471187600169697788'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/2471187600169697788'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_2129.html' title='دكتر مصطفي تاج زاده'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-8390281950225882162</id><published>2008-11-01T12:11:00.000-07:00</published><updated>2008-11-01T12:14:12.645-07:00</updated><title type='text'>اظهار نظر درباره دكتر ناصري</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;ابراهیم اسکافی*&lt;br /&gt;اظهارنظر درباره‌ی عمل‌کرد یک‌ساله‌ی دکتر ناصری کار چندان ساده‌ای نیست. بدین خاطر که سالی که ایشان مسؤولیت را پذیرفت، سال پرفراز و نشیبی بود. در هر صورت دوره‌ی ایشان با دوره‌ی پیشش متفاوت بود. معاونت دانشجویی-فرهنگی تقریباً با هرگونه فعالیت دانشجوی سروکار دارد و حوزه‌ی وسیعی را دربرمی‌گیرد. برای این که این نوشته آن‌قدر طولانی نشود که حوصله‌ی خوانندگان را سر ببرد من خیلی خلاصه برخی اتفاقات این حوزه را برمی‌شمارم:&lt;br /&gt;- نشریات دانشجویی: دوبار دو نشریه‌ی متفاوت مورد بازبینی غیرقانونی پیش از چاپ قرار گرفتند. در یک مورد نشریه توقیف کوتاه‌مدت شد و با بازنگری دوباره چاپ شد. مورد دیگر در نهایت به 6 ماه توقیف محکوم شد. طبق مصوبه‌ی سال گذشته، جشنواره نشریات دانشگاه برگزار شد اما هیچ‌گونه نمایشی برگزار نشد و نتایج مسابقه هم اعلام نشد. باز هم طبق مصوبه‌ی پیشین قرار بود دفتری به نشریات مستقل داده شود، اما این دفتر هیچ‌گاه به نشریات مستقل واگذار نشد.&lt;br /&gt;- کمیته‌ی انضباطی: در این حوزه تنها اتفاق مثبتی که رخ داد این بود که روی پاکت احضاریه نام کمیته انضباطی به معاونت دانشجویی تغییر پیدا کرد تا شاید مانع از آبروریزی بیشتر دانشجو شود. برای دانشجویان معترضی که در جلسه‌ی پرسش و پاسخ با مسؤولان، انتقادات ناخوشایندی را مطرح کرده بودند بلافاصله احکامی صادر شد که البته ظاهراً ارتباطی با آن جلسه نداشت. پس از انتخابات شورای صنفی تعداد زیادی از اعضای ائتلاف پیروز انتخابات به بهانه‌های مختلف تقریباً هم‌زمان احضار شدند. در این دوره هم مثل سابق احضاریه‌ها صرفاً با عنوان «ادای پاره‌ای توضیحات» فرستاده می‌شد. در حالی که دانشجو موظف نیست صرفاً برای «ادای پاره‌ای توضیحات» به احضار مسؤولان پاسخ دهد. طبق موازین حقوقی، احضاریه‌ باید شامل «شرح شکایت» و دست کم «نام شاکیان» باشد و حکم بدوی و نهایی هم باید با حضور وی صادر شود. در این دوره هم مثل سابق افرادی با عنوان رابط تقریباً از هر جایی که بیش از 4 نفر حضور داشتند گزارشی تهیه می‌کردند.&lt;br /&gt; - شورای صنفی: در این مورد نسبتاً عملکرد موفقی داشتند، زیرا هرچند بسیار ناقض اما بالاخره پس از چند سال وقفه، شورای صنفی در 3 دانشکده تشکیل شد. دلیل اصلی‌اش شاید فرصت زیادی بود که مسؤولان برای تبلیغات تعیین کرده بودند. البته در این مورد فعالیت‌های ائتلاف هم‌پیمانان را برای رونق انتخابات و تشکیل شورای صنفی نمی‌توان نادیده گرفت. این انتخابات نواقص زیادی هم داشت از آن‌جا که درجاهای دیگری هم گفته شده است، ذکر دوباره‌ی آن لطفی ندارد.&lt;br /&gt;- انجمن‌های علمی: در این دوره به طرز عجیبی تقریباً با هیچ اردوی علمی از سوی انجمن‌ها موافقت نشد و سنت هرساله‌ی معرفی انجمن‌های علمی برتر نیز به فراموشی سپرده شد.&lt;br /&gt;- مسائل رفاهی: در مورد تغذیه شاهد تغییرات خوبی بودیم و مثلاً صبحانه‌ی کاملی برای اولین بار به برنامه‌ی غذایی اضافه شد و در بعضی وعده‌های غذایی هم امکان انتخاب فراهم شد. اما در زمینه‌ی خوابگاه‌ها مشکلات وخیم‌تر شد تا حدی که به اعتراضات گروهی دانشجویان در چند مورد انجامید. قطع آب گرم و برق  به ویژه‌ در ایام امتحانات اتفاقات ناخوشایندی بود که در این دوره بارها گریبان‌گیر آن بودیم.&lt;br /&gt;در مجموع صرفه‌جویی مالی زیادی در دوره‌ی ایشان صورت گرفت و تقریباً برای هیچ فعالیت فوق برنامه‌ای هزینه‌ای نکردند. در پایان اگر بخواهم دو مصداق بد و خوب عملکرد ایشان را یادآوری کنم، در مورد عملکرد بد، برخورد ایشان با مسأله‌ی جعل امضا علیه نشریات را باید مثال بزنم که با کمال تعجب طرف جاعل یا جاعلان را گرفتند و از ایشان دفاع کاملی کردند و این برخورد با آن روح آزادگی که هرکسی می‌توانست در وجود ایشان احساس کند، سازگاری عجیبی داشت.  وجهه‌ی خوب عملکرد ایشان هم برخورد رودرروی مناسب با فعالان دانشجویی بود که باعث می‌شد آنان به راحتی با ایشان مشکلات را در میان بگذارند و شاید صدها ساعت از وقت‌شان را با صحبت و بگوبخند و ذکر خاطره با دانشجویان گذراندند. البته آن‌چه در نهایت عمل می‌کردند لزوماً ارتباطی با صحبت‌ها و وعده‌هایی که می‌دادند، نداشت!&lt;br /&gt;* مدیر مسؤول پنجره و عضو کمیته‌ی ناظر بر نشریات&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-8390281950225882162?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/8390281950225882162/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=8390281950225882162' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8390281950225882162'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/8390281950225882162'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_5431.html' title='اظهار نظر درباره دكتر ناصري'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-7496400757327970170</id><published>2008-11-01T12:07:00.000-07:00</published><updated>2008-11-01T12:10:48.437-07:00</updated><title type='text'>همپيمانان و آينده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ابراهيم اسكافي &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://hmpeskafi.com/"&gt;http://hmpeskafi.com&lt;/a&gt;شورای صنفی همیشه ماجراهای خاص خود را در این دانشگاه داشته است. گویا در سال 83 از طرف ریاست دانشگاه شوراهای صنفی منحل شده است. با وقفه‌ای چند ساله در سال 85 انتخابات دوباره برگزار شد اما شرایط به نحوی بود که به حد نصاب نرسید و در هیچ دانشکده‌ای شورا تشکیل نشد. در همان سال دانشجویان خوابگاه ادبیات در طوماری تقاضای تشکیل شورای صنفی خوابگاه را دادند که به آن هم اصلاً توجهی نشد. بالاخره در اواخر ترم گذشته با اصرار زیاد دانشجویان انتخابات برگزار شد و شورای صنفی سه دانشکده‌ی مهندسی، علوم و ریاضی تشکیل شد. انتخابات در دانشکده‌ی ادبیات ظاهراً به دلیل انصراف برخی کاندیداها برگزار نشد، اما هیچ‌گاه نام کاندیداهای انصرافی اعلام نشد و جالب این بود که انتخابات در دانشکده‌ی ریاضی با وجود انصراف دو کاندیدا و از حد نصاب خارج شدن کاندیداها، برگزار شد. هم‌پیمانان در دو دانشکده‌ی مهندسی و علوم لیست ارائه دادند و با اختلاف زیادی به طور کامل پیروز شدند. پس از مدتی اعضای شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی استعفا دادند. این یادداشت که کمی هم طولانی شده است مروری است بر اتفاقاتی که در مورد شورای صنفی و گروه هم‌پیمانان رخ داده است.&lt;br /&gt;حال و هوای انتخاباتپیش از انتخابات شورای صنفی بنا بود پنجره منتشر شود و از این فرصت برای معرفی اعضای هم‌پیمانان استفاده کنیم. یکی از کسانی که نامزد شورای صنفی دانشکده‌ی علوم بود اصرار داشت به نام او یک مقاله‌ی جنجالی بزنیم با عکس بزرگی از خودش. ما هم با چند تا از بچه‌های نشریه تلاش کردیم از این فرصت استفاده کنیم و به یادداشتی از نشریه‌ای که دیدگاهش کمی نسبت به شورای صنفی بدبینانه بود پاسخ بدهیم. دو سه نفری روی هم یادداشتی نوشتیم و به کاندیدای خوش‌تیپ پیشنهاد دادیم که این یادداشت انتقادی به نام او زده شود، چون هم دفاعی بود از شورای صنفی و هم بیان برخی دیدگاه‌های هم‌پیمانان. او از این کار استقبال کرد. یادداشت را به او دادیم بخواند که متأسفانه دیدیم که در خواندن برخی کلمات مشکل دارد و معنی برخی اصطلاحات را نمی‌فهمد. بدیهی بود انتشار این یادداشت به نام او یک رسوایی بزرگ به بار می‌آورد.(1) فهمیدن این که او این‌کاره نیست نیاز به هوش زیادی نداشت. ما دودل شدیم اما به روی او نیاوردیم تا روحیه‌اش خراب نشود. آن موقع، مصادف بود با مواضع عجیبی در حوزه‌ی مدیریت فرهنگی دانشگاه. در مجموع به این نتیجه رسیدیم ادامه‌ی فعالیت و از جمله انتشار پنجره در چنین فضایی مقدور نیست. قرار شد آخرین شماره‌ی پنجره منتشر شود و سرمقاله‌ای هم با عنوان «پایان پنجره» نوشته شد که در آن آمده بود:&lt;br /&gt;«ما در دوران «وای به روزی که بگندد نمک» به سر می‌بریم، دورانی که خبرچینی و آدم‌فروشی پاداش خیرخواهی می‌گیرد، گزمه‌ها وکیل مدافع دزدان شده‌اند، آن که باید پشتیبان مطبوعات باشد، به دیگران راه و رسم براندازی نشریات بی‌پناه را می‌آموزد. انسانیت و صداقت اتهام است، جعل و دروغ و دورنگی و تملق سکه‌ی رایج بازار خودفروشان.ای عجب دل‌تان بنگرفت و نشد جان‌تان ملولزیـن هــواهـای عَـــفِــن، ویـن آب‌هـای نـاگـــوار»انتشار آن یادداشت جنجالی که به احتمال زیاد پاسخی به دنبال می‌داشت، در آخرین شماره نشریه مناسب نبود. بنابراین از انتشار آن به کلی صرف نظر کردیم، ولی برای اطلاع افراد مربوط یادداشت را فرستادیم. از طرف دیگر، پس از مدتی فضا کمی تغییر کرد. بالاخره مسؤولان فرهنگی پذیرفتند که جعل امضا هر چند علیه نشریات منتقد دانشگاه باشد، بالاخره جرم است و کسانی که این جرم را کشف کرده‌اند جنایتی مرتکب نشده‌اند، وظیفه‌شان را انجام داده‌اند و کم‌کم تهدیدات از میان رفت. البته اقدامی علیه جاعلان صورت نگرفت و همین که زبانی گفته شده بود که آن‌ها نیاز به تذکر دارند، با توجه به وضعیت موجود پیشرفت زیادی بود. از سوی دیگر پنجره یکی از پشتیبانان ائتلاف هم‌پیمانان در انتخابات محسوب می‌شد و توقف انتشار نمی‌توانست پیامی خوبی برای دانشجویان باشد. بنابراین از توقف انتشار صرف‌نظر کردیم و سرمقاله را هم به حمایت از شورای صنفی اختصاص دادیم.مواضع عجیب و غریببه محض این که پاسخ‌ مذکور به دست دوستان رسید از نامزد مورد نظر بازخواست کردند و او هم کم‌کم مواضعش تغییر کرد. یک روز گفت مقاله را بزنید اما عکس من را نزنید، فردایش گفت اصلاً اسم من را نزنید و پس فردا گفت اصلاً یاداشت را چاپ نکنید! گرچه ما از انتشار آن یادداشت منصرف شده بودیم اما کنجکاو شدیم که بدانیم این تغییر موضع شدید، از آن اشتیاق اولیه به این انکار غلیظ به خاطر چیست. هر چه بیشتر پرسیدیم کم‌تر فهمیدیم. در نهایت کنجکاوی ما با جمله‌ی قانع‌کننده‌ای تمام شد: «این یادداشت به عقل من نمی‌رسد و این را همه می‌دانند.» آدم باید حرف منطقی را بپذیرد. او را برای حضور در ائتلاف هم‌پیمانان یکی از هم‌شهری‌هایش به ما معرفی کرده بود و تعریف‌های زیادی از او کرده بود. ما هرچه بیشتر با او صحبت کردیم کم‌تر ویژگی قابل توجهی در او دیدیم. شیوه‌ی صحبت کردنش فاجعه بود و تصور این که او روزی دبیر شورای صنفی شود وحشتناک بود. در نهایت به غیر از همشهری بودن دلیل دیگری برای تعریف‌های دوستش نیافتیم. کار از کار گذشته بود و امکان تغییر لیست نبود و ما امید داشتیم که دست کم خرد جمعی دانشجویان دانشکده‌ی علوم که قاعدتاً او را بیش از ما دیده و شناخته بودند، جلو فاجعه را بگیرد که البته چنین نشد. پس از انتخاباتپس از آن که انتخابات تمام شد، رفتار نامزد مورد نظر از این رو به آن رو شد. به گمان خودش دیگر خرش از پل گذشته بود و نیازی به ما نداشت. تلاش‌های هم‌پیمانان برای تأیید انتخابات سرانجام نتیجه داد اما اختلاف میان او و شورای صنفی مهندسی و دیگر اعضای هم‌پیمانان کم‌کم بروز کرد. او مراقب بود دیگر اعضای شورای صنفی که صرفاّ با نام هم‌پیمانان انتخاب شده بودند تماسی با دیگر هم‌پیمانان نداشته باشند و همه‌جا خودش را نماینده‌ی آن‌ها معرفی می‌کرد. کسانی در ائتلاف هم‌پیمانان بودند که در زمان تبلیغات اصلاً در دانشگاه نبودند و دانشجویان صرفاً به خاطر این که عضو هم‌پیمانان بودند به آن‌ها رأی دادند و اختلاف آرای هم‌پیمانان با بقیه کاملاً مشهود بود. اگر بحث زیبایی هم بود بالاخره همه که خوش‌تیپ نبودند، مسأله‌ شخص نبود، شعارها و اهدافی بود که مطرح شده بود. نامزد مزبور به سرعت خودش را دبیر شورای صنفی دانشکده معرفی کرد و تلاش داشت دبیر دانشگاه هم بشود که البته او اصطلاح «دبیر کل» را برای آن به کار می‌برد که بی‌اختیار هر شنونده‌ای با شنیدن این اصطلاح دلش به حال دبیر کل سازمان ملل می‌سوخت. از طرف دیگر مدیر محترم امور دانشجویان که اتفاقاً هم‌شهری اوست، اصرار داشت که هر چه زودتر تکلیف دبیر دانشگاه مشخص شود. مدیر محترم ابایی از این نداشت که در مسائل داخلی شورای صنفی دخالت کند و به آن‌ها بگوید چه بکنند و چه نکنند. با آغاز ترم جدید مسائل رنگ دیگری به خود گرفت. مسأله دیگر ناکارآمدی برخی اعضا نبود که اگر چنین بود خیال می‌کردیم که اصلاً شورای صنفی نیست، کاندیدای مورد نظر با پیشنهادی عجیب وارد دانشگاه شد. او به هر یک از دبیران دانشکده‌ها پیشنهاد داد که با یکی از مسؤولان امور دانشجویی، کمیته انضباطی و حراست روابط ویژه‌ی مخفی برقرار کنند، یعنی دیگر لازم نیست کمیته‌ی انضباطی به دنبال رابط بگردد شورای صنفی در خدمت است! این موضوع بدبینی اعضای هم‌پیمانان را بیشتر کرد. اصولاً موضع اصلی هم‌پیمانان از ابتدا این بود که با هیچ یک از مسؤولان دانشگاه وابستگی نداشته باشد تا بتوانند بی‌دغدغه از دانشجویان دفاع کنند. مواضع دیگر وی نیز پرسش‌های زیادی را در مورد عملکرد وی به میان آورد. در نهایت در یک جلسه‌ی داخلی کسانی که برای پیروزی هم‌پیمانان تلاش‌های زیادی کرده بودند از او خواستند دلیل عدم پای‌بندی و حتا مخالفت با شعارهای هم‌پیمانان را توضیح دهد. او در جلسه حاضر شد اما پیش از آن که سوآلات مطرح شود فرار را بر قرار ترجیح داد. بدیهی است کسی در آن نشست نمی‌توانست از کسی که از پاسخ‌گویی فرار می‌کند دفاع قابل توجهی کند و او از هم پیمانان اخراج شد تا شاید آبروی هم‌پیمانان حفظ شود. شورای صنفی به فروش می‌رسدمن و برخی دیگر با اخراج او موافق نبودیم، معتقد بودیم که بهتر است کجدار و مریض با هم سر کنند و تفرقه ایجاد نشود، در عین حال رفتارش کنترل شود. اما رفتارهای بعدی شخص مزبور ما را هم به این نتیجه رساند که مخالفانش چندان هم بی‌راه نمی‌گویند. حق با آنان بود. او پس از اخراج از هم‌پیمانان تمام تلاش خود را علیه هم‌پیمانان به کار برد و ظاهراً هر سه نقشی را که پیشنهاد کرده بود دبیران شورای صنفی بپذیرند خودش یک‌تنه عهده‌دار شد. با هم‌کاری مدیر امور دانشجویان و دبیر کمیته انضباطی به پرونده‌سازی علیه هم‌پیمانان رو آورد. نامه‌ای شخصی که به وی داده شده بود تا در نشست هم‌پیمانان شرکت کند از پرونده‌ی دبیر موقت هم‌پیمانان در کمیته‌ی انضباطی سر درآورد. از سوی دیگر اتهاماتی بی‌اساس نیز به اعضای هم‌پیمانان زده شد. مدیر محترم امور دانشجویان کار را به جایی رساند که به دبیر شورای صنفی دانشکده مهندسی گفت با توجه به انتخاب دبیر جدید که اتفاقاً همشهری او هم بود، دیگر نیازی به شورای صنفی دانشکده مهندسی نیست و مهر را تحویل بدهید! کسی نبود بگوید خداپدربیامرز اگر این طور بود که خیلی بهتر بود به جای شوراهای صنفی دانشکده‌ها اصلاً از اول برای شورای صنفی دانشگاه انتخابات می‌گذاشتند تا این همه هزینه صرف نشود، ملت هم علّاف نشوند. با این وضع و عدم همکاریِ دیگر مسئولان دانشگاه، اعضای شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی ترجیح دادند که استعفا دهند و مسئولان دانشگاه هم که گویا منتظر چنین کاری بودند، از خدا خواسته پس از نیم ساعت استعفا را پذیرفتند.نکته‌ی جالب توجه این که گویا مهر شورای صنفی دانشگاه هم در اختیار مسئولان قرار گرفته است تا هر چه می‌خواهند علیه دانشجویان به نام شورای صنفی بنویسند. خیلی زود بیانیه‌ای از طرف شورای صنفی دانشگاه منتشر شد که حکایت همان یادداشتی بود که قرار بود در پنجره منتشر شود. نه تنها دبیر محترم قادر به نوشتن آن نبود بلکه به گواهی همه‌ی کسانی که او را می‌شناسند حتا در خواندن آن هم مشکل خواهد داشت! نداشتن امضای پای بیانیه هم تأییدی دیگر بر این موضوع بود که بیانیه را خودش ننوشته است، زیرا مهر و امضای دبیر هر دو با هم در دسترس نبوده‌اند! بیانیه‌ای بدون امضا منشتر شده بود علیه دانشجویان مستعفی شورای صنفی، که در ضمن به انتشار شب‌نامه‌ها در دانشگاه اعتراض داشت. شب‌نامه یعنی نامه‌ی بدون امضا مثل خود همان بیانیه! به پارادوکس ‌جالبی رسیدیم.زندگی سراسر حل مسأله استاوضاع فعلاً به همین منوال ادامه دارد شورای صنفی مهندسی که گاهی برای دانشجویان کاری می‌کرد و به چیزی اعتراض می‌کرد، کنار رفت و باید کنار می‌رفت چون توهمی داشت که باید از حقوق دانشجویان دفاع کند به مشکلات اعتراض کند و گاهی به مسؤولان سهل‌انگار هشدار دهد. غافل از این که نرود میخ آهنین بر سنگ. شوراهای صنفی‌ باقی مانده هم‌چنان فشل‌اند و اگر همین بود غمی نبود. سال‌ها نبود و این یک سال هم روش. شورای صنفی به ابزار خطرناکی علیه دانشجویان بدل شده است. قرار بود شورای صنفی مدافع دانشجویان باشد اما اکنون خودش برای دانشجویان پرونده می‌سازد و حتا نامه‌ای هم از سوی برخی از اعضای شورای صنفی علیه دانشجویان جمع شده است. ای کاش اعضای شورای صنفی شأن جایگاهی را که قرار دارند می‌دانستند. اگرچه بی‌گمان هم‌پیمانان را نمی‌توان در وضع به وجود آماده بی‌تقصیر دانست. به هر حال آنان با معرفی نسنجیده‌ی یک دانشجو آن هم صرفاً به خاطر تعریف‌های دوستش باید از دانشجویان عذر بخواهند. اما نباید محدودیت‌ها را هم از یاد برد، کسی از آینده خبر ندارد، کسی نمی‌دانست که دانشجویی می‌تواند تا این حد تغییر موضع بدهد. کسی که قول داده بود برای تغییر عملکرد کمیته‌ی انضباطی تلاش کند حالا بازیچه‌ی دست آنان شده است. شاید خود او هم گمان نمی‌کرد به این وضع کشیده شود. کافی است یک لحظه به خودش فکر کند که چرا دانشجویان به او رأی دادند، دریغ هنوز این فرصت برایش پیش نیامده است. آن دانشجوی محترمی هم که او را معرفی کرد شاید حقیقتاً از وضعیت وی خبر نداشته است. نه انسان‌ها را کامل می‌توان شناخت و نه آینده را می‌توان پیش‌بینی کرد. آینده باز است و تصمیم‌های تک‌تک افرادی آن را می‌سازد که هر لحظه ممکن است موضع خود را تغییر بدهند. مهم آن است که با اطلاعات موجود و شرایط موجود تلاش کنیم بهترین تصمیم را بگیریم و زمانی که با مشکل روبرو شدیم خود را نبازیم و بیندیشیم راه چاره چیست و فرصت‌ها را از دست ندهیم. زندگی سراسر حل مسأله است.&lt;br /&gt;(1) نوشتن مقاله برای برخی افراد به ویژه در ایام انتخابات کار مرسومی است. مطالبی را هم که سخن‌رانان دولتی می‌گویند عمدتاً نوشته‌ی افراد دیگری است، به ویژه کسانی که بنا به مسؤولیت‌شان باید درباره‌ی مسائل مختلفی صحبت کنند که شاید هیچ‌گونه آشنایی با آن ندارند حتا در بعضی از بخش‌های دولت نویسندگانی برای این منظور استخدام می‌شوند. فرض کنید رییس‌جمهور قرار باشد در مراسم افتتاحیه نمایشگاه صنایع دستی بلوچستان صحبت کند، بدیهی است که خودش چیزی که در خور رییس‌جمهور باشد، نمی‌تواند بگوید. یا این که قرار باشد ریاست دانشگاهی که رشته‌ی اصلی‌اش اقتصاد است، لازم باشد در افتتاحیه مراسم همایش زبان‌شناسی سخنرانی کند، به جز خوش‌آمدگویی گمان نمی‌کنم بتواند حرف باربطی بزند. بدیهی است باید دیگران در این‌گونه مواقع به کمک بیایند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-7496400757327970170?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/7496400757327970170/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=7496400757327970170' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7496400757327970170'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/7496400757327970170'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post_01.html' title='همپيمانان و آينده'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2632083691416115500.post-3563516130594062170</id><published>2008-11-01T12:03:00.000-07:00</published><updated>2008-11-01T12:06:28.488-07:00</updated><title type='text'>آغاز به كار وبلاگ و نشريه</title><content type='html'>نشريه سياه وسپيد اولين شماره خود را در تاريخ 24 مهر ماه در دانشگاه زاهدان منتشر كرد.&lt;br /&gt;همچنين وبلاگ اين نشريه نيز در تاريخ 11 آبان راه اندازي شد .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2632083691416115500-3563516130594062170?l=siahosepeed.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://siahosepeed.blogspot.com/feeds/3563516130594062170/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2632083691416115500&amp;postID=3563516130594062170' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/3563516130594062170'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2632083691416115500/posts/default/3563516130594062170'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://siahosepeed.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='آغاز به كار وبلاگ و نشريه'/><author><name>شهريار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06703964226491631309</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_2Pe86osgxkg/SQykHAv3AwI/AAAAAAAAAAU/1rt71kkMW34/S220/siasepid.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
